معمای پلیسی

چه کسی نازنین را کشت؟

راس ساعت 12 شب بود که سرگرد مشفق به محل حادثه رسید. خبر داده بودند زنی به اسم نازنین در خانه‌اش جان باخته است؛ البته هنوز معلوم نبود او خودکشی کرده یا به قتل رسیده است. مشفق به محض این‌که وارد آپارتمان شد به اتاق خواب رفت و نگاهی به جنازه انداخت. در اطراف زن چند قوطی قرص بود، اما دکتر کشیک پزشکی قانونی در گوش کارآگاه گفت: قرص‌ها صحنه‌سازی است و خفه‌اش کرده‌اند. حداقل هفت ساعت از مرگش می‌گذرد. به نظرم با بالش این کار را کرده‌اند.
کد خبر: ۶۱۷۴۹۵

مشفق سراغ شوهر نازنین رفت. او جنازه همسرش را پیدا کرده بود و به شدت شوکه به نظر می‌رسید. کارآگاه می‌دانست قتل کار فردی آشناست، چون قاتل براحتی وارد خانه شده و هیچ سرقتی هم انجام نداده بود. شوهر نازنین به کارآگاه گفت: یک ساعت پیش وقتی به خانه رسیدم همسرم را در آن وضع دیدم و سریع با اورژانس و پلیس تماس گرفتم.

کارآگاه سعی کرد با ترفندی از زیر زبان این مرد حرف بکشد. از او پرسید: به نظرت چرا همسرت خودکشی کرده؟

مرد در حالی‌که به گریه افتاده بود، گفت: چند وقتی بود با هم اختلاف داشتیم؛ حتی دیشب دعوایمان شد و کتکش زدم. واقعا نمی‌خواستم این کار را بکنم اما ناگهان کنترلم را از دست دادم.

مشفق پرسید: آخرین بار کی با همسرت تلفنی صحبت کردی؟

ـ امروز اصلا زنگ نزدم. دخترخاله و برادرزاده‌اش قرار بود به خانه ما بیایند و می‌دانستم سرش شلوغ است.

کارآگاه آن شب شوهر نازنین را برای انجام تحقیقات بیشتر بویژه درباره اختلافات خانوادگی بازداشت کرد. او صبح روز بعد وقتی به اداره رسید دخترخاله و برادرزاده مقتول را احضار کرد تا از آنها تحقیق کند. برادرزاده​اش جوانی هجده ساله بود که کارآگاه از زبان شوهر نازنین شنیده بود به ماده مخدر شیشه اعتیاد دارد و هر از گاهی برای خرید مواد از نازنین پول می‌گیرد. او وقتی تحت بازجویی قرار گرفت اطلاع داشتن از نحوه مرگ نازنین را انکار کرد: من قبل از ظهر رفتم،50 هزار تومان پول گرفتم و بعد از آن دیگر خبری از او نداشتم.

پسر جوان هیچ شاهدی برای باقی روزش نداشت. کارآگاه در ادامه، بازجویی از دخترخاله مقتول را شروع کرد. زن جوان که گمان می‌کرد موضوع خودکشی است به شدت اشک می‌ریخت و می‌گفت هنوز هم باور ندارد چنین حادثه‌ای اتفاق افتاده است: نمی‌دانم چرا این کار را کرد. تا وقتی پیش او بودم حالش ظاهرا خوب بود، فقط کمی از شوهرش گله داشت، من تا شروع اخبار 20 و 30 دقیقه در خانه‌اش بودم. بعد هم موقع رفتن کلی سفارش کردم مراقب خودش باشد. اصلا نمی‌فهمم چرا باید چنین کاری بکند.

مشفق به این نتیجه رسید که باید یک‌بار دیگر از شوهر مقتول بازجویی کند. مرد جوان که دیشب را تا صبح بیدار مانده بود، بشدت عصبی به نظر می‌رسید و از همان ابتدا پرخاشگری کرد: زنم خودکشی کرده. آن وقت به جای این‌که دنبال مراسم ختم باشم، اینجا زندانی شده‌ام. اصلا جرم من چیست؟

سرگرد با خونسردی جواب داد: جرم که نه، فعلا اتهام، البته متهم هم نیستید؛ مظنون به قتل هستید.

ـ قتل؟

ـ بله همسر شما کشته شده. آن قرص‌ها هم صحنه‌سازی است.

ـ اما من اصلا روحم هم از این ماجرا خبر ندارد.

کارآگاه دستی به صورتش کشید و گفت: بزودی حقیقت روشن می‌شود. او سپس از مظنون خواست ماجرای اختلاف با همسرش را شرح بدهد. مرد هم همین کار را کرد. وقتی بازجویی تمام شد مشفق دخترخاله و برادرزاده مقتول را هم صدا زد و از جمع سه نفری به دو نفر از آنها اجازه داد بروند، اما نفر سوم را نگه داشت و آن شخص همان روز به قتل نازنین اقرار کرد. به نظر شما کدام یک از این سه نفر قاتل هستند و دلیل کارآگاه چیست؟

پاسخ معمای شماره قبل: مقتول کفش به پا نداشت و همین نشان می‌داد در خانه به قتل رسیده است، بنابراین برادر و مادرش متهم هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها