1 ـ آمار در ذهن کارشناسان و حتی مردم یک مقوله تخصصی و علمی به شمار میرود، اما کیست که نداند این پدیده علمی در سالهای اخیر دستخوش حاشیههای سیاسی شده است؛ حاشیههایی از جنس اتهامزنی منتقدان دولت نهم و دهم به این دولت که برای نشان دادن عملکرد مطلوب از خود، آمارها را دستکاری میکند و در مقابل پاسخ دولتیها بود که این مساله را رد و منتقدان را به سیاهنمایی متهم میکردند. همین سیاسی شدن یک مقوله تخصصی میتواند به مثابه یک آسیب باشد چرا که اولا باعث میشود آماری که باید به صورت تخصصی به دست آید و حفظ شود در بازیهای سیاسی مورد استفاده قرار گیرد و خدای ناکرده به صورت غلطی وضع جامعه را بازتاب دهد و از آنسو باعث انتشار نیافتن آمارها یا محرمانهبودن آنها میشود.
2 ـ سیاسی شدن آمار خود نتیجه آفت دیگری است که در نظام آماری ایران وجود دارد. آمار چه در بستر تاریخی ایران و چه اکنون یک پدیده دولت نهاد است. مراکز آماری ایران بیشتر در دست دولتیهاست. مسئولانی که ممکن است در لحظه منافع دولت خویش، گروه خود یا حتی فرد را ببینند نه منافع ملت و البته با تغییر آنها، رویکردهای کاملا متفاوتی در مراکز آماری به وجود بیاید. سیاسی بودن و دولتی بودن آسیبی است که اثرات مهیبی دارد. مهمترین اثر این است که شاید باعث بیاعتمادی مردم به نظام آماری یا دولت شود؛ مسالهای که میتواند مشکلات بسیاری برای دولت ایجاد کند.
3 ـ ناپیوستگی نظامهای آماری در کشور یا نداشتن بانک آماری جامع آسیب دیگری است که کشور ما با آن روبهروست. هنوز که هنوز است، مثلا میشنویم با وجود بیمه نبودن بخشی از جامعه ایران، بخشی دیگر چندین و چند بیمه دارند. این مساله و مسائل مشابه، ناشی از نداشتن بانک اطلاعات آماری جامع و پیوسته از مردم در همه نهادهای دولتی و خدماتی است. این روزها که بحث اجرایی شدن فاز دوم هدفمندی یارانهها مطرح شده، ضرورت وجود داشتن بانک جامعی از مردم و اطلاعات آنها بیشتر احساس میشود، اما چنین بانکی وجود ندارد و دولت دوباره به فکر خوداظهاری افتاده است.
4 ـ خود مساله خوداظهاری هم یک آسیب نظام آماری ایران البته در طرف مردم است. روحیه پنهانکاری که در میان ما وجود دارد و بخصوص در امور اقتصادی خود را نشان میدهد، در کنار برخی مسائل چون بیاعتمادی به دولتها ـ که ریشه در تاریخ اجتماعی و سیاسی کشور دارد ـ باعث میشود ضریب خطای برخی طرحها مانند سرشماری یا همین طرح خوداظهاری برای دریافت یارانه بالا برود و اهداف کلی از چنین طرحهایی محقق نشود.
5 ـ به غیر از این موارد نهادی، مواردی شکلی هم هست که میتواند به عنوان آسیبهای آمار در ایران مطرح باشد. سنتی بودن روش جمعآوری آمار یکی از موارد است. روشهای سنتی که مبتنی بر نیروی انسانی است، بشدت کند است، هزینه بالایی را میطلبد و در نهایت ضریب خطای بالایی دارد. البته مرکز آمار ایران در این زمینه گام برداشته و در سرشماریها از ابزارهای تکنولوژیک برای جمعبندی نتایج استفاده میشود و ظاهرا نخستین آمارگیریها با تبلت انجام شده است.
6 ـ در عین حال نظام آماری ایران از منظر انتشار داده هم ایراد دارد. دولتی بودن نهادها و البته ترسهای واهی از واکنش مردم به آمارها باعث شده در بستر تاریخی تا همین امروز برخی آمارها منتشر نشود و مهر محرمانه بخورد یا حداقل اینکه برخی دیر منتشر شود. این مساله خود باعث میشود، پژوهشگران و تحلیلگران مسائل در بررسیها و تحقیقات خود به مشکل بخورند و نتوانند کارشان را پیش ببرند. در میان مردم هم انتشار نیافتن آمار رسمی باعث میشود بازار شایعه داغ شود. همین مسائل باعث شد تا قانون دسترسی آزاد به اطلاعات در کشور تصویب شود که متاسفانه تا کنون اجرایی نشده است.
7 ـ کلیشهای شدن موضوعات در حیطه آمار و وجود خط قرمز در این حوزه از دیگر آسیبهایی است که نظام آمار کشور را تهدید میکند. نپرداختن به موضوعات حاد و پنهان اجتماعی همچون موسیقی زیرزمینی یا مسائل جدید مانند کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی یا ورود محدود به مسائل بین رشتهای مثل علل طلاق در کشور میتواند میان آمار کشور و قافله جامعه فاصله ایجاد کند و در نهایت نتواند اثرات مفید علم آمار را برای جامعه به دنبال داشته باشد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)