حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
راحله: کجا رفتی و چه دیدی؟ بگو شبلی حقیقت را چگونه یافتی؟
شبلی: من ـ حقیقت را ـ در زنجیر دیدهام. من ـ حقیقت را ـ پاره پاره ـ برخاک دیدهام. من ـ حقیقت را ـ بر سرِ نیزه ـ دیدهام.1
قیام عاشورا و حرکت امام حسین(ع) و یارانش به قدری بزرگ و تاثیرگذار بوده که نه تنها هنوز و پس از سالها از اهمیت آن کاسته نشده، بلکه هرسال و با فرا رسیدن دهه اول محرم بر شور و حال مردم عزادار افزوده میشود و حتی نسلهای جوانتر نیز درک درست و دقیقی از جایگاه این واقعه مهم دارند.
براساس باورهای دینی و اعتقادی که ریشه در گذشتهای دور دارد مردم کشور ما انس و الفتی غیرقابل انکار با امام سوم شیعیان و مکتب حسینی دارند. الگوی سیدالشهدا از دیرباز تاکنون نقش بارز و پیدایی در زندگی رهروان آزادی و آزادگی داشته است و هرگاه صحبت مقاومت و اعتراض در برابر شر و ناحق باشد، نخستین نامی که به ذهن میرسد حسین است. همین شورحسینی است که باعث قیام و شهادتطلبی مردم مبارز ایران در سالهای پیش از انقلاب شد و پس از انقلاب نیز تعیینکننده خطمشی رزمندگان اسلام در جبهههای حق علیه باطل بود.
جدا از سخنانی که همواره روحانیت در مساجد و در مناسبتهای گوناگون درباره امام حسین(ع) و زندگی، آثار و افکارش داشته و دارند، کتابها و منابع مختلف ایرانی و خارجی نیز به این موضوع پرداختهاند.
شهادت (علی شریعتی)، شهیدان راه حق (جرجی زیدان)، مقتل الحسین یا اولین تاریخ شیعه از واقعه کربلا و قیام مختار (ابو مخنف)، مرثیهای که ناسروده ماند (پرویز خرسند)، حماسه حسینی (شهید مرتضی مطهری)، پیشوای شهیدان (سیدرضا صدر)، درسی که حسین به انسانها آموخت: یک بررسی تحقیقی و جامع درباره اصیلترین انقلابهای خونین جهان (عبدالکریم هاشمی نژاد)، نهضت حسینی عزت حسینی (مصطفی دلشاد تهرانی)، قیام حسین (ع) (جعفر شهیدی)، بیدارترین سپیده: نگاهی گذرا به زندگانی حضرت امام حسین(ع) (سعید آل رسول)، تفسیر تاریخ سرخ: بررسی انتقادی تاریخ نهضت حسینی (محمد جواد صاحبی)، ۷۲ پرسش پیرامون حماسه کربلا (خسرو تقدسینیا)، پیامهای عاشورا (جواد محدثی)، امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت (محمدتقی جعفری)، گفتار عاشورا (محمد ابراهیم آیتی) و امام حسین(ع) و ایران (کورت فریشلر) تنها نمونهای از آثاری هستند که درباره امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورایی به رشته تحریر درآمده است.
مطالعه این حجم از آثار قطعا تاثیرات مثبت و غیرقابل انکاری را در فرهنگ جامعه خواهد داشت و نقش موثری در شناخت و آگاهی مردم نسبت به بزرگان دین و مذهب دارد. حالا سوال اینجاست که سینمای ما به عنوان مدیوم و رسانهای قدرتمند و تاثیرگذار تا چه میزان از این منابع گسترده بهره گرفته و آن را در فیلمها بازتاب داده است؟ سینمایی که ریشه در انقلاب و اسلام دارد و متکی براعتقادات و باورهای ارزشی است چقدر توانسته زندگی و افکار امام حسین(ع) و سایر پیشوایان دینی و مذهبی ما را به تصویر بکشد؟
بیتوجهی و بیاعتنایی سینما به قصه پرفراز و نشیب کربلا جای سوال و تعجب دارد و جز تجربیاتی بشدت انگشت شمار و معدود سراغی از آن واقعه عظیم نگرفته است. زندگی امام حسین(ع) ظرفیت فراوانی برای پرداختن در قالب فیلمنامهها و داستانهای جذاب دارد که میتواند ضمن جلب و جذب نظر تماشاگران سنین مختلف، مضامین والا و متعالی را منتقل کند.
واقعه کربلا از منظر داستانی اثری بشدت دراماتیک و پراز تعلیق است که میتواند نیروی محرکه فیلمهای فراوانی باشد و میشود در هر بار گفتن ضمن اشاره به اصل و کلیت ماجرا مساله تازهای را رو کرد. داستان کربلا پراست از قهرمان و ضدقهرمان و خرده داستانهای مختلف که میتوان هرکدام را شخصیت اصلی قصه و روایتی مجزا دانست.
بهراستی غفلت سینما و حتی تئاتر در انتقال مفاهیم عاشورا و ابعاد مختلف زندگی امام حسین(ع) چه توجیهی دارد؟ آیا فیلمسازان ما این تعهد و اعتقاد را در خود احساس نمیکنند که برای ساخت فیلمی درباره بخشی از داستان بزرگ کربلا آستین بالا بزنند؟ چرا سیاستگذاران دولتی سینما، شرایط و فضا را برای تولید فیلمهایی با محوریت زندگی و قیام امام حسین(ع) و سایر ائمه معصوم(س) فراهم نمیکنند؟ آن هم درصورتی که باوجود ظرفیتهای بالقوه موجود، بستر مناسبی برای نگارش فیلمنامهها و تولید آثار جذابی فراهم است.
کمکاری و نپرداختن به واقعه بزرگ عاشورا و اتفاقات عظیم اینچنینی تاریخی باعث میشود که سینمای غرب و هالیوود و آنهایی که از طریق ساخت فیلمهایی عنادورزانه در جهت تخریب چهره اسلام و مسلمانان گام برمیدارند، آن طور که باب طبع خودشان است حرکت کنند و تصویر نادرستی از ارزشها و نمادهای ارزشی ما ارائه کنند. غفلت مسئولان و فیلمسازان وطنی است که مجال ساخت آثاری ضدارزشی را به سردمداران سینمای ابرقدرتها میدهد.
سینمای ما به لحاظ امکانات سختافزاری، نرمافزاری و نیروی انسانی حتما امکان پرداختن به واقعه بزرگ عاشورا و زندگانی امام حسین(ع) و سایر بزرگان دینی و مذهبی را دارد، اما انجام این کار و تبدیلشدن آن به یک حرکت جمعی نیاز به سازماندهی و برنامهریزی مناسبی دارد و متولیان فرهنگی و هنری و مسئولان سازمان سینمایی و نهادهای دیگر باید بیش از گذشته بر لزوم و ضرورت آن تاکید ورزند. تخصیص بودجههای لازم، دعوت از فیلمسازان برجسته و توانمند، فیلمنامهنویسانی چیره دست و بازیگران و عواملی کاربلد که هنر و تواناییشان را طی سالیان اثبات کردهاند از جمله گامهای اساسی و جدی ای است که باید در این زمینه برداشه شود.
سهم سینمای ما تاکنون فقط منحصر و محدود به چند فیلم خاص و انگشت شمار بوده است و این برای نظام دینی و ارزشی ایران مایه بسی تاسف و حسرت است. هرچند همین گامهای اندک و ناچیز هم واجد ارزشها و امتیازاتی است و برخی از این آثار جایگاه شایستهای در تاریخ سینمای ایران دارند.
روز واقعه شاخصترین فیلمی است که درباره واقعه عاشورا ساخته شده است. متن درخشان بهرام بیضایی، کارگردانی شهرام اسدی، موسیقی شنیدنی و خاطره انگیز مجید انتظامی و بازی همدلی برانگیز علیرضا شجاع نوری سبب شکل گیری یکی از بهترین فیلمهای ایران میشود. عبدالله، جوانی مسیحی است که تازه به اسلام روی آورده و دل در گرو عشق راحله دختر زید دارد. وی در جریان عروسی با راحله ندایی میشنود که او را به یاری فرا میخواند. عبدالله بیابان به بیابان به سمت کربلا میتازد، ولی زمانی به آنجا میرسد که کار از کار گذشته است.
سفیر به کارگردانی فریبرز صالح و بازی فرامرز قریبیان هم از فیلمهای شاخصی است که اشاره به قیام امام حسین(ع) و بیعت نکردن او با یزیدبن معاویه دارد، هرچند ماجرای فیلم مستقیم به خود کربلا نمیپردازد و روی حوادث پیش از آن و شخصیت قیس ابن مسهر نماینده امام در کوفه متمرکز میشود. سفیر نخستین فیلم پس از انقلاب و درواقع اولین فیلمی است که نهضت و قیام حسینی را دستمایه قصه خود قرار میدهد.
بجز این دو فیلم شاخص تعدادی فیلم دیگر نیز وجود دارند که هرکدام از ظن خود یار کربلا و داستان زندگی امام حسین(ع) میشوند و هرکدام گوشهای از آن حادثه بزرگ یا مفاهیم پیدا و پنهان آن مقطع را به شیوه خود بازگو میکنند.
عصر روز دهم (مجتبی راعی)، شب دهم (جمال شورجه)، بالهای سپید (مهدی هاشمی و ناصر هاشمی)، به خاطر هانیه (کیومرث پوراحمد)، راه طی شده (عباس رافعی)، مصائب دوشیزه (سیدمسعود اطیابی)، دلشکسته (علی رویینتن)، سلطان (مسعود کیمیایی)، دستهای خالی (ابوالقاسم طالبی)، تعزیه (ناصر تقوایی)، تعزیه (عباس کیارستمی) و سریالهای مختارنامه (داوود میرباقری)، آخرین دعوت (حسین سهیلیزاده)، طفلان مسلم (سیدمجتبی یاسینی) و معصومیت از دست رفته (داوود میرباقری) و احتمالا چند اثر انگشتشمار دیگری که از قلم افتادهاند همه سهم سینما و تلویزیون ما از امام حسین(ع) و یارانش است.
به نظر میرسد باید عزم را برای خلق و تولید آثاری ارزشمند و جذاب در اینباره جزم کرد و علاوه بر جذب مخاطب داخلی گوشه چشمی هم به سینمای جهان داشت. ساخت فیلم روز رستاخیز احمدرضا درویش که فاصله زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین را مبنای حوادث اثر قرار داده امیدواریهای تازهای در این زمینه به وجود آورده است. به امید اینکه این آغاز راهی باشد بر پایان مظلومیت حسین و یارانش در کربلا و امتدادی بر خط سرخی که از دهم محرم سال 61 هجری تا امروز کشیده شده است.
این نیزههای فریب که امروز کلمات روشن صبح را به دندان گرفتهاند، فردا به کمتر از گلوی خدا قناعت نمیکنند.
آی تنهاترین عاشق!
چگونه گلوی خطبههای بارانی ات را نثار باور کویری قومی کردهای که تیغهای زهرآلود عداوتشان تشنه خون تواند؟
چگونه ماه را اشاره رفتهای، گاهی که سایهپرستان برای فصل روشن چشمهایت خواب سنگ میبینند؟
این قوم پوسیده را بگذار و بگذر. بگذر که عطر نارنجستان سخنانت به مشام سکهپرستان عرب نمیرسد... این قوم بجز به حلقه بندگی به هیچ گوش نسپردهاند...
با این همه،
مهربانترین! باز هم عشق را صدا بزن! پژواکش با صخرههای پرغرور زینبیه! 2
پینوشتها:
1ـ بخشی از نمایشنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی
2ـ گلوی خدا: اسماعیل فیروزی
بامداد محمدی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....