طبیعی است که ورود فرزند تا حدی وضعیت گذشته را تغییر می دهد و نظم و تعادل گذشته را دچار اختلال زودگذر خواهد کرد.
این گونه به هم ریختگی و عدم توازن امری اجتناب ناپذیر و زودگذر است. اما زوجهای جوان نیز باید بدانند اگر این عدم تعادل بیش از یک سال به طول انجامد، به صورت عاملی خطرناک و مخرب ، زندگی زناشویی آنها را تهدید خواهد کرد.
چون با تضعیف روابط خانوادگی پیوندهای عاطفی بین زوج نیز سست شده و ادامه رابطه را با مشکل مواجه خواهد کرد و در صورت تداوم وضعیت ایجاد شده ، تمام خانواده در اثر این فرآیند متضرر می شوند.
پس باید هر چه سریع تر وضعیت را به حال عادی نزدیک کرد تا نیازهای عاطفی و روانی تمام اعضای خانواده اغنا شود و مشکل حادی پیوند زناشویی را تهدید نکند.
می توان همزمان با رسیدگی به فرزند، تعادلی ایجاد کرد و کمی بیشتر به شوهر توجه نشان داد.
مردان نیز می توانند به همسران و در واقع به خودشان در انجام برخی از امور منزل کمک کنند. اگر برخی مسوولیت های مادر در منزل مانند بچه داری ، تا حدی از دوش او برداشته شود، مسلما فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور دیگر و بخصوص توجه به همسر در اختیار خواهد داشت و کارهای معمول روزانه او را از پا نخواهد انداخت.
مساعدت در نگهداری از فرزند چند حسن دارد. اول این که علاقه پدر نسبت به فرزند افزوده خواهد شد و ترجیح خواهد داد به جای حسادت ، نسبت به این موجود عزیز عشق بورزد. دوم این که با مسوولیت خطیر فرزندپروری آشنا می شود و می فهمد رسیدگی به طفل تنها شیردادن و خشک نگهداشتن کودک نیست.
بلکه طفل نیازهای فراوانی دارد که رسیدگی به تمام آنها مستلزم صرف دقت و انرژی فراوانی از سوی مادر است ، پس دیگر شکایتی از بی توجهی همسر ذهن او را پر نخواهد کرد.
عشق بعد از بچه دار شدن!
اگر کمی صبور باشیم ، زمان بسیاری از این مشکلات را حل خواهد کرد. بتدریج که طفل بزرگ و بزرگ تر می شود و توانایی انجام برخی امور در او پدید می آید، به مرور زمان استقلال نسبی پیدا می کنند و برخی مسوولیت ها از دوش والدین برداشته می شود و به نوعی وظایف آنها را تغییر خواهد داد.
پس هر دو نفر، مادر و پدر، به نوعی وقت بیشتری برای رسیدگی به دیگری خواهد داشت. به مرور زمان ، زن و مرد هر دو متوجه می شوند هیچ علاقه ای جای عشق به همسر را پر نخواهد کرد.
پس بهتر است هر دو محبت خود را نثار فرزندشان کنند، چون عشق به فرزند با عشق به همسر تفاوت هایی ماهیتی دارند و نباید انتظار داشت هر دو به یک شیوه و به یک صورت بیان شوند. آنچه در روابط همسران ، پس از تولد فرزند متحول می شود، تنها شیوه ارتباط است نه خود ارتباط.
کارکردهای همسری همچنان پابرجا باقی می ماند، تنها انتظارات و شیوه های ارتباطی ناگزیر تغییر می پذیرند، که البته پس از مدتی همه چیز به جای سابق باز خواهد گشت و زندگی به روال خوش گذشته ادامه خواهد یافت ، اگر کمی صبور باشیم و در زمان مقتضی ، عکس العمل های مناسب را از خود نشان دهیم.