در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عدهای دیگر که باقیمانده خوارج بودند و برخی که با امام علی(ع) به مخالفت برمیخاستند عرصه را بر وجود امام حسن(ع) تنگ کرده بودند؛ از سویی دیگر در اواخر زمان حکومت پدر گرامیشان مردم میلی به جنگ و جهاد از خود نشان نمیدادند و دلسردانه و با بیتفاوتی به رای خلیفه وقت گوش فرامیداشتند که خطبههای امام علی(ع) در آن دوران مبنی بر مذمت مردم خود گواه مدعاست. حال با این شرایط وخیم و بغرنج امر خلافت برعهده حسن بن علی(ع) گذارده شد و ایشان باید با تمام این مشکلات رودررو میشد؛ از اینرو از اولین اقدامات ایشان تدارک جنگ با معاویه بود که خطری بزرگ برای عالم اسلام محسوب میشد، امام حسن(ع) لشکری آراست و راهی نبرد با معاویه شد و خود ایشان نیز احتمالا برای جذب نیروی بیشتر به مدائن رفتند.
مکر معاویه
مکر دشمنان و غفلت شیعیان کار را بهگونهای ناگوار رقم زد؛ از این قرار که معاویه از طریق عمال و جاسوسان خویش شایعهای مبنی بر تمایل حضرت به صلح را در لشکر ایشان پراکنده کرد که موجب خشم سپاهیان شد تا جایی که به امام نیز حمله بردند و خیمه ایشان را غارت کردند.
یعقوبی در این باره مینویسد: «و معاویه کسانی را پنهانی میان لشکر حسن(ع) میفرستاد که میگفتند: حسن(ع) با معاویه صلح کرد و پیشنهاد او را پذیرفت. معاویه، مغیره بن شعبه و عبدالله بن عامر بن کریز و عبدالرحمن ابن ام حکم را نزد حسن(ع) فرستاد و هنگامی که در مدائن در خیمهگاه خویش فرود آمده بود بر او درآمدند، سپس از نزد او بیرون رفتند و میگفتند و مردم میشنیدند که خدا به [واسطه] پسر پیامبر خدا خونها را حفظ کرد و فتنه را آرام ساخت و او پیشنهاد صلح را پذیرفت. پس لشکر بههم خورد و مردم در راستگویی آنان شک نداشتند، پس بر حسن(ع) هجوم آوردند و خیمههایش و آنچه را در آن بود به غارت بردند»2 این سخن یعقوبی از این که آن دو نفر بعد از بیرون آمدن از خیمه امام(ع) بلند صحبت میکردند به طوری که همگان بشنوند و آن سخنان که هیچکس در راستگویی ایشان شک نکرد دلیل بر فکر توطئهای است که از طرف معاویه رهبری میشد.3
از سوی دیگر معاویه در پس پرده با یاران امام مکاتبه و ایشان را تطمیع میکرد و قولهای بزرگ و دینارهای زر خویش را وعده میداد که بر اثر این اقدامات عده بسیاری از یاران امام و فرماندهان ایشان از دور حضرت پراکنده شدند، در این هنگام حسن بن علی(ع) مورد حمله قرار گرفته و از ناحیه ران پا بشدت زخمی شدند که این عمل نمایانگر اوج نفاق و تفرقه در سپاه اسلام است.
پذیرش صلح
آخرالامر بر اثر فشارهای سیاسی معاویه، امام مجبور به قبول صلح شدند، اما شرایطی را در صلحنامه متذکر شدند که بعدها نقض آن از سوی معاویه چهره حقیقی بنیامیه را بیش از پیش آشکار ساخت و آنها را رسوا کرد.
اما در مورد پذیرش صلح امام و جنگ نکردن با معاویه نیز مورخان بحثهای گستردهای را انجام دادهاند و در برخی موارد نیز امام حسن(ع) را مقصر قلمداد کردهاند و در برخی موارد نحوه اقدام امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را وسیلهای برای تلقی درستی یا نادرستی اقدام حضرت قلمداد کردهاند4؛ اما در کل شرایط محیط و جو حاکم بر زمان حضرت بهگونهای نبود که جنگ و کشتار کاری از پیش برد، زیرا در پس پرده نوابغ تیزهوشی چون معاویه و عمرو بن عاص حضور داشتند که بیش از کاردانی در جنگ سیاس زبردستی بودند که با حیله و نیرنگ کار خویش را پیش میبردند، چنان که نمونهای از آن در صفین عیان شد. در کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه» در این باره آمده است: «این ممکن بود که امام با شماری اندک از سپاهیانش بایستد و به شهادت برسد، اما نتیجه آن چندان روشن نبود. معاویه با طرح خون عثمان فضای مسمومی ایجاد کرده بود. او علاوه بر شام اکنون مصر و بسیاری از نقاط دیگر را در اختیار داشت. در برابر او امام با آن همه سابقه و نفوذ کلام کاری از پیش نبرده بود و این دلیلی جز زبونی عراق در برابر شام نداشت، در چنین وضعی شهادت امام نیز لوث میشد»5. در آخر صلح تحمیلی را امام پذیرفت و از آن به بعد معاویه سمت خلافت مسلمین یافت و دوران به دست نااهلان و نابکاران افتاد.
معاویه، هراسان از سایه امام حسن(ع)
اما کناره گرفتن حضرت از خلافت نیز معاویه را آرام نکرد و وجود مبارک ایشان که چون منبعی نورانی، نور بر عالمیان میفشاند را مانع تحقق کامل آرمانهای خویش میشمرد، از اینرو باز دست به توطئهای دیگر زد و حضرت را در خانه خود و به دست محرمترین کس وی شربت شهادت نوشاند، البته به گواه تاریخ این اولین باری نبود که به امام زهر خورانده میشد6 ولی این بار شدت زهر به حدی بود که بدن تاب مقاومت نیاورده روح خسته از جور زمان را به وطن اصلی خویش و جوار رسولالله رهسپار ساخت.
اما خصال حضرت مجتبی(ع) بسیار فراتر از آن است که قلم قدرت ابراز آن را داشته باشد، ایشان از کودکی با تربیت رسولالله(ص) خو گرفته بودند و انفاس طیبه خاتمالنبیین(ص) مشام جانشان را نوازش داده بود، محبت پیامبر(ص) به حسن و حسین(ع) به حدی بود که ایشان را فرزندان خود مینامیدند. علامه طباطبایی در این باره مینویسند: «پیغمبر اکرم(ص) بارها میفرمود که: حسن و حسین فرزندان منند» و به پاس همین کلمه، علی علیهالسلام به سایر فرزندان خود میفرمود: «شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند»7 که این نشان از عظمت روحی و بزرگواری معنوی فرزندان فاطمه زهرا(س) دارد.
همچنین تربیت علوی در رگ و جان حسن بن علی(ع) ریشه دوانده بود و سخاوت و بزرگی را از پدر به ارث داشتند، از اینرو بسیار سخی و بخشنده بودند، چنان که چند نوبت نیمی از مال خویش را بخشیده و به دفعات بسیار کمکهای شایان بر مستحقین کردند. یعقوبی مینویسد: «حسن(ع) 15 بار پیاده حج گزارد و دو بار از دارایی خود کنار رفت و سه بار آن را میان خود و خدا بخش کرد»8، حضرت بسیار خوشرو و مهربان و عطوف بوده و میگویند خلقا و خلقا نظیر رسولالله بودند و بسیار سعه صدر داشتند و با مردم به تندی رفتار نمیکردند.
روایت ذیل نمونهای از خصال والای حضرت است. «مردی از شامیان گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهرهای آرام و بسیار نیکو و لباسی در بر کرده که به طرز زیبایی آراسته و سوار بر اسب است. درباره او پرسیدم، گفتند: حسن بن علی ابن ابیطالب است. خشمی سوزان سرتاپای وجودم را فراگرفت و بر علی ابن ابیطالب حسد بردم که چگونه او چنین پسری دارد. پیش او رفته و پرسیدم آیا تو فرزند علی هستی؟ وقتی تائید کرد، سیل دشنام و ناسزا بود که از دهان من سوی او سرازیر شد. پس از آن که به ناسزاگویی پایان دادم از من پرسید: آیا غریب هستی؟ گفتم آری. فرمود: با من بیا، اگر مسکن نداری به تو مسکن میدهم و اگر پول نداری به تو کمک میکنم و اگر نیازمندی بینیازت سازم. من از او جدا شدم در حالی که در روی زمین محبوبتر از او نزد من کسی نبود.»9
پانوشتها:
1 ـ تاریخ طبری جلد 7، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر 13752 ـ تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، انتشارت علمی و فرهنگی 1382 3 ـ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، انتشارات انصاریان 1387 4 ـ همان 5 ـ همان 6 ـ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه؛ تاریخ یعقوبی 7 ـ شیعه در اسلام، علامه طباطبایی 8 ـ تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، انتشارت علمی و فرهنگی 1382 9 ـ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، انتشارات انصاریان 1387.
امیر هاشمپور / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: