آزار روح و روان با نداشتن اعتماد به نفس

آیا تاکنون به مرد چهل پنجاه ساله‌ای که هنوز برای کارهای ساده خود مثل لباس پوشیدن از همسرش نظر می‌خواهد برخورده‌اید؟ یا خانمی را که با داشتن سه تا بچه قدونیم قد، وقتی می‌خواهد برای ناهار یا شام غذا بپزد یا خریدی بکند باید به مادر یا خواهرش زنگ بزند دیده‌اید؟ آیا یک مرد متزلزل که هیچ‌گونه قدرت تصمیم‌گیری حتی در امور کوچک را ندارد، با وجود همه خوبی‌هایش می‌تواند برای خانواده خود تکیه‌گاه مناسبی باشد؟ یا خانمی که برای انجام همه کارهای ریز و درشتش باید نظر دیگری را بپرسد چگونه می‌تواند بچه‌هایی با اعتماد به نفس تربیت کند؟
کد خبر: ۶۶۲۵۱۱

جایی شنیدم خداوند نوزادان زیر یک‌سال را در یک سطح از نبوغ و توانایی آفریده است. آنها رشد قوای ذهنی و عاطفی یکسان دارند و تا قبل از یک‌سالگی یاد می‌گیرند که ده انگشت دست و پایشان بخشی از بدن آنهاست. می‌آموزند هنگام نیاز عاطفی گریه کنند تا مادر آنها را در آغوش بگیرد. با لبخند صورت پدر و نوازش‌های او آشنا می‌شوند و خو می‌گیرند و می‌فهمند چه موقع قصد بازی‌کردن و خندان او را دارد. احساسات بزرگ‌ترها را از حالت چهره‌شان درک می‌کنند. از لحن گفتار اطرافیان خود منظور آنان را می‌فهمند. هنگامی که قادر به راه رفتن می‌شوند مصمم هستند. ده بار، صد بار و هزار بار می‌افتند و برمی‌خیزند و هرگز «سخته» و «من نمی‌توانم» به ذهن کوچکشان خطور نمی‌کند. با آرامش روند کودکی را طی می‌کنند و مقدار زیادی از داده‌های حسی اطرافیان خود از قبیل لبخند، اخم، نوازش‌کردن و... را در عکس‌العمل‌های خود بروز می‌دهند.

مشاهده این رفتارها و نظم و ترتیب واحد و یکسان آن در همه کودکان زیر یک‌سال و عزم و اراده خستگی ناپذیر‌شان برای راه رفتن، حرف‌زدن، تصاحب‌کردن و کشف‌کردن و یادگیری بیانگر نبوغ و توانایی ذاتی و یکسان همه انسان‌هاست. با این اوصاف یک سوال بزرگ مطرح می‌شود، پس چرا انسان‌هایی که در بدو خلقت این‌گونه مثل هم آفریده شده‌اند در بزرگسالی بسیار با یکدیگر متفاوت می‌شوند؟

محققان به عنوان یک فرض مسلم دریافته‌اند «رد کردن و نپذیرفتن» برخی از رفتارهای کودکان از سوی والدین در ابتدا بذر نبود اعتماد به نفس را در کودک می‌نشاند. والدین بر اساس میزان آگاهی و توانایی خود و برداشتی که شخصا از موضوعات مختلف دارند ناخودآگاه و به طور مداوم حس «نتوانستن» را به کودکان خود القا یا دیکته می‌کنند مثل: تو خیلی ضعیفی، دست نزن کار تو نیست، مواظب باش نیفتی، یادت نرود وسایلت را برداری، شنا نکن ممکن است بعد از آن سرما بخوری، تو نباید آتش‌نشان شوی خطرناک است، تو بازیگر خوبی نخواهی شد چرا وکیل نمی‌شوی؟ و هزاران جمله بازدارنده دیگر که مثلا از روی خیرخواهی از طرف والدین مطرح می‌شود، ولی در واقع ریشه اعتماد به نفس را در کودک می‌خشکاند. با این شیوه هیچ جای تعجب نیست که حس قدرتمند و شکست‌ناپذیری که در خلقت آدمی وجود دارد به تزلزل و عدم خودباوری تبدیل می‌شود.

نبود اعتماد به نفس یکی از مهم‌ترین موانع در زندگی انسان است، چیزی که ما را از رسیدن به یک زندگی ایده‌آل و سرشار از موفقیت و آرامش که سزاوار آن هستیم، بازمی‌دارد. این غذای ناسالم روح، اراده و شور و نشاط ما را پایین آورده و در هم می‌کوبد. مانعی برای جاه‌طلبی مثبت و بلندپروازی‌های هدفمند ما شده و در نتیجه از همه کارهایی که می‌توانستیم انجام دهیم و موهبت‌هایی که در پی انجام آن نصیب‌مان می‌شود محروم می‌مانیم. علاوه برآن، همه ما، صداهایی در سر خود داریم که به ما می‌گوید: «به اندازه کافی خوب نیستیم» یا «قدرت انجام فلان کار را نداریم» که توجه کردن به این نداهای درونی ما را در به دست آوردن آنچه در رویاهایمان وجود دارد، ناتوان می‌کند. اغلب احساساتی از قبیل ترس، ضعف، بی‌کفایتی، ناتوانی و بی‌ارادگی ریشه در کودکی ما دارد که به مرور زمان در عمق وجود ما ریشه دوانده و در درازمدت به افسردگی و اضطراب‌مان منجر می‌شوند. علاوه بر عوارض روحی، مشکلات جسمی مثل اضافه‌وزن، فشارخون بالا، خستگی مزمن و حتی افزایش میزان مرگ و میر میان افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند هم مشاهده شده است. والدینی که به‌علت ترس‌های بی‌مورد خود برای هر کاری با به کارگیری اصطلاحات مخرب و بازدارنده دست و پای فرزند خود را می‌بندند و دنیای پیش روی او را پرخطر و هراس‌انگیز جلوه می‌دهند، نمی‌دانند که چگونه تیشه به ریشه استقلال فردی او می‌زنند. این بچه‌ها در بزرگسالی در دنیای پرهیاهویی که والدین‌شان برایشان ساخته‌اند بدون هیچ گونه ابزار و پشتوانه رفتاری رها خواهند شد، مثل پسربچه‌ای که در آینده پدر می‌شود و به جای این که ستون خانواده باشد باری است بر دوش خانواده خود یا دختربچه معصومی که بعدها در زندگی خود مادری سست اراده و بی‌اقتدار می‌شود و بذر وجود فرزندان خود را نیز در میان شوره‌زاری از نبود خودباوری و تزلزل پرورش می‌دهد. گاهی لازم است والدین شجاعانه، خطر کردن فرزندان خود را به چشم ببینند و تنها از دور مراقب آنها باشند تا بتوانند انسان‌هایی باشهامت و محکم به آینده تحویل خواهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها