سالهاست درختان شهرمان یکی پس از دیگری میدان را برای ساخت و سازهای شهری باز میکنند. کارشناسان و مسئولان شهری معتقدند برای توسعه و پیشرفت و حرکت به سوی زندگی مدرن شهری، چارهای جز این نیست که درختان یکی پس از دیگری قطع شوند و باغهای قدیمی با درختان چند صد سالهشان شخم زده شوند تا مجتمعها و برجهای بلند جایشان را بگیرند.
در این میان شهرداریها برای خالی نبودن عریضه و برای اینکه دینشان را نسبت به طبیعت ادا کرده باشند، نهالهای جوان به جای درختان قطع شده میکارند، اما آیا نهال نوپای جوان را میتوان با درخت چند صد ساله مقایسه کرد؟ چند سال زمان نیاز است تا یک نهال نوپا به سن همین درخت قدیمی که از ریشه درآمد، برسد؟
نتیجه این بیتفاوتی آشکار، کاهش 4000 هکتاری باغهای تهران طی سه دهه اخیر بوده تا جایی که رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران میگوید، محیط زیست تهران در دهههای گذشته بهدلیل تحولات وسیع و پر شتاب رو به تنزل بوده و باغهای انبوه دامنههای جنوبی البرز و امتداد آنکه در دل خود، آبادیهای قدیمی همچون شمیران و ونک را جای داده بودند، از اوضاع و احوال چندان خوبی برخوردار نیستند.
هرچند در سالهای اخیر شهرداریها تلاش کردهاند با محدود کردن صدور پروانههای ساختمانی جلوی تخریب تدریجی باغها و فضای سبز شهری را بگیرند و با اجرای پروژههایی مانند کمربند سبز شهر تهران کوشیدهاند کمبود فضای سبز شهری را جبران کنند، اما واقعیت این است که سرعت نابودی باغهای قدیمی شهر و تخریب فضای سبزی برای انجام ساخت و سازها آنقدر بالاست که اقدامات انجام شده، جبران کمبودهای موجود را نمیکند.
شاید اگر همه درختان از لحظهای که کاشته میشوند، مانند هر نوزادی که متولد میشود، شناسنامه داشتند کمتر کسی میتوانست به آنها دست دراز کند و شاید باغهای چند صد هکتاری دیگر به بهانه هر ساخت و سازی در معرض تهدید قرار نمیگرفتند.
درختان قربانی ساخت و سازهای شهری شدهاند و باغها یکی پس از دیگری نابود شدند تا شهرمان هر روز یک قدم به سمت مدرن شدن پیش برود، آن هم به این بها که تعداد روزهای پاک در هوای کلانشهرها به تعداد انگشتان دست هم نرسد و آسمان آبی کم کم به خاطرهای در کتابهای داستان تبدیل شود و این تاوانی است که باید به بهای نابودی تدریجی باغهای قدیمی شهرمان بپردازیم.