یکی از عوامل اصلی ابهام و بی ثباتی بازارهای نفتی ، آمار و ارقامی است که درباره منابع و ذخایر نفتی ارائه می شود. اطلاعاتی که در زمینه میزان ذخایر نفتی منتشر شده اند ، به هیچ روی قابل اعتماد نیستند. برخی کشورها هر سال میزان ذخایر اثبات شده خود را با یک عدد ثابت اعلام می دارند ، در حالی که هر سال نیز از این منابع برداشت می کنند و به طور طبیعی باید از میزان این ذخایر کاسته شده باشد یا حتی اگر ذخایر جدیدی کشف می شود، باز هم همان آمار و ارقام گذشته را درباره میزان ذخایر نفتی خود ارائه می کند. در این باره چند دلیل را می توان برشمرد: عقیده براین است که کشورهای غیراوپک ، به عنوان یک گروه تولیدکننده نفت ، نمی توانند تولید خود را چندان افزایش دهند. اوپک در برخی مقاطع در 2سال گذشته به محدوده ظرفیت تولید خود نزدیک شده است و پرسشهایی را درباره میزان گسترش این ظرفیت در آینده به وجود آورده است . شماری از زمین شناسان با استفاده از شیوه هایی که ام.کینگ هوبرت (M.King Hubbert) در دهه های 1950 و 1960 ارائه کرد و با اتکا به بهترین داده های موجود درباره ذخایر نفتی ، میزان کاهش ذخایر نفتی و کشف حوزه های نفتی جدید برآورد کرده اند در یک یا 2 دهه آینده ، شاهد اوج تولید نفت خام در جهان باشیم . بیشتر پیش بینی های مهم و دراز مدت حاکی از آن هستند که میزان مصرف نفت خام در جهان سال 2025 یا 2030 به بیش از 120
میلیون بشکه در روز برسد. این پیش بینی ها نشان می دهد تولید نفت در منطقه خلیج فارس افزایش خواهد یافت تا خلا میان تقاضاهای جهانی برای نفت و تولید نفت در کشورهای غیراوپک پرشود. این پیش بینی ها به جزییات توانمندی یا تمایل تولیدکنندگان نفت خلیج فارس برای گسترش ظرفیت تولید خود نمی پردازند و به این مساله اشاره ای نمی کنند که اگر این کشورها نتوانند ظرفیت تولید خود را افزایش دهند چه پیامدهایی ایجاد خواهد شد؛ اکنون زمان آن فرا رسیده است که تلاش تازه ای برای اعلام گزارش وضعیت ذخایر نفت جهان به عمل آید. اتحادیه اروپایی و شورای همکاری خلیج فارس می توانند تلاش مشترکی را آغاز کنند که به نوعی شبیه برنامه داده های نفتی مشترک (JODI) است که اوپک و یورواستات از آن حمایت می کنند. در این ابتکار و برنامه باید به گردآوری ، نگهداری و انتشار اطلاعات درباره کشفیات جدید ومیزان کاهش ذخایر نفت در کشورهای عضو توجه شود. اتحادیه اروپایی و شورای همکاری خلیج فارس برای این که بتوانند این نگرش را متوازن کنند، چه کاری می توانند انجام دهند؛ آنها می توانند با همکاری دو سویه و چند سویه موانع فرا روی تجارت و سرمایه گذاری دو سویه را از میان بردارند و زمینه را برای فعالیت شرکتهای کشورهای عضو اتحادیه اروپایی و شورای همکاری خلیج فارس در قلمروهای یکدیگر فراهم آورند. آنها می توانندثابت کنند که شرکتهای نفتی خصوصی و شرکت های ملی با یکدیگر رقابت و در همین حال ، همکاری داشته باشند و در غیاب دخالت دولت در بازار، راه حل های کارآمد ارائه کنند. در نهایت ایجاد بازارهای تک محموله در شرق مدیترانه و خلیج فارس مفید است ، ولی عوامل تجاری صرف در این زمینه دخیل نیستند بلکه اقدام های سیاسی هم نقش مهمی دارند. در حال حاضر دنبال کردن شاخص های جدید قیمت گذاری در مقایسه با تلاش برای دستیابی به ثبات بازار اولویت کمتری دارد. تنها با کاهش بسیاری از ابهام های موجود که سبب افزایش قیمت نفت شده اند، می توان ثبات را به بازار نفت بازگرداند. 2 حوزه از حوزه هایی که اتحادیه اروپایی و شورای همکاری خلیج فارس می توانند با یکدیگر همکاری کنند و بازارهای در حال نوسان نفت را آرامش بخشند، عبارتند از:
الف ) بهبود اطلاعات در باره ذخایر نفتی
ب ) حذف موانع موجود فراروی تجارت و سرمایه گذاری دو سویه.