پیشخوان

عشق و شباب و رندی

نویسنده: مهران افشاری، انتشارات: به‌نگار، شمارگان: 1000 نسخه، قیمت: 9500 تومان
کد خبر: ۶۱۶۶۶۵

این کتاب، جستارها و نقدهای دکتر مهران افشاری درباره ادبیات فارسی و فرهنگ ایران است. این کتاب سومین دفتر از مجموعه مقاله‌های اوست و شامل سه بخش کلی می‌شود. بخش نخست، پنج مقاله درباره اسطوره‌ها، قصه‌ها و ادبیات عامیانه مردم ایران است. این پنج مقاله شامل این عناوین می‌شود: روایتی دیگر درباره هما، نشانه‌هایی از فرهنگ مردم در مثنوی، شوخی با واژه‌ها و...

بخش دوم یادداشت‌هایی از متون کهن فارسی است که خود شامل سه مقاله می‌شود: عشق و شباب و رندی، یادداشت‌هایی راجع به مناقب‌العارفین و در نهایت؛ گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن و بخش سوم، تاملی در آثار و زندگی معاصران است که نویسنده درباره سایه، اخوان، استاد زرین‌کوب و هوشنگ اعلم سخن گفته است. در مقاله شوخی با واژه‌ها، نویسنده با بررسی واژه‌سازی در طنز به نکات مهمی اشاره می‌کند. ازجمله این‌که در دوره‌ای واژگان متفاوت طنازانه نیشترهای اجتماعی داشته‌اند، ولی در سال‌های اخیر لغات و ترکیبات جوانان تهران نه‌تنها از نوع واژه‌نامه‌های عبید زاکانی و شکوهی نیست و هیچ طنز اجتماعی ندارد، حتی وجهه شوخی و لطیفه بودن را هم ندارد و صرفا نتیجه تمسخر کردن زبان فارسی و قواعد آن است.

قارچ‌ها در شهر

نویسنده: ایتالو کالوینو، مترجم: رضا قیصریه، اعظم رسولی و مژگان مهرگان، انتشارات: کتاب خورشید، شمارگان: 500 نسخه، قیمت: 10000 تومان

این کتاب، دومین جلد از داستان‌های کوتاه ایتالو کالوینو و پنجمین کتاب از مجموعه «داستان‌های ایتالیایی قرن 20 میلادی» در انتشارات کتاب خورشید است. هریک از مترجمان، داستان‌هایی از این مجموعه را ترجمه کرده‌اند که در فهرست همگی مشخص شده است. برای نمونه رضا قیصریه، داستان‌های یک کشتی باری پر از خرچنگ، باغ سحرشده، هرگز کسی از مردها از آن خبردار نشد و بازی واقعی زود دلزده می‌کند، ترجمه کرده است. داستان «ناهار با یک چوپان» را اعظم رسولی ترجمه کرده است و در همان اوایل داستان می‌نویسد: «پدرمان متوجه تفاوت‌هایی که میان مردم وجود دارد، نیست؛ مثلا تفاوت میان یک سالن غذاخوری مثل ما که مبلمان کنده‌کاری شده و فرش‌هایی با نقش‌های دلگیر دارد و کف آن سرامیک است با خانه‌های سنگی دودگرفته آنها که کفش خاک زمین صاف‌ شده است و کاغذهای مچاله‌شده و سیاه از حشرات روی کلاهک لوله بخاری‌هایشان چپانده شده‌اند. پدرمان هر جا که می‌رود، همان رفتار دوستانه و بی‌غل و غش خود را دارد و سر میز هم نمی‌گذارد بشقابش را عوض کنند. وقتی برای شکار بیرون از خانه به سر می‌برد، همه دعوتش می‌کنند و شب‌ها پیشش می‌آیند تا دعواهایشان را حل و فصل کند. ما نه، ما بچه‌های او این‌طور نیستیم. حالا شاید برادرم به خاطر آن حال و هوای همدلی خاموشی که به آن متوسل می‌شود، مختصر اعتماد جلب کند، اما من می‌دانم حرف زدن با انسان‌های دیگر چقدر دشوار است و هر لحظه حس می‌کنم فاصله میان طبقات اجتماعی و فرهنگ‌ها چون ورطه‌ای زیر پایم دهان باز می‌کند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها