در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بالطبع، هنوز راه نسبتا درازی تا وارد چرخه نمایش شدن تولیدهای داخلی تازه، باقی مانده بود و در چنین شرایطی همه آنچه از آثار تولیدی در رژیم طاغوت قابل پخش به نظر میرسید، درخصوص سریال از انگشتان یک دست و درباره فیلم از انگشتان دو دست فراتر نمیرفت.
تازه همین آثار هم در نوبتهای بعدی بازبینی و ممیزی با ابهامها و تردیدهای جدی روبهرو میشد و انگار چارهای جز در پیش گرفتن نوعی آزمون و خطا به نظر نمیرسید.
مثلا سریال پربیننده «دلیران تنگستان» که با وجود مضمون انقلابی بشدت با آرمانخواهی آن روزگار (و در ادامه نیز بروز جنگ تحمیلی و میل عمومی به دفاع از آب و خاک آبا و اجدادی) هماهنگ به نظر میرسید، از نوبت دوم به بعد تکرار پخشاش دچار جرح و تعدیلهایی شد. یا مثلا دیگر سریال محصول قبل از انقلاب به نام «آقای مطالعه» [ساخته اکبر خواجویی] برخلاف «دلیران تنگستان» [به کارگردانی همایون شهنواز] بعدها به کلی از نمایشش خودداری شد. عنوان تنها سریال قابل پخش محصول قبل از انقلاب را تا امروز، دلیران تنگستان، این ساخته خوب شهنواز و روایت مقاومت جانانه دلیران جنوب از آن خود کرده است که مدتی پیش برای چندمین بار از شبکه تماشا به آنتن پخش سپرده شد.
در چنین شرایطی پخش فیلمها و برخی سریالها از تلویزیون
از سر گرفته شد. آن زمان، سینماها در کنار برخی آثار قبل از انقلاب و بعضی فیلمهای جدیدی که دوبله شده و به نمایش درمیآمد (نظیر فیلم پرفروش و هندی «شعله») در تصرف فیلمهای سیاسی قرار داشت؛ آثاری که تا قبل از پیروزی انقلاب، تماشای آن بر پرده سینما یا روی صفحه تلویزیون به رویایی دستنیافتنی میمانست و طبیعی بود که با وجود شور انقلابی سالهای نخست پس از پیروزی و میل عمومی جامعه به تماشای فیلمهایی با مضامین سیاسی و انقلابی، سیل این آثار روانه سینماها شود و برخی آنها به تلویزیون نیز راه پیدا کند.
به این ترتیب، فیلمهایی همچون «زد»، «کودتا»، «شب روی شیلی»، «حکومت نظامی»، «اعتراف»، «نبرد الجزیره» [که در بین مردم به اشتباه به «نبرد الجزایر» معرف شده بود و هنوز هم برخی آن را به همین نام میخوانند]، «جانبازان فلسطین» [که درواقع نام اصلیاش «48 ساعت در مونیخ» بود و با تلاش پخشکنندهاش در دوبلاژ دچار تغییر مضمونی شده و پروانه نمایش گرفته بود]، «محمد رسولالله(ص)» [با نام واقعی «الرساله» یا «رسالت» یا همان «پیام»]، «نبرد العلمین»، «مدرسه ضدجاسوسی» و بسیاری آثار دیگر، سینماهای ایران را جولانگاه تاخت و تاز خود قرار داد و فروشهای بالایی را در نخستین مواجهه تماشاگر ایرانی با چنین فیلمهایی تجربه کرد. بیشتر این فیلمها بتدریج از تلویزیون نیز پخش و در ادامه بارها و بارها تکرار شد. برخی همچون «مدرسه ضدجاسوسی» و «جانبازان فلسطین» به دلایلی که نمیدانیم (مثلا شاید خریداری نشدن حق پخش این فیلمها که در اختیار بخش خصوصی قرار داشت) تقریباً هیچگاه از تلویزیون به نمایش درنیامد. نکته دیگر اینکه محصولاتی هم از سالهای دور وجود داشت که ـ شاید ـ در رژیم پیشین، حساسیتی را برنینگیخته و در همان سالها دوبله و نمایش داده شده بود. مثلا (اگر اشتباه نکنم) فیلم «زندهباد زاپاتا» شاهکار مشهور الیا کازان جزو این آثار بود که در سالهای پس از انقلاب هم به سبب مضمون انقلابی و میهنیاش، رونقی به سینماها و سپس تلویزیون بخشید و همگان را مجذوب خود کرد.
نکته جالب اینکه تقریبا تمامی فیلمهای مذکور در مسجدهای هر محله نیز پخش میشد (به وسیله آپارات و سپس پدیدهای به نام دستگاه ویدئو) و جالبتر اینکه کار نمایش خیلی از همین فیلمها به تکرار میکشید که بسیاری در تکرار هر باره، مشتری آنها بود.
نکته مهمی که شاید از دید بسیاری که تاریخ آن روزگار را نوشتهاند پنهان مانده باشد، این است که درصد بالایی از مردم ما اساسا فیلم دیدن را از تاریخ بعد از 22 بهمن 1357 شروع کردند و چندان عجیب نیست که نخستین فیلمهایی که این گروه دیدهاند از جنس همین آثار انقلابی بوده باشد.
البته گاه فیلمهایی مانند «تنگسیر» ساخته امیر نادری هم در مسجدها و سینماها به نمایش درمیآمد که با هوشمندی سازندهاش در رژیم گذشته، به صورتی نمادین، مضمونی را (شامل شوریدن یک مرد جنوبی بر ضد کسانی که به او ظلم کرده بودند) به تصویر میکشید و از هر نظر در جرگه آثار انقلابی و مورد پسند روز جامعه به شمار میرفت، اما با این همه به جدول پخش تلویزیون راه پیدا نمیکرد.
در همان شرایط «ساز دهنی»، دیگر ساخته قبل از انقلاب نادری، که محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود، بارها از تلویزیون پخش شد و حالا به شکل یک نوستالژی از آن یاد میشود. «ساز دهنی» به صورتی سمبلیک از سلطه سخن میگفت، کودکی که از رفتار و ظواهرش برمیآمد از یک خانواده اعیانی باشد با تکیه بر علاقه بچههای محروم و همسن و سالش به سازدهنیای که داشت به آنها فخر میفروخت. عاقبت «امیرو» قهرمان کوچک داستان، که بیش از همه تحت سلطه او درآمده بود، میشورید و سازدهنی را بهعنوان ابزار تسلط او بر دیگر بچهها به دریا میانداخت. نادری سالها بعد (1364) در فیلم دیگرش «دونده» که اتفاقا آن هم پس از اکران در سینماها از تلویزیون پخش شد، بار دیگر سراغ «امیرو» (که در اصل، ملهم از کودکی خود فیلمساز بود) رفت و این بار آوازهای جهانی پیدا کرد؛ هرچند که نادری در ایران نماند و راهش را به گونه دیگری ادامه داد...
***
دیگر فیلم تولید قبل از انقلاب که آن سالها در جاهایی خارج از تلویزیون فراوان دیده شد، «سفر سنگ» بود. این فیلم، آخرین ساخته مسعود کیمیایی در رژیم پیشین محسوب میشود و مشهور است که داستان و مضمونش یک پیشگویی عجیب از توفانی بود که میخواست اتفاق بیفتد و از قضا چنین نیز شد. عجیب اینکه با وجود فضا و شرایط سالهای اول انقلاب، «سفر سنگ» میتوانست جزو نخستین گزینههای مسئولان صدا و سیما برای پخش در مناسبتهای انقلابی و سالگردها باشد، اما این اتفاق تا همین یکی دو سال پیش که فیلم در یک برنامه ویژه و تحلیلی به نمایش درآمد، نیفتاد و «سفر سنگ» پس از حدود سه دهه توانست به تلویزیون راه یابد.
موج دیگری که اوایل انقلاب، بیشتر در سینماها به راه افتاد و کمتر به تلویزیون راه پیدا کرد، هجوم فیلمهای تولید اتحاد [سابق] جماهیر شوروی به کشورمان بود. عوامل فرهنگی این کشور با سوءاستفاده از فضای خاص و انقلابی سالهای 1358 تا 1360 میکوشیدند با ورود بیرویه و واگذاری ارزان و گاه حتی رایگان فیلمهایشان به ایران، بر شرایط فرهنگی ما تاثیر بگذارند که به دلایل عدیده کمتر موفق شدند. تلویزیون نیز فقط برخی آثار برتر سینمای شوروی را (مثل فیلمهای شاخص هر نقطه دیگری از دنیا) نمایش داد و به این ترتیب پرونده این برنامهریزی هدفمند و گسترده رایزنان «فرهنگی» همسایه شمالی کشورمان بهسرعت بسته شد...
***
با وجود رواج نمایش فیلمهای انقلابی و نیز با هوشمندی مسئولان وقت تلویزیون و الهام گرفتنشان از آنچه در سطح جامعه میگذشت، برخی از مشکلات مربوط به پخش نوع فیلمها و سریالها در تلویزیون از سر راه برداشته شد.
در واقع مردم با انتخابهایشان نشان دادند که در آن روزگار چه نوع فیلمهایی را میپسندند؛ فیلمهایی که از قضا کمتر دچار مشکلات ممیزی (از نوع پوششها و روابط زن و مرد) بود.
در ادامه نمایش چنین فیلمهایی، سریالهایی مانند «میشل استروگف» و «عزالدّین قسّام» به همراه دیگر فیلم مصطفی عقاد، کارگردان «الرساله»، با نام اصلی «شیر صحرا» که در تلویزیون به اسم «عمر مختار» نمایش داده شد و به زندگی این انقلابی مشهور لیبیایی میپرداخت، گروه دیگری از آثار نمایش داده شده در آن سالها بود. گاهی حتی نمایش همزمان یک فیلم از تلویزیون و سینما مشکلات و شائبههایی را هم پدید میآورد که در اصل چیزی نبود جز ناهماهنگی میان تلویزیون و بخش خصوصی. مثلا درباره «عمر مختار» یا همان «شیر صحرا» گفته میشد که یک پخشکننده از بخش خصوصی با سرمایهگذاری برای این فیلم، تدارک وسیعی برای نمایشاش از سینما (یا دستکم شبکه مجاز ویدئویی که آن زمان در نخستین دوره از فعالیتش در ایران به سر میبرد) دیده بود.
***
رونق و پخش (و استقبال عمومی از) فیلمها و سریالهایی با مضامین انقلابی و میهنی، به سبب رخداد خیلی سریع و ناگهانی جنگ تحمیلی در دومین سال پس از پیروزی انقلاب، بسرعت با فیلمهای جنگی پیوند یافت. ضمن اینکه تعدادی از آثار پیش گفته [همچون «زندهباد زاپاتا»] به خودی خود و به صورت توامان، دارای مضمون و محتوای جنگی ـ انقلابی نیز بود.
در رویکرد تازه و به روز مسئولان پخش سیما، مراجعه به آرشیو فیلمهای جنگ جهانی دوم (که آن سالها به فیلمهای «پارتیزانی» مشهور بودند) در دستور کار قرار گرفت. زمان ثابت و معین پخش «فیلم سینمایی» نیز پنجشنبهشبها و عصرهای جمعه تعیین شد.
به این ترتیب و به سرعت، دیدن فیلمهای سینمایی، به یکی از پربینندهترین برنامههای سیما تبدیل شد، اما حکایت مشکلات قبلی و دشواریهای جدیدی که یک به یک از راه میرسید بر سر جای خود باقی بود...
***
ازجمله مهمترین موانع پیشرو در راه انتخاب، خرید و پخش فیلمها و سریالها در آن دوره، تفاوت ارزشهای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی بود. آن سالها مکرر شنیده میشد که مسئولان تلویزیون میگویند هیچ کشوری با موازین و ضوابط ما فیلم و سریال نمیسازد. ابزارهای اجرایی ممیزی نیز بسان امروز وجود نداشت تا مثلا برخی نماها را درشت کند و به طریقی جلوی نمایش عریانی کاراکتری را که نقش مهمی در داستان دارد، بگیرد.
تنها چاره یا تغییر روابط و ماجراها در دوبلاژ بود یا به موازات آن حذفهای جزئی و گاه کلی که شالوده داستان را به هم میریخت.
دیگر مشکل پیش رو، بودجه اندکی بود که با توجه به شرایط دشوار دوران جنگ، از هر نظر دست مسئولان انتخاب و خرید برنامهها از کشورهای خارجی را میبست. در این شرایط، تنها راه پیش رو ـ یا دستکم موثرترین راه ـ تولید آثار داخلی با رعایت و در نظر گرفتن ایدهآلهای پذیرفتنی، تشخیص داده شد...
علی شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: