آنهایی که چنین توانایی دارند و میتوانند احساساتی مانند غم و اندوه را به بهترین شکل کنترل کنند، در اولین قدم این حس را میپذیرند و آن را بیدلیل انکار نمیکنند. انکار مرگ عزیزان، انکار دلتنگی برای کسانی که از دست رفتهاند یا مواردی از این قبیل نهتنها کمکی به بهبود شرایط روحی فرد نخواهد کرد بلکه میتواند دوره بهبود روانی او را نیز طولانیتر کند. بنابراین اولین کار این است که عامل ایجادکننده اندوه و ناراحتی را (درصورتی که قابل تغییر یا پیشگیری نباشد) بپذیریم و آن را به عنوان بخشی از زندگی که غیرقابل اجتناب است، قبول کنیم. پس از آن هم باید موقعیتی را که ایجاد شده، همانطور که هست درک کنیم و فقط به فکر بهبود شرایط باشیم، نه نادیده گرفتن آن و بیاعتنایی.
البته زمانی که حس اندوه ایجاد میشود و فرد با مصیبتی در زندگیاش روبهروست، واکنشهایی مانند گریهکردن و بیقراری طبیعی است، اما نباید اجازه دهیم این احساسات همیشگی شود و برای مدتهای طولانی ادامه یابد. به همین دلیل هم پس از پایان زمان سوگواری و اندوه براساس توصیه روانشناسان باید از قرارگرفتن در مکانها یا روبهرو شدن با مواردی که میتواند این حس را تشدید کند، اجتناب کنیم و خیلی به غمها و غصههایمان فکر نکنیم. در حقیقت، زمانی که سوگواری کردیم و واکنشهای طبیعی ناشی از احساسات ناخوشایند را بروز دادیم، دیگر نباید اجازه دهیم غصه زندگی ما را کنترل کند و برای اینکه ذهنمان درگیر مسائل دیگر شود و از فکر و خیالهای منفی ناشی از این مشکل نیز رهایی یابیم، یکی از شیوههای ساده و در عین حال موثر این است که مشغول کاری مفید و سازنده شویم؛ فعالیتی که به آن علاقه داریم و میتواند برای مدتی ذهنمان را از اتفاقات ناخوشایند اخیر هم دور کند. از جمله این فعالیتها میتوان به ورزشکردن، قدم زدن، کتاب خواندن، دعاکردن، رفتن به سفرهای زیارتی و تفریحی، دیدن دوستان و آشنایان و... اشاره کرد که بیشک تاثیر زیادی در بهبود روحیه فرد خواهد داشت.