حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سالهای اخیر و با توسعه شبکههای رسانه ملی، همکاری چهرههای سینمایی در عرصههای مختلف تلویزیون و پخش آثار سینمایی برجسته از شبکههای تلویزیونی بخشی از این تعاملات است، اما اگر بخواهیم نگاهی دقیقتر به این ماجرا داشته باشیم، به این نتیجه میرسیم که تلویزیون در سالهای اخیر همکاریهای مثمرثمرتری با سینمای کشور داشته یا به عبارتی، میزان تأثیرگذاری تلویزیون بر سینما، فراتر از تأثیری بوده که سینما بر رسانه ملی گذاشته است، به طوری که اگر طی دو سه سال اخیر به جشنواره فیلم فجر به عنوان آینه سالانه محصولات سینمای ایران نگاه کنیم، به این نتیجه میرسیم که هر سال پدیدههای سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر فیلمهایی همچون چند متر مکعب عشق (جمشید محمودی که از فعالان تلویزیون طی سالهای گذشته بوده)، تنهای تنهای تنها (احسان عبدیپور که با حمایت صداوسیما ساخته شده) و روزهای زندگی (پرویز شیخطادی که در سیمافیلم تولید شده) ریشه یا خاستگاه تلویزیونی داشته که این خود میتواند نشانهای از حجم تأثیرپذیری سینمای ایران از حمایتهای تلویزیون باشد.
یکی از نمونههای تازه و قابل تأمل در این زمینه، اعلام حمایت گروه فیلمهای تلویزیونی شبکه دو و حوزه هنری کودک و نوجوان از طرحها و فیلمهای صد ثانیهای در شش محور خردورزی و فلسفه، اخلاق اجتماعی، سبک زندگی، بازی، ورزش و سرگرمی، علم و فناوری و زبان فارسی است. اقدامی که در خصوص حمایت از تولید و پخش فیلمهای کوتاه و صد ثانیهای صورت گرفته و طی آن اعلام شده از طرحها و فیلمهایی که کودکان و نوجوانان، همچنین دستاندرکار تربیت شامل پدران و مادران، مربیان، مدیران و سیاستگذاران را مخاطب قرار داده باشند، حمایت خواهد شد. آموزش مهارتها و ویژگیهایی مانند فکرکردن، استقلال رأی و فلسفه به کودکان، آموزش ویژگیهای مثبت اخلاقی (کار گروهی، همت بلند در کارها و نگاه جهانی به مسائل) به کودکان و نوجوانان و تشویق آنها به پرهیز از ویژگیهای منفی اخلاقی، بررسی پیامدهای مسألهها و آسیبهای اجتماعی، شناسایی پیامدهای ترویج غیرمستقیم سبک زندگی غیربومی از طریق آموزش زبانهای خارجی، ترویج بازیهای سنتی و ورزشهای بومی برای مخاطبان کودک و نوجوان، بررسی اثرات رسانههای نوین، ترویج استفاده درست از واژگان و دستور زبان فارسی و مسائلی از این قبیل، از رویکردهای محوری و مشخصی است که در حمایت تازه تلویزیون از سینما به عنوان محور میتوان به آنها اشاره کرد.
آنچه مسلم است در مقطعی که بسیاری از انتقادات نسبت به سی و دومین جشنواره فیلم فجر به محتوای آثار به نمایش درآمده صورت گرفته بود و مشخصا بسیاری از کارشناسان، ضعف فیلمنامه و قصهپردازی را پاشنهآشیل سینمای ایران در سالهای اول دهه 90 دانستهاند، اینگونه سیاستهای حمایتی میتواند ضمانتی برای آینده سینمای ایران باشد و قطعا از روشهای حمایتی زودبازده و مقطعی، ثمرات پربارتری خواهد داشت. در شرایط فعلی به نظر میرسد مدیریت تلویزیونی برای ارتقای سینمای ایران یک نسخه اثرگذار باشد و حمایتهای تلویزیونی یا همکاریهای دوجانبه و چندجانبه مانند همکاری اخیر شبکه دو با حوزه هنری از حیث هدفگذاری قابلبحثتر از فعالیتهای بیهدف و گاه تزئینی به نظر میرسد. حداقل این که میتوان از ورای تولید فیلمهای کوتاه، اما محتوامحور صدثانیهای، در آینده منتظر ظهور و رشد شیخطادیها، عبدیپورها و محمودیها در سینمای ایران بود و همین میزان نتیجهبخشی، امیدوارکننده است.
احمدرضا علیزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....