اما در محیطهای مردانه، دیگر خانوادهای وجود ندارد که احترامش واجب باشد و شاید به همین دلیل است که در برخی از این فضاهای مردانه، مزاحمتهای کلامی و فیزیکی رواج بیشتری دارد، مثلا اکنون در بسیاری از ورزشگاهها شاهد هستیم که حضور نداشتن زنان موجب شده است که خارجشدن از حیطه ادب و اخلاق، راحتتر باشد و ایجاد مزاحمتهای کلامی برای دیگران، قبح و زشتیاش فرو بریزد.
البته این حرف به این معنی نیست که همه دلایل فحاشی در ورزشگاهها به این موضوع برمیگردد و اینکه همه افراد حاضر در ورزشگاه به محض حضور در محیطی کاملا مردانه، رعایت ادب را فراموش میکنند، ولی واقعیت این است که تخریب روان دیگر تماشاگران، سردادن فحش و ناسزا و ایجاد مزاحمتهای غیرقابل تحمل برای دیگران، با این محیطهای مردانه گره خورده است که شاید اگر محیط مردانه نبود، از حجم چنین مزاحمتهایی هم کاسته میشد.
دبیرستانهای پسرانه، پادگانهای سربازی، محیطهای کار مردانه و بسیاری از فضاهای اینچنینی دیگر ازجمله جاهایی هستند که به دلیل محیط تکجنسیتی، مستعد بروز بداخلاقی، هتک حرمت، رد و بدل کردن الفاظ نادرست و به طور کلی مستعد ایجاد مزاحمتهای روانی برای همدیگر است.
هر دردی، درمان دارد
بدترین نوع نگاه به پدیده مزاحمت در فضای مردانه این است که تصور کنیم چنین مزاحمتهایی، اقتضای محیطهای مردانه به شمار میآید؛ در صورتی که واقعیت این است هیچ محیطی برای ایجاد مزاحمت برای دیگران ساخته نشده است. شاید بتوان با وارد کردن زنان به برخی از این محیطهای مردانه ـ در صورتی که امکان قانونی آن وجود داشته باشد ـ از حجم برخی از این مزاحمتها کاست، اما این راهحل نمیتواند به طور کامل و همیشگی، مشکل را حل کند.
آموزش و ترویج فرهنگ صحیح ارتباط سالم و انسانی، میتواند بسیاری از محیطهای مردانه را از هرگونه تحقیر، توهین و مزاحمت پاک کند و فضای بهتری برای زندگی و رشد، پدید بیاورد.
واضح است چنین رویکردی در کوتاه مدت جواب نمیدهد و برای به ثمر نشستن چنین آموزشهایی، به گذر زمان و صرف انرژی مضاعفی نیاز است.