بقا به شرط نابودی

همه دوست دارند قبل از آن‌که نیستی و مرگ آنها را نابود کند یا خدشه‌ای به وجود پرهیب‌شان در این کارزار زندگی وارد آورد، نامی از خودشان در این دنیای فانی باقی بگذارند؛ یکی سنگی می‌تراشد، دیگری مجسمه‌ای خلق می‌کند و آن دیگر سعی می‌کند نامی به نیکی بر تارک این دنیا بنشاند. هستند اما کسانی که وقتی هیچ‌یک از اینها را ندارند، دست به کار می‌شوند و با دم‌دستی‌ترین شیوه‌ها نام خود را بر در و دیوار و درختی حک می‌کنند تا خواسته یا ناخواسته به این غریزه پاسخ دهند. اما آیا به راستی اثر همه اینها مانند هم است؟ آیا کسی که اثری هنری برای جاودانگی نام خود خلق می‌کند، همردیف کسی است که برای برجا گذاشتن نامش درختی را حک می‌کند، بر در و دیواری می‌نویسد و اثری جاودان بر این دنیا باقی می‌گذارد!؟
کد خبر: ۶۱۶۷۲۴

روان‌شناسان سال‌هاست به غریزه فطری بشر در تلاش برای جاودانگی درسنامه‌ها نوشته و داستان‌ها سروده‌اند. به عقیده آنها، فرار از سرنوشت محتوم انسان در مواجهه با مرگ باعث شده هرکس به گونه‌ای با این موضوع برخورد کند‌؛ یکی اثری می‌سازد برای ساختن جامعه پس از خودش، و دیگری نابودی در پیش می‌گیرد تا خشم فروخورده فطری خود را در مواجهه با مرگ بروز دهد، پس دست به ارضای غریزه خود می‌زند و نابود می‌کند؛ هر آنچه قرار است نابودیش را به او گوشزد کند. شاید سخن هگل فیلسوف به همین اشاره دارد وقتی که می‌گوید: «تاریخ، خود شروع رفتار انسان با مرگ است.»

این‌که روان‌شناسان بخصوص فروید، غریزه مرگ و اندیشیدن به آن را اضطراب‌زا می‌دانند، گویای همین واقعیت تلخ است که یک روز همه تسلیم امری ناخواسته خواهند بود. پس باید فکری اندیشید و نامی از خود برای کاهش این اضطراب باقی گذاشت. این بقانگاری در برخی افراد درست عکس آنچه باید عمل می‌کند. یعنی آنها برای جلوگیری از نابودی، نابودی را به خدمت می‌گیرند و نام خود را با نابود کردن هرآنچه هست، باقی می‌گذارند. وندالیسم شاید یکی از همین مظاهر باشد؛ این‌که اسمی بر درختی حک شود یا نامی بر دیوار بدرخشد، فقط می‌تواند پیامد رفع یک اضطراب فطری باشد.

امروزه در کشورهای پیشرفته برای ارضای این نیاز فطری (چه در شکل سازنده‌اش برای خلق آثار هنری و چه در شکل نابودگرایانه‌اش برای آسیب‌رساندن به اجتماع انسانی و تخریب اموال عمومی) راهکارهایی در نظر گرفته شده تا ضمن هدایت این نیاز، شهروندان آن را به شیوه مثبت ابراز کنند. اختصاص فضاهایی برای خلق آثار هنری و همچنین فضاهایی برای بروز خلاقیت و گذاردن نام و نشان افراد در آنها از همین دست راهکارهاست. در کشوری باغی می‌سازند تا هرکه خواست، بیاید به نام خودش درختی بنشاند و در جایی دیگر تخته چوبی می‌گذارند تا هرکه خواست و هرجور خواست، نامش را حک کند. من روزنامه‌نگار نیز این یادداشت را برای ثبت‌نامم در جریده روزگار برای شما نوشته‌ام.

عظیم رجب‌پور / کارشناس مسائل شهری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها