نقطه دیدی که ما برمیگزینیم، میتواند تاثیر زیادی بر واکنش مخاطب نسبت به صحنه، نحوه صحنهپردازی و فیلمبرداری از آن توسط کارگردان داشته باشد.
ما میتوانیم خود را در هر مــــــکانی از فضای 360 درجه اطراف کنش تصور کنیم، یا در مرکز یک کنش قرار بگیریم و به فضای پیرامونی آن بنگریم و این نقطه دید، تاثیر خاص و متفاوتی بر همدلی بیننده و عواطف او دارد. این نقطه دید مربوط به درون یک صحنه است که برای ما تعریف میشود، اما گذشته از نقطه دید درون صحنه، نقطه دیدی هم در داستان نهفته است که برای مثال میتوان در تماشای یک فیلم سینمایی نزدیک به دو ساعت آن را کشف کرد.
اگر بتوانید در یک فیلم سینمایی دو ساعته بین تماشاگران و تنها یکی از شخصیتها رابطهای پیچیده و عمیقا رضایتبخش ایجاد کنید و درواقع نوعی درک و درگیری که برای یک عمر ادامه پیدا کند به وجود آید، کاری به مراتب بیشتر از اغلب فیلمها در مقام نویسنده یا کارگردان به منزله روایتگر داستان انجام دادهاید. پس بهتر است کل داستان از نقطه دید قهرمان طراحی شود. در این حالت باید با قهرمان هماهنگ بود، او را کانون دنیای تخیلی خود قرار داد و تمام داستان را با تمام جزئیات و ریزهکاریهایش ایجاد کرد. در این صورت تماشاگر حوادث را هنگامی که برای قهرمان روی میدهد، مشاهده میکند. این روش به تجربه پایاپای حادثه توسط تماشاگر همزمان با قهرمان منجر میشود و جایگاهی یکسان و چهبسا در مواردی، موضعی بالاتر را برای مخاطب به ارمغان میآورد. همچنین این شیوه در داستانگویی هم به مراتب دشوارتر، اما جذابتر و باورپذیرتر از سایر روشهای داستانگویی است.
راهکاری ساده را هم میتوان برای تحقق این هدف در نظر گرفت. اینکه دائم در زمان و فضا پرش کنیم و تکهها و قطعاتی را برای راحتتر کردن معرفی برش دهیم و برداریم. هرچند باید در نظر گرفت این اقدام ممکن است به پراکندگی داستان هم منجر شود و قصه کشش خود را تا حد زیادی از دست بدهد.
شکل دادن به داستان براساس نقطه دید انحصاری قهرمان مثل موقعیت محدود قراردادهای ژانر و ایده ناظر نوعی انضباط خلاقه و موقعیتی دوسویه و دوگانه است. یعنی در عین حال که ضابطهای برای پیشبرد حوادث داستان در بستری مشخص فراهم میکند، امکان اجرای خلاقیت را همچنان حفظ میکند. این کار چارچوب خاصی به تخیل تحمیل میکند و باعث میشود نهایت تلاش را به کار گیرید و حاصل آن هم پدید آمدن شخصیت و داستانی منسجم، روان و به یاد ماندنی است.
روجا ساسان
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)