آخرت‌طلبی با تولید و مصرف متعادل

بحث توزیع منابع و مصرف را می‌توان از دیدگاه‌های مختلفی بررسی کرد و مسلما مهم‌ترین دیدگاهی که در‌نهایت باید مبنای عمل ما باشد، نگاه اسلام است. در کتاب «مفاتیح الحیاه» از انتشارات اسرا که زیر نظر آیت‌الله جوادی آملی جمع‌آوری و منسجم‌شده، به این مساله پرداخته شده است. فصل چهارم این کتاب درباره امور اقتصادی است که خلاصه‌ای از آن را در اینجا می‌آوریم.
کد خبر: ۶۶۰۷۶۱

عزتی به نام کار و تولید

رفاه اقتصادی جامعه در گرو دو عنصر محوری است؛ کوشش در تولید و قناعت در مصرف. مقصود از تولید در اینجا هر نوع اشتغال به کار مشروع برای تامین زندگی و پیشرفت اقتصادی فرد و جامعه است و شامل کشاورزی، دامداری، تجارت، صنعت و مانند آن می‌شود.

پیشوایان اسلام کار و تولید را مایه عزت آدمی می‌دانند. برای نمونه، شخصی به نام معلی بن خنیس می‌گوید: امام صادق (ع)‌ مرا دید که دیرتر از دیگران به بازار (محل کار) می‌روم. به من فرمود: بامدادان به سوی عزت خود (محل کسب) روان شو. فقال لی اغد الی‏ عزک. (من لایحضره الفقیه، ج‏3، ص 192) در اینجا تعبیر از محل کسب به «عزت» به این معناست که کار، تولید و به بهره‌رسانی ثروت عزت است.

تولید از دیدگاه اسلام اهداف الهی دارد‌ مانند‌ حفظ عزت و بی‌نیازی از فرومایگان، گسترش رفاه معقول و عزتمندانه برای خانواده، تکریم خویشاوندان و همسایگان، انفاق در راه خدا و رفع نیازهای فردی و اجتماعی.

البته توجه به یک نکته در اینجا ضروری است. همواره هنگامی که صحبت از کار و کسب درآمد و تولید و... می‌شود، بعضی به شکل نامتعادلی با بیان مساله دنیازدگی، مانع افراد برای کوشش بیشتر می‌شوند. در‌حالی‌که در مفاتیح الحیاه آمده است: مردی به امام صادق(ع)‌ عرض کرد: به خدا سوگند ما در پی دنیا هستیم و دستیابی به آن را دوست داریم. آن حضرت فرمود: می‌خواهی با آن چه کنی؟ گفت: می‌خواهم زندگی خود و خانواده‌ام را تامین و صله‌رحم کنم و صدقه دهم و حج و عمره بگذارم. امام فرمود: این دنیاطلبی نیست. این آخرت‌طلبی است. (کافی، ج5، ص72) بنابراین هدف اسلام از سفارش به کار و تولید، انباشتن ثروت نیست، بلکه ایجاد فرصت برای بهره‌برداری از مواهب الهی در رشد و تعالی خود و تامین نیاز همنوعان و نیز قراردادن دارایی و ثروت (نعمت) در مسیری است که برای آن آفریده شده است.

محدودیت‌های دوسویه مصرف

همان‌گونه که آدمیان در سایر رشته‌های علمی و عملی یکسان نیستند، در مسائل اقتصادی نیز همسان نیستند. در برخی اقتضای هزینه کردن بیشتر است و در بعضی به ثروت و هزینه‌های کلان نیاز نیست و این تفاوت، برخاسته از نیازهای طبیعی جامعه است؛ بنابراین اگر در گروه پرهزینه، ثروت کمتر صرف گردد یا در بخش کم‌هزینه، ثروت بیشتری خرج شود، تعادل جامعه بر هم خواهد خورد.

از همین جاست که نوع مصرف اهمیت پیدا می‌کند، زیرا مصرف در نگرش الهی حدودی دارد که انسان را در رشد و تعالی فردی و جمعی یاری می‌دهد و اگر حدود آن کاسته یا افزوده شود، نظام معیشت آسیب می‌بیند. امساک در هزینه‌کردن و نیز محروم‌کردن دیگران از نعمت‌های الهی بخل است و زیاده‌روی در هزینه‌کردن، اسراف شمرده می‌شود، بنابراین مصرف از هر دو سو محدودیت دارد و به اعتدال و میانه‌روی سفارش شده است.

در اسلام «اعتقاد» اصل است، نه «اقتصاد». لیکن توده مردم تاب سختی و فقر را ندارند و ممکن است بر اثر دشواری معیشت، قدرت حفظ دین از آنها گرفته شود. پیامبر عزیز اسلام درباره امر اقتصاد و لزوم تعدیل ثروت با اشاره به نان که سمبل نعمت‌های دنیوی است، از خدا چنین می‌خواهد: بارخدایا، نان ما (اقتصاد سالم و جامع) را برکت ده و میان ما و نان ما جدایی نینداز، زیرا اگر نان نباشد، روزه‌داری و نمازگزاری و انجام دادن واجبات دینی دشوار است. اللَّهُمَّ بَارِکْ‏ لَنَا فِی‏ الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صُمْنَا وَ لَا صَلَّیْنَا وَ لَا أَدَّیْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ. (کافی، ج6، ص 287)

مراد از «نان»، اقتصاد سالم و جامع جامعه است که هزینه مسکن، پوشاک، درمان، تحصیل و مانند آنها را شامل می‌شود، چنان که جمله «چند نفر نانخور داری»، به این معناست که هزینه زندگی چند نفر به عهده توست. قرآن مال را امانت الهی می‌داند. در سخنی از امام صادق آمده است: خدا اموال را برای این‌که در جهت الهی هزینه کنید به شما عطا فرموده است، نه این‌که آن را بیندوزید. (کافی، ج4، ص 32)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها