در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

[جلسهای] در اواخر سال 1344 بود. احمد شاملو، رضا براهنی، غلامحسین ساعدی، یدالله رویایی، درویش شریعت، سیروس طاهباز و جلال آلاحمد در این جلسه شرکت داشتند... از طرف نویسندگان، آلاحمد فعالمایشاء بود. گاه با زبانی تند و گزنده به رژیم حمله میکرد... به هر حال، آل احمد و دوستانش آن روز با تدارک کافی به جلسه آمده بودند. مصادیق مشخصی از سانسور را برشمردند و هویدا نیز کریم پاشابهادری را که در آن زمان از جمله منشیان دفتر هویدا بود، به اتاق فراخواند و از او خواست که درباره موارد مورد اشاره نویسندگان، تحقیقاتی به عمل آورد و گزارشی از آن تدارک کند.
در خلال این گفتگوها، هویدا پیشنهاد کرد که هیاتی برگزیده از سوی خود نویسندگان، کار نظارت بر چاپ همه کتاب و نشریات در ایران را به عهده گیرد. پیشنهادش طبعا مورد پذیرش واقع نشد. آلاحمد در جواب به نمایندگی از بقیه گفت: «ما برای اعتراض به سانسور به اینجا آمدهایم، حال شما میخواهید از ما مشتی سانسورچی درست کنید؟»
عباس میلانی، معمای هویدا ص 244
اما غلامحسین ساعدی و رضا براهنی پیرامون اتفاق عجیبی که در این جلسه افتاد و شجاعت جلال را به رخ حاضران کشید توضیحی میدهند که آقای میلانی به غفلت یا تغافل از کنار آن میگذرد. آن توضیح از این قرار است:
چند نکته نیز گفتنی است: هویدا در عمرش، گویا نه با آدمی مثل جلال آل احمد روبهرو شده بود و نه با جمعی مثل آن جمع. جلال آل احمد که کنار میز بزرگ هویدا نشسته بود، در یکی از لحظات توفانی صحبتش، دستش را بلند کرد و آن را محکم روی میز هویدا فرود آورد، طوری هویدا دستپاچه شد که با دست لرزان پیپش را روشن کرد و از آل احمد خواست که به احترام جلسه، آرامتر حرف بزند.
آدینه، ش 140، ص 20، گزارش رضا براهنی و غلامحسین صاعدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: