در جامها چند بار با این ترس دست و پنجه نرم کردهام. داستان ترس از ستارههای حریف از همان اولین باری که تیم ملی ایران جهانی شد و توانست در میان تیمهای برتر جهان جای بگیرد با ما بود. ما که نبودیم که یادمان بیاید، اما قدیمیها میگویند که در بازی اول تیم ملی ایران مقابل هلند بازیکنان تیم ملی، هلندیها را با دست نشان میدادند و میگفتند که «این» آری هان است و اینها برادران کرکوف.
در جام جهانی دوم این حکایت تکرار شد. ایران در سال1998 تا مدتها کری خواندنهای یاران میاتوویچ و میهاتوویچ را جدی میگرفتند و از خوردن گلهای زیاد میترسیدند اما بازی تمام شد و ما فقط یک گل خوردیم.
در جامجهانی 2006 هم بازی با پرتغال هم چیزی مثل امروز بازی با آرژانتین بود. در تیم حریف دکو بود، رونالدو بود، فیگو بود و خیلی از بازیکنان مشهور آن روزها بزرگترین باشگاههای جهان... اما تیم ملی تا دقیقه 70 آن بازی فوقالعاده بود. اگر یادتان نرفته نترسیدن بازیکنان تیم ملی ایران را میشد در حرکات حسین کعبی دید که آنچنان به سمت فیگو رفت که تا مدتها جای نوازش کعبی روی صورت فیگو باقی مانده بود.
حالا ماییم و آرژانتین؛ تیمی که نمیتوان آن را در مسی کوچک کرد. این تیم بازیکنانی دارد مثل دی ماریا که نقش عمدهای در قهرمانی رئال دارد یا سرخیو آگوئرو که از نظر تکنیکی یکی از بهترینهای جهان است، اما اگر با این پیششرط بخواهیم به میدان برویم و یک نوع از پیش باختگی را در ذهن نهادینه کنیم، آنگاه به هیچوجه این فرصت را نخواهیم داشت که خود را نشان دهیم. آرژانتین ترس ندارد.
باختن به آرژانتین اتفاقی است که اگر رخ بدهد هم هیچ اتفاق بزرگی رخ نمیدهد. در جامی که اسپانیا قهرمان دوره قبل پنج گل میخورد و پرتغال با کریستیانو رونالدو چهار گل، باختن ما به آرژانتین کوچکترین اهمیتی ندارد. آن چه اهمیت دارد آن است که ما در این بازی خودمان نباشیم و بعدها افسوس بخوریم که تمام توانمان را نگذاشتیم. ترس، ضریب اشتباه را زیاد میکند. پس بهتر است در این فاصله تا روز شنبه و بازی با آرژانتین خودمان را برای جنگیدن تا آخرین نفس آماده کنیم؛چیزی مثل بازی با نیجریه و حتی بهتر از آن.
افشین خماند / جامجم