
یادم میآید آن موقعها که گاهی تا نیمههای شب در بخش آنلاین روزنامه کار میکردیم، چه دلم میخواست و چه دلم نمیخواست، باید هر شب چند قطعهای از آواز ایرانی را برای بچهها اجرا میکردم؛ بچههایی که دیگر فقط همکارم نبودند و همدیگر را عضوی از یک خانواده میدانستیم. وارد تحریریه روزنامه جامجم هم که شدم، آوازخوانیهایم تعطیل نشد. تا مدتها در تحریریه روزنامه جامجم رسم شده بود پس از پایان ساعت خبر و کمتر شدن حجم کارها، هر روز یکی از همکاران به تدارک مراسم عصرانه مشغول میشد و همه را دعوت میکرد. پای ثابت عصرانههایمان هم معمولا پنیر و سنگک بود. در همین عصرانههای شیرین جامجم بود که برای خبرنگاران تحریریه هم آواز خواندم و همین بهانههای کوچک و دور هم جمعشدنها، دوستیمان را عمیقتر میکرد. حالا دیگر مرسوم شده در اغلب جشنها و مراسم خودمانی روزنامه جامجم آواز میخوانم؛ آن هم برای دوستانی که هر کدامشان برایم به اندازه اصالت موسیقی فاخر ایرانی، دلنشین هستند.
امین جلالوند / گروه جامعه
{$convert_old_media}
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران