حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این میراث فرهنگی با ارزش یا اصلا دیده نمیشوند یا به علت محافظت نشدن کافی فرسوده میشوند یا این که آنها را خراب میکنند تا به جایش برج بسازند. این عملکرد اخیر ناراحتکننده است. باید یادمان بماند که این بناها، ریشههای ما هستند، ولی ما گاهی به دست خودمان آنها را خراب میکنیم. بناهای تاریخی صرفا برای امروز ما نیست بلکه برای نسلهای آینده ایران است. در هر صورت ما باید در برابر تاریخ پاسخگو باشیم و به نظرم ویران کردن آثار فرهنگی و هنری برای ساخت برج هیچ پاسخ مناسبی برای فرزندان ما نخواهد بود. زادگاه پدرم طالقان بوده ، جایی با طبیعت زیبا و بکر. وقتی از تهران خارج میشوید و به طالقان میرسید، چنان هوای پاکیزهای شما را در بر میگیرد که تازه یادتان میافتد آسمان چه رنگی است. اکسیژن طالقان برای ما ساکنان تهران عجیب و غریب است!
زادگاه مادرم، اهواز نیز دیدنیهای زیادی دارد. اگر یک بار به این شهر بروید، فراموشش نخواهید کرد. البته من سفارش میکنم که اهواز و مناطق اطراف آن را حتما در فصول خنک سال مانند اواخر زمستان و آغاز فصل بهار در آب و هوایی دلنشین تجربه کنید، زیرا در دیگر فصلها گرمای هوا برای گردشگران اذیتکننده خواهد بود. سفرهای من نیز مانند بسیاری از دیگر بازیگران به دو دسته شخصی و کاری تقسیم میشود. عمده سفرهای من به نقاط مختلف ایران به واسطه کارم بوده است. این موقعیت موجب میشود که شهر را بهخوبی ببینم؛ زیرا در سفرهای شخصی ممکن است که فرد کمتر بتواند به سراغ دیدنیهای مختلف شهر برود. سفرهای کاری خصوصا اگر به واسطه دعوت از ارگان یا مرکزی خاص باشد، موجب میشود جاذبههای گردشگری شهر را با کمک اهالی بهتر ببینیم. اتفاقا چند وقت پیش از سوی میراث فرهنگی کرمان به این شهر دعوت شدیم و مناطق گردشگری شهر را دیدیم. کرمان واقعا شهر بینظیری است. مثلا شما در وسط کویر به باغ شازده میرسید. زیبایی باغ شازده در تصور نمیگنجد. در حالی که دیگر کشورها مناطق توریستی کمارزشتری دارند، ولی چنان به تبلیغ آنها میپردازند که در دلتان میگویید، عجب جاهای عجیب و غریبی دارند! در حالی که در ایران دیدنیهای عجیب و غریب زیادی به معنای واقعیکلمه وجود دارد.
همیشه دلم خواسته درباره گردشگری در ایران چند نکته بگویم، یکی این که لطفا زیباییهای یک منطقه را با ریختن زباله خراب نکنید. یادم است در باغ شازده هنگامی که محو آن همه زیبایی بودم و از نهادینه شدن فرهنگ سفر رفتن در خانوادههای حاضر در آنجا لذت میبردم کودکی پوست پفکش را به مادرش داد و مادرش آن را براحتی در جوی باغ شازده انداخت. من واقعا متعجب شده بودم. حیف این همه زیبایی نیست که با زباله بخواهد از بین برود؟ چنین چیزهایی دیگر به مسئولان و دولت مربوط نمیشود. این آداب را ما باید در خانوادههایمان بیاموزیم و به دیگران نیز منتقل کنیم. نکته دیگر یادگاری نوشتن روی آثار تاریخی است. یاد بگیریم که واقعا این یادگاریها مناسب حک شدن بر بدنه تاریخ نیستند. حتما آیندگان نیز از دیدن چنین یادگاریهایی خوشحال نخواهند شد بلکه با خود میگویند، یک نفر تا چه حد باید خودشیفته باشد که به حریم عمومی دیگران تجاوز کند؟ برای ثبت شدن در تاریخ به جای کندهکاری با کلید روی آثار باستانی، بهتر است فرد در زمان خود کار ارزشمندی انجام دهد تا برای همیشه باقی بماند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....