پرونده این متهمان از سال 89 همزمان با کشف جنازه مردی در شیراز به جریان افتاد. آن زمان کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل وقتی از کشف جسد باخبر شدند، به محل حادثه رفتند و خود را در برابر پیکر مردی دیدند که سوخته بود. شواهد موجود در صحنه جرم نشان میداد این مرد در محل دیگری کشته شده و سپس قاتل یا قاتلان برای از بین بردن سرنخها، جنازه را به آن مکان که محلی خلوت و کم رفتو آمد بود، منتقل کرده و آتش زدهاند.
جنازه مقتول در شرایطی به پزشکی قانونی انتقال یافت که هیچ مدرک شناسایی از او پیدا نشده بود. کارآگاهان در گام اول به بررسی پرونده افراد مفقود شده پرداختند و فهمیدند زنی، چندی قبل از گمشدن شوهرش به نام تورج خبر داده است. از آنجا که مشخصات جنازه به تورج شباهت داشت، از همسر او خواسته شد به پزشکی قانونی برود. این زن بعد از رویت جسد، هویت آن را تائید کرد اما گفت از ماجرای قتل چیزی نمیداند.
زن جوان که سعیده نام دارد، در دور اول بازجوییها گفت: «شوهر من راننده اتوبوس است و گاهی پیش میآمد شب به خانه برنگردد، اما وقتی با تاخیر غیرمعمول او مواجه شدم، احتمال دادم حادثهای برایش رخ داده است. موضوعی که بیشتر از همه نگرانم میکرد، این بود که تلفن همراه او خاموش بود. به همین دلیل نزد پلیس رفتم و گمشدن او را گزارش کردم. من نمیدانم چه اتفاقی برای شوهرم افتاده و چه کسی و به چه دلیل او را کشته است».
این زن ادعا کرد آخرین بار تورج به قصد رفتن به محل کار از خانه خارج شد و هیچ توضیحی درباره اینکه با چه کسانی ملاقات خواهد داشت، به او نداده بود.
کارآگاهان که در این مرحله به نتیجه روشنی نرسیده بودند، به تحقیق درباره زندگی خصوصی مرد جوان ادامه دادند و با پرسوجو از اقوام و بستگان، فهمیدند تورج با همسر خود اختلافاتی داشت. افشای این موضوع سبب شد ماموران نسبت به سعیده ظنین شوند و او را به صورت نامحسوس زیرنظر بگیرند. این ترفند پلیس بعد از مدتی نتیجه داد و مشخص شد سعیده با مردی به نام لهراسب ارتباط پنهانی دارد. کشف این رابطه کافی بود تا کارآگاهان، سعیده و لهراسب را بازداشت کنند. این دو در بازجوییها خود را بیگناه معرفی کردند، اما گفتههای ضد و نقیضشان بعد از چند روز آنها را به بنبست کشاند و سعیده به کشتن شوهرش اقرار کرد.
زن جوان گفت: «من با شوهرم اختلاف زیادی داشتم و این میان با لهراسب آشنا و به او علاقهمند شدم. ما با هم قرار ازدواج گذاشتیم. البته باید قبل از آن تورج را از سر راه برمیداشتیم. به همین دلیل نقشه قتل شوهرم را طراحی کردم و قرار شد لهراسب آن را اجرا کند.»
متهم ادامه داد: «روز حادثه شرایطی را فراهم کردم تا لهراسب بتواند وارد خانهمان شود. او به شوهرم حمله و وی را خفه کرد. قرار بود من به پلیس مراجعه کنم و بگویم تورج گم شده است. فکر میکردم با این کار، دیگر هیچکس به من شک نخواهد کرد و بعد از مدتی میتوانم با مرد مورد علاقهام ازدواج کنم.»
لهراسب نیز در بازجوییها اتهامش را قبول کرد. به این ترتیب متهمان روانه زندان شدند و قرار مجرمیت و کیفرخواست علیه آنها صادر شد تا اینکه دو متهم دو هفته قبل در دادگاه کیفری استان فارس پای میز محاکمه رفتند و در این جلسه اولیای دم مقتول مجازات متهمان را خواستار شدند و سپس لهراسب با اعتراف دوباره به قتل گفت: «بعد از خفه کردن تورج برای اینکه سرنخها را از بین ببرم، آن را همراه سعیده به مکانی خلوت بردم و آتش زدم.»
همسر مقتول نیز در این جلسه توضیحاتی را درباره قتل داد. به این ترتیب محاکمه پایان یافت و هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند. بنا به این گزارش، حکم دادگاه بزودی صادر خواهد شد.