طرفداران تلاشهای کاخ سفید معتقدند اشاعه دمکراسی قدیمی ترین هدف سیاست خارجی امریکا در سراسر جهان است.
آنان می افزایند صرفنظر از مشکلات موجود این مساله همچنان هدف عمده ای باقی خواهد ماند. به هر حال انتقال قدرت بدون ایجاد ثبات در عراق برای دولتمردان امریکایی یک شکست محسوب می شود.
زیرا تنها آغاز مرحله ای تازه از دردسرهای امریکاییها در عراق است .در قرن گذشته ، ایالات متحده امریکا، دست کم 170مداخله نظامی در کشورهای مختلف جهان داشته است. وجه مشترک و غالب همه این تجاوزها هدیه دادن آزادی ، حذف دیکتاتورها و تزریق دمکراسی و ارزشهای امریکایی بوده است.
شاید این جمله آرتور شلینگر تاریخدان برجسته امریکایی خوی حماقت آمیز دبلیو بوش را آشکار می کند. وی می گوید: «تهاجم نظامی به عراق روزی به یاد ماندنی در تاریخ بی آبرویی هاست.»
اما این مساله در ساختار ذهنی و فکری روسای جمهوری امریکا چندان واجد اهمیت نیست. آنچه اهمیت دارد، نباختن جنگ است. همان طوری که لیندون جانسون و ریچارد نیکسون در کوران جنگ ویتنام معتقد بودند که «نباید اولین رئیس جمهوری امریکا باشند که جنگ را می بازند».
این مساله البته برای بوش پسر بسیار حیاتی است ؛ چرا که وی ملت و حکومت امریکا را برگزیده خداوند و دارای حق سیطره بر کل جهان می داند. سفر کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا 2روز قبل از سفر خرازی به عراق بود که وی تنها با رهبران سیاسی عراق و مقامات و نظامیان امریکایی دیدار کرد.
رایس پیش از این که به سمت وزیر امور خارجه امریکا انتخاب شود، گفته بود: «به عنوان بچه جنگ سرد، آموختم که آزادی رادیو، برای دریافت پیام در پشت پرده آهنین بسیار مهم است.»
صحنه عراق آنقدر آشفته است که درک مجموعه حوادثی که در آن رخ می دهد دشوار به نظر می رسد. سایه سنگین اشغالگران ، اوضاع نابسامان عراق را پوشانده است ؛ زیرا عراق اکنون ، شرایط زمانی بسیار حساس و نگران کننده ای را سپری می کند که این شرایط برای ملت عراق و منطقه بسیار حساس و سرنوشت ساز است.
لذا مشکلات معیشتی و اقتصادی از یک طرف و مسائل نظامی امنیتی از طرف دیگر، عراق و دولت جدید را با چالشهای جدی مواجه کرده است. حضور ناگهانی و غیرمترقبه رایس در عراق با انتقاد از حضور کمرنگ اهل تسنن در صحنه سیاسی عراق و درخواست علنی از دولت جعفری برای مشارکت هر چه بیشتر اهل تسنن عراق در کار تدوین قانون اساسی این کشور، کوشید شکاف به وجود آمده بین دولت امریکا و گروههای اهل تسنن عراق را کاهش دهد یا حداقل وانمود کند که قصد انجام چنین کاری را دارد و در همین حال ، از حجم نگرانی کشورهای عرب همسایه عراق نسبت به شکل گیری ساختار دولتی شیعه در عراق بکاهد و به دغدغه هایی که از سوی رهبران مختلف کشورهای عربی در کاخ سفید از آنها پرده برداشته شد پاسخ گوید.
70عملیات انتحاری و 400کشته آن هم ظرف 2هفته ، کارنامه ای است که می تواند دلیل خوبی برای خانم رایس برای سفر خود به عراق باشد.
گرچه دیک چنی ، معاون رئیس جمهور امریکا می گوید: «راه خاورمیانه بزرگ از عراق می گذرد؛ ولی ما فعلا در عراق گرفتار و زمینگیر شده ایم.» و این نمونه ای است از ناتوانی امریکا در عراق. مهمتر آن که رایس هم گفته است : «ما اجازه حاکمیت یک نظام دینی را در عراق نمی دهیم»؛ اما مثلث قدرت شیعیان ، کردها و سنی ها دولت فعلی را تشکیل دادند.
ناگفته نماند که امریکایی ها صاحب تمامیت سیاست های راهبردی دولت و ملت عراق نیستند و همیشه تحولات طبق خواست و نظر آنها پیش نمی رود. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران نمونه بارز یک مثال عینی است ، نتیجه انتخابات اخیر در عراق ، دلخواه امریکا نبود؛ اما اتفاق افتاد و راهبرد امریکا را در عراق با شکست مواجه کرد.
هدف امریکایی ها از اشغال عراق این بود که با استراتژی یکجانبه گرایی یک هژمونی قدرت در جهان ایجاد کنند؛ اما موفق نشدند.
درخصوص برقراری دمکراسی در عراق نیز، اکنون با گذشت ماهها از اشغال عراق نه تنها دمکراسی در عراق برقرار نشده ، بلکه موج سرکوب ، شکنجه و قتل و کشتار مردم از سوی نظامیان امریکایی همچنان ادامه دارد.
حضور رایس در بغداد و ملاقات با مقامات عراقی از کارآمدی قدرت امریکا در عراق حکایت دارد و ناتوانی امریکا در تامین حداقل امنیت برای مقامات امریکایی در عراق ، سردرگمی این کشور در سیاست خارجی خود ارزیابی می شود، چنانچه رایس پس از نتیجه نگرفتن از حضور خود در عراق بلافاصله به امریکا بازگشت.