ساعت سه بعدازظهر و قرار است یک قسمت از کار ضبط شود. علی مختارزاده، کارگردان تلویزیونی مقابل مانیتور مینشیند و با اعلام آمادگی عوامل، سیامک جاوید و محمود صالحی تصویربرداری را آغاز میکنند. مجری یک پیراهن سفید با یقه پایهبلند و جلیقهای زردرنگ که با دکمههای رنگی تزئینشده پوشیده است و رو به بچههای خانه میگوید: «سلام حالتون چطوره. اسم این آلبوم گلهای رنگارنگه. توش پر گله که هر کدومش یه رنگه. پروانه ذهنم به سمتشون بال میزنه. راستی بچهها ما میتونیم با ورق آلومینیومی یک قاب عکس درست کنیم. بعد با وسایل روی میز شروع به درست کردن قاب میکند و حین کار با بچهها صحبت میکند. کات.» مجری قسمتی از دیالوگ را فراموش کرده. یکی از بچههای صحنه متن را برایش میخواند: «هر خانهای یک باغچه داره. باغچه ما قاب عکسهامونه. هر گلی بویی داره. کی میدونه کدوم خوشبوتره.» ضبط دوباره آغاز میشود.
این برنامه انگیزشی است
با پایان گرفتن یک بخش از کار، فرصت مناسبی حاصل میشود تا با محمد زارعان، تهیهکننده و کارگردان هنری برنامه صحبت کنم. او که دانشآموخته رشته فیلمسازی و تدوین از دانشکده رسانههای صدا و سیماست کارش را با فعالیت در ساخت برنامههایی چون سیمای خردسال آغاز کرد و سپس، روزهای هفته و مدادرنگیها را برای شبکه تهران ساخت. زارعان درباره شکلگیری طرح چنین برنامهای میگوید: اینگونه برنامهها در بیشتر شبکههای خارجی وجود دارند که با ساخت کاردستی و با هدف رشد دادن خلاقیت در کودکان ساخته میشوند. طرح این برنامه به بیش از سه سال قبل برمیگردد که به دلیل پارهای مشکلات از جمله مسائل مالی تاکنون اجرا نشده است. درست است که این کار نمونه خارجی دارد، اما در همه مراحل بومیسازی شده از طراحی گرفته تا دکور و نگارش متن و بازی. در هر قسمت برای مجری ـ بازیگر اتفاقی میافتد. او فکر میکند و راهکاری مییابد که به ساخت یک کاردستی منجر میشود. در برنامههایی که طی سالهای گذشته ساخته شده نیز آموزش کاردستی وجود داشته، اما ذهنیتی که از کاردستی بوده یک ذهنیت نخواستنی و دوست نداشتنی بوده و آموزش آن جدی گرفته نشده است. در این برنامه ما فرمت جدیدی طراحی کردیم و کوشیدیم تمام عناصر برنامهسازی را رعایت کنیم. بهعنوان مثال با نورپردازی و دکور مناسب و جلوههای بصری مخاطب را جذب کنیم. با اجرای صحیح با کودکان ارتباط برقرار کنیم و از تخیل و اندیشه بینهایت بهره ببریم. هدف ما این است با ساخت این برنامه در قالب 60 قسمت ده دقیقهای بچهها راغب شوند که به دنیای هنر ورود کنند. این برنامه آموزشی نیست. در واقع انگیزشی است و توقع نداریم همه این کاردستیها را درست کنند. میخواهیم آنان را تشویق کنیم با کمک تخیل خود آثار حیرتانگیز و هنرمندانه بسازند و خلاقیت و خودباوری در آنها تقویت شود. زارعان درباره انتخاب نام دستهای من برای برنامه میگوید: ما میبینیم، فکر میکنیم و میسازیم. البته مرحله اجرا در این کار پررنگتر است. وقتی با دو دست کار میکنیم هر دو نیمکره مغز در حال فعالیت است حروفچینها با دو دست تایپ میکنند و پیانونوازانها با دو دست مینوازند و این امر باعث تمرکز بیشتر میشود. میخواهیم به بچهها بگوییم با دستهای کوچکشان میتوانند آثار زیبایی خلق کنند. این را هم اضافه کنم که مخاطب این کار نه فقط کودکان که بزرگسالان هم میتوانند باشند و با وسایل ساده که در دسترس همه هست و با اندکی ذوق و خلاقیت میتوان کارهای خوبی انجام داد. از این تهیهکننده در مورد بخشهای مختلف برنامه میپرسم که میگوید: این کار سه بخش اصلی دارد.
1. بخش ساخت و ساز: در این بخش پنجرهای داریم که رو به تخیل بچهها باز میشود و هنگام پخش صدایی از بیرون شنیده میشود که نریشن است. صدا گاهی با مجری صحبت میکند و باعث تصویرسازی ذهنی مخاطب میشود چون هر بچهای تخیل و برداشت خودش را دارد. در آینده نیز فضاهای گرافیکی و انیمیشن به این قسمت اضافه خواهد شد.
2. بخش ناگهان رنگ: با کمک دست و رنگ و حروف الفبا اشکال گوناگون ساخته میشود مثلا با حرف «ن» میتوانیم یک دلقک درست کنیم.
3. هیجان دستها: این قسمت را خانم پروین جنتی که از هنرمندان بزرگ و خلاق کشورهستند اجرا میکنند و بدون استفاده از قلم و ابزارآلات و فقط با دست و مرکب خطاطی میکنند. البته بخش نزد ایرانیان هم بود که قرار بود در آن به فرهنگ و هنر و صنایع دستی و سمبلهای نوروز و نقش مایههای فراموش شده بپردازیم که به دلیل مشکلات مالی حذف شد، اما در صورت تداوم کار در آینده، آن را به برنامه اضافه خواهیم کرد. از زارعان درباره نحوه انتخاب مجریان میپرسم که میگوید: ابتدا به دانشکدههای هنر و موسسات آموزشی مرتبط فراخوان دادیم، چون به افرادی نیاز داشتیم که هم مسلط به بازیگری باشند و هم از پس کار هنری و طراحی و نقاشی برآیند. بیش از صد نفر را مورد آزمون قرار دادیم تاتوانستیم افراد مورد نظر را انتخاب کنیم.
وقتی از تهیهکننده درباره دکور و همچنین تیتراژ کار سوال میکنم میگوید: دکور کار فضایی حدود ده در 12 متر است و طراحی آن را خانم سمانه زارعان به عهده گرفتند و هر دو اجرایش کردیم. در ساخت دکوراز ورقهای گالوانیزه استفاده شده چون انعطافپذیری بالایی دارد و از رنگهای شاد به صورت هوشمندانه برای بالابردن جاذبه بصری استفاده شده است. تیتراژ کار ترکیبی است از رئال و انیمیشن و از حضور کودکان بهره بردیم؛ موسیقی بسیار شاد با سازهای فلوت، بلز و سازدهنی، همراه شعری زیبا. زارعان درباره سختیهای کار میگوید: ساخت کار برای کودکان دشوار نیست مگر این که ندانید میخواهید چه کار کنید. کار کودک نیروی متخصص و عشق و علاقه میخواهد. من هر بخش را به دست افراد کاردان سپردهام و معتقدم نیروی انسانی متخصص بزرگترین سرمایه است. اما بزرگترین مشکل ما مسائل مالی و بودجه است. امروزه بحث اسپانسر خیلی مطرح است. مثلا یک شرکت تولید ماکارونی میآید و اسپانسر برنامهای میشود که اصلا ربطی به آن ندارد. من فکر میکنم باید در این زمینه هوشمندانه عمل کرد مثلا برای همان ماکارونی شخصیت ساخت و قصه نوشت. در برنامه ما بهترین اسپانسر شرکتهای تولید نوشتافزار هستند، اما متاسفانه در کشورمان شرکت بزرگی که بتواند این کار را به عهده بگیرد، نداریم. در استفاده از شرکتهای خارجی هم با سختی و محدودیتهای خاص مواجه هستیم اما تلاش میکنیم بتوانیم به این مقوله ورود کنیم. وی درباره برنامههای آینده خود میگوید: قصد داریم سایتی برای برنامه طراحی کنیم و یک سامانه پیام کوتاه نیز راه بیندازیم تا بچهها بهتر با ما در ارتباط باشند. خیلی دوست دارم بچهها کارهایی را که ساختهاند برای ما بفرستند و نمایشگاهی از آثارشان برپا کنیم. زارعان در پایان صحبتهایش میگوید: بچهها بسیار باهوش هستند و اگر مسیر درست را انتخاب کنیم میتوانیم هر چیزی را به آنها یاد دهیم، حتی مسائل پیچیده علمی را. کار رسانه بالابردن آگاهی کودک است نه اینکه در حد سواد و دانش او برنامه بسازد. معتقدم باید برخی ساختارهای تکراری خراب و از نو ساخته شود. امیدوارم بتوانیم در حد شعور و آگاهی بچههای امروز برنامه بسازیم؛ برنامههایی که خاطرهانگیز و آموزنده باشد نه فقط سرگرمکننده. درآخر دوست دارم از تمام عوامل بویژه خانم برکند و آقای حقیقتطلب نیز قدردانی کنم.
متنهای ساده و آهنگین
سمیرا فعلی، کارشناس ارشد ادبیات فارسی و نویسنده دستهای من است. او نویسندگی برنامههایی چون مستند شما و دندانهایتان و ایستگاه را در کارنامه خود دارد. فعلی درمورد ویژگی متنهای برنامه میگوید: ابتدا این کار نگارشمحور نبود، اما من سعی کردم همه چیز را تحتتاثیر متن قرار دهم. برای این کار بسیار مطالعه و تحقیق کردم و از برنامههای قبلی و تجربیات دوستان بهره گرفتم. اتاق فکر تشکیل دادیم تا با استفاده از شعر و ترانه، قصه و المانهای صوتی و تصویری کاری اثرگذار بسازیم. نگارش متنها دو مرحله است، اول شکلگیری ایده و سپس با جرقهای به مرحله دوم یعنی اجرای ایده میرسیم. متنهای برنامه ساده، کوتاه و روان و آهنگین است. قصههای هر قسمت با سادهترین مسائل شکل میگیرد و موضوعبندی کار به صورتی است که بچهها علاقه مند و حتی مجاب شوند چیزهایی را که در برنامه میبینند بسازند، یعنی ضرورت ساخت شیئی را حس کنند و دست به کار شوند. در عین حال از وسایلی که بظاهر دورریختنی است استفاده کنند و چیزهایی مثل سطل زباله و قاب عکس برای اتاقشان بسازند و حتی لوازم بازی و کیف و لیوان درست کنند.
یک مجری با متن خاص
احمد نگهبان، کارشناس ارشد تئاتر و از گویندگان رادیوست. او که در این برنامه مجری ـ بازیگر اصلی کار است در خصوص اجرای خود میگوید: متنهای ما خاص است، وزن دارد و کلمات جدید به کودک میآموزد. من سعی کردم جنس بازیام را با دیالوگها هماهنگ کنم تا کار برای بچهها مانوس شود، البته هرکجا نیاز باشد بداههپردازی میکنم. گریم و لباس نیز در رسیدن به نقش کمک خوبی است. گریم و لباسم در عین سادگی فانتزی است، عجیب و غریب نیست و حواس مخاطب را پرت نمیکند. وی درباره استفاده از عنصر طنز در کارش میگوید: طنز، زبانی است که در قالب آن میتوان آموزشهایی داد که در حالت جدی اثرپذیری کمی دارد. نقش من در این کار آقای نقاش است و بیشتر بازی میکنم تا اجرا. آقای نقاش روح لطیفی دارد، شاعر مسلک و شوخطبع است و مطالب را با زبان ظریف و نشاطآور به مخاطب منتقل میکند. سعی میکنم آقای نقاش شبیه دیگر مجریان تلویزیون نباشد. به اعتقاد من مجری خوب سه ویژگی اساسی دارد؛ صداقت در اجرا، تسلط به مطلب نسبت به مخاطب و خستگیناپذیری. وی در پایان گفتوگویمان میگوید: روح بچهها محترم است و باید به شعورشان احترام گذاشت. کسانی که کار کودک میکنند نباید به هیچ وجه ادا دربیاورند و باید با صداقت آثاری تولید کنند که انسانیت و خلاقیت را در بچه تقویت کند. امیدوارم بتوانم قدری از این وظیفه سنگین را به انجام برسانم.
آبتین شیوا