آثار این نمایشگاه چه تفاوتهایی با مجموعه نقاشیهای آبرنگ در نمایشگاه قبلیتان که حدود دو سال پیش در گالری شکوه برگزار کردید، دارد؟
من در این نمایشگاه 21 اثر آبرنگ روی کاغذ کتان ارائه دادهام که در آن مناظری از دهکده بیدهند در نزدیکی شهرستان نطنز را به تصویر کشیدهام. این دهکده از زمان ساسانی بهجا مانده است ومردم آن هنوز به شکل سنتی زندگی میکنند. خانههایش با خاک و سنگ ساخته شده است. تابش آفتاب بر خاک آنجا احساسی را که یک شعر در من به وجود میآورد ، را ایجاد میکند.
در پسزمینه بیشتر نقاشیهایم رشته کوههای مرکزی ایران به نام کرکس به چشم میخورد که در جنوب غربی شهرستان نطنز واقع است. در آثار تازهام در این نمایشگاه تمرکز اصلی من بر خاک و آفتاب است. در این آثار سعی داشتهام تابش آفتاب را روی دیوارههای خاکی خوشرنگ روستاهای ایران نشان دهم. ایران به لحاظ جنس خاک تنوع زیادی دارد و ما شاهد خاکهایی با رنگهای زیبای اکر، قرمز اخرایی و... در آن هستیم و میتوان گفت خداوند در تابش آفتاب در ایران سخاوتمندی زیادی داشته است. هدفم در این نمایشگاه قدردانی از آب و خاک کشورم است. مردم باید قدر این موهبتهای الهی را بدانند و روستاهای زیبای کشور را به سادگی خراب نکنند که جای آنها را ساختمانهای تیرآهنی بگیرد. زیرا برای ساخت این خانههای روستایی دانش فنی به کار گرفته شده، این خانهها تابستانها خنک و زمستانها گرم هستند و نور و هوای مناسب دارند. همانطور که از یک گلدان ساخت دست در موزهها حفاطت میکنیم باید از این خانهها هم محافظت کرد. ایران یک موزه است و باید قدر آن را دانست.
با توجه به اینکه سالهاست هم روی آثار کالیگرافی و هم روی نقاشی با آبرنگ متمرکز هستید، چه رابطهای بین نقاشی خطها و آبرنگهایتان وجود دارد؟
من همراه آبرنگ در هر فصلی به نقاشیخط (کالیگرافی) میپردازم. بازی با حروف فارسی؛ همین حروف زیبا که خوشنویسان برجسته ایران آثاری ماندنی را با آن خلق کردند، دوست دارم. شعرا با همین حروف شعر سرودند و کالیگرافیستها با چیدمان همین حروف زیبا آثاری پدید آوردهاند. من با چیدمان خودم کار میکنم. وقتی دیوار سنگ چین باغی را با آبرنگ کار میکنم همان احوالی را دارم که با سنگ چین حروف یک اثر را بنا میکنم و رنگ در هر اثر همان انرژی را میدهد که انسان میخواهد.
میتوان قبول کرد که هر گونه اثر تجسمی حال خاص خود را دارد و همه از یک خانوادهاند و این خانواده و قبیله هنر است. من عاشق دستبافتههای عشایری هستم و این دستبافتهها با رنگهایی، الهام بخش من در نقاشیام بوده است. در نهایت هنرمند برای خلق اثر آرامش میخواهد و در این خلوت و آرامش است که هنر در او نازل میشود. هنرمند با خاک، آهن، رنگ، چوب، آجر، سنگ و هر ماده دیگری همراه توانایی و عشق اثری ماندنی میسازد.
چرا جوانان از نقاشی با آبرنگ که قدمت زیادی در تاریخ نقاشی ایران دارد، فاصله گرفتهاند و بیشتر به نقاشی با رنگهای روغن و اکرلیک گرایش دارند؟
نقاشی آبرنگ جرات میخواهد، هنرمند باید به خود مطمئن باشد تا این تکنیک را برای آثارش برگزیند. نقاشی با رنگ روغن و اکرلیک پوششی است، به این معنا که اگر اشتباهی در کار صورت گیرد میتوان آن را پوشاند و اصلاح کرد، اما آبرنگ مانند یک اسب میماند که باید رامش کرد و سواری خوبی از آن گرفت. به همین دلیل نقاشی با آبرنگ کار سادهای نیست.