آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
عزیزم، امیدم، عسلم، عصای دستم، باور کن حالا ساعت هم ساعتهاست که فقط برای خودش دارد حرف میزند. باور کن حالا نگاه مانده بر در من هم دارد عین آب سماور خشک میشود. میترسم باز هم چای از دهن افتاده را، خرمای کنار استکان نشسته را، پیشدست پر از گلهای ریز و گُلیرنگ زیرشان را بردارم و ببرم و بنشینم و به گوشهای خیره شوم و با خودم بگویم: گرفتارند، نمیرسند، نشد، نمیتوانند... هر جا هستند خوش باشند!
ف.حسامی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....