گفت‌وگو با زنی که به قتل شوهرش متهم است

اعترافم به قتل دروغ بود

لاله متهم است شوهرش را 9 سال قبل با همدستی مردی کشته و جسدش او را کنار جوی‌ آب رها کرده ‌است. او بارها به این قتل اعتراف کرده و گفته ‌بود با همدستی شوهر فعلی‌اش به نام مهران، شوهر قبلی‌اش را به قتل رسانده ‌است. با وجود این، او در جلسه رسیدگی به پرونده‌اش که دو هفته قبل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد اتهامش را رد کرد. گفت‌وگو با لاله را پیش رو دارید.
کد خبر: ۶۱۳۳۱۳

متهم هستی شوهر اولت را به قتل رساندی تا با مردی که حالا شوهرت است ازدواج کنی. این اتهام را قبول داری؟

این اتهام را قبول ندارم چند سال است بی‌دلیل من را در زندان نگه ‌داشته‌اند من شوهر اولم را نکشتم.

اما خودت به قتل اعتراف کردی و گفتی با مهران این قتل را مرتکب شده‌ای.

قبول ندارم. من این کار را نکردم. هرچه گفته‌ام تحت فشار بود.

تو به خانواده شوهرت گفته بودی پسرشان به سفر رفته است حالا پدر مقتول می‌گوید تو راز قتل را می‌دانستی، اما دروغ گفتی تا آنها را گمراه کنی.

من هیچ دروغی نگفتم. هرچه شوهرم گفته ‌بود به پدرشوهرم گفتم.

آن طور که پدرشوهرت می‌گوید حتی چندبار بدون دلیل به او گفته‌ای شوهرت از سفر تماس گرفته در حالی که تماسی در کار نبوده ‌است.

پدرشوهرم با کارکردن شوهرم در شهرستان مخالف بود و به او می‌گفت تو اشتباه می‌کنی. اگر می‌خواهی کار کنی همین جا کار کن. شوهرم چندبار به خاطر پدرش قبول کرد به شهرستان نرود اما بار آخر بدون این‌که به او حرفی بزند به من هم گفت می‌روم و بعد از رفتنم موضوع را به پدرم بگو. وقتی رفت دیگر با من تماس نگرفت و من هم برای این‌که خانواده شوهرم خیلی نگران و پیگیر بودند به آنها گفتم تماس گرفته‌ است. می‌خواستم با این کار آنها را آرام کنم.

این درست است که برای جلوگیری از اعلام مفقودی شوهرت این کار را کردی؟

نه این طور نیست. یک​بار پدرشوهرم گفت می‌خواهد به پلیس گزارش بدهد. من هم چون شوهرم را می‌شناختم و می‌دانستم خوشش نمی‌آید و بعد از برگشتن از سفر با من دعوا می‌کند، مخالفت کردم و اجازه ندادم این کار را بکند.

رابطه‌ات با شوهر اولت چطور بود؟

رابطه بدی با هم نداشتیم، البته مشکلاتی با هم داشتیم. با این حال تحمل می‌کردم.

چه مشکلاتی با هم داشتید؟

شوهرم معتاد بود و همین موضوع باعث اختلافاتی بین ما شده بود.

جسد شوهرت چطور پیدا شد؟

بعد از مدتی به ما گفتند جسد شوهرم را مثله‌شده پیدا کرده‌اند. گفتند جنازه در تهران پیدا شده است. من را بازداشت کردند و گفتند اعتراف کن.من هم تحت فشار بودم و اعتراف کردم با مهران مرتکب قتل شده‌ام.

اعتراف تو تنها مدرکی نبود که پلیس به دست آورد. ماموران روابط تو با مهران را زمانی که شوهر قبلی‌ات زنده ‌بود مورد بررسی قرار دادند، به آن مشکوک شدند و بعد شما را بازداشت کردند. ضمن این‌که مهران هم اعتراف کرده و گفته‌ بود شما دو نفر با هم نقشه قتل را طراحی و سپس اجرا کردید. در این باره چه می‌گویی؟

من این کار را نکردم آنچه مهران هم گفته تحت فشار بوده‌است.

با مهران چطور آشنا شدی؟

او دوست شوهرم بود. البته در محل مغازه هم داشت و من از او خرید می‌کردم. چون دوست شوهرم بود حتی اگر پول نداشتم چیزی نمی‌گفت. بعد از گم شدن شوهرم وقتی دیگر مطمئن شدم شوهرم برنمی‌گردد با او ازدواج کردم. ازدواج مجدد هیچ اشکالی ندارد.

دخترت گفته ‌تو قبل از مرگ پدرش و گم شدن او در نبود پدرش مهران را به خانه می‌بردی.

من گفته‌های او را قبول ندارم. این حرف درست نیست. او تحت تاثیر خانواده پدرش این حرف را می‌زند.

دخترت گفته از او می‌خواستی درباره حضور مهران در خانه به کسی چیزی نگوید چون قرار است این مرد با خواهر تو ازدواج کند. این حرف را قبول داری؟

نه قبول ندارم، اصلا این طور نبود. من مهران را به خانه نمی‌بردم، دخترم گفته‌های خانواده شوهر سابقم را تکرار می‌کند.

اگر واقعیت ندارد چرا دخترت باید حرفی بزند که جان مادرش را به خطر بیندازد؟

من با شوهرم سال 68 ازدواج کردم. خیلی جوان بودم، شوهرم از همان اول مشکلاتی داشت اما چون من خیلی زود بچه‌دار شدم با شوهرم ماندم. دخترم وقتی پدرش گم شد نوجوان بود و تا زمانی که من ازدواج کنم پیش من بود و اصلا در مورد این چیزها حرف نمی‌زد اما زمانی‌که پیش خانواده پدرش رفت حرف‌هایش عوض شد. او نوجوان است و تحت تاثیر قرار گرفته است.

بچه‌هایت با ازدواج مجدد تو مشکلی نداشتند؟

آنها از این‌که پدرشان دیگر نبود مشکل داشتند، اما در مورد این ازدواج مخالفت چندانی نداشتند. مهران خیلی به این بچه‌ها می‌رسید از پدرخودشان بیشتر به آنها توجه می‌کرد بنابراین مشکلی با او نداشتند اما وقتی موضوع قتل پیش آمد و خانواده شوهرم بچه‌ها را از من گرفتند همه چیز تغییر کرد.

تو از شوهر دومت بچه هم داری؟

بله یک بچه‌دارم. ما زندگی خوبی داشتیم همه سختی‌هایی که با شوهر اولم داشتم در ازدواج دومم جبران شد. مهران واقعا مرد خوبی است و خیلی به من کمک کرد تا سختی‌هایی را که خانواده شوهرم به من تحمیل کرده‌ بودند، تحمل کنم و پشت‌سر بگذارم. من کنار بچه‌هایم خوشبخت بودم و اگر خانواده شوهرم آنها را از من نمی‌گرفتند حالا خیلی خوشبخت بودم و بچه‌هایم هم این طور در مورد من فکر نمی‌کردند.

با این‌که تو و شوهرت به قتل اعتراف کردید و حالا منکر قتل هستید پس باید بتوانی بگویی کسی که شوهر سابقت را کشته کیست؟

من اگر می‌دانستم چه کسی شوهرم را کشته همان اول او را معرفی می‌کردم. شوهرم به خاطر این‌که مواد مصرف می‌کرد و بدهکار بود خیلی دشمن داشت ضمن این‌که به من گفته‌ بود می‌خواهد به بندرعباس برود. من در جریان نیستم و نمی‌توانم در این باره چیزی بگویم. این همه سال از مرگ او می‌گذرد و تنها کسی که توانسته‌اند متهمش کنند من و شوهرم هستیم. اگر من ازدواج نمی‌کردم ما را متهم نمی‌کردند در حالی که ازدواج کردن جرم نیست.

ماموران نامه‌ای را با دستخط شوهرت پیدا کرده‌اند که در آن نوشته ‌شده اگر روزی کشته شود عامل قتلش تو هستی. آیا این نشان‌دهنده درگیری شدیدی نیست که تو و شوهرت با هم داشتید؟

من منکر اختلافی که با شوهرم داشتم نیستم، اما دلیل اختلاف ما این‌ بود که شوهرم مواد مصرف می‌کرد البته اختلاف شدیدی هم بین ما نبود.رفتن و گم شدن او هیچ‌ربطی به من ندارد.

پس چرا این نامه را نوشت؟

مدتی بود قرصی شده‌ بود. می‌گفت اگر من قرص بخورم و بمیرم مقصر تو هستی. دچار توهم شده ‌بود. توهماتی که داشت باعث شده ‌بود این نامه را بنویسد. ضمن این‌که یک نامه دلیلی بر گناهکاری من نیست.

تو نه شهادت دخترت را قبول داری، نه نامه‌ای که از شوهرت پیدا شده، نه اعترافات قبلی‌ات را پس این همه دلیل علیه خودت را چطور توجیه می‌کنی؟

من و مهران مدت‌ها در بازداشت بودیم. وقتی جسد شوهرم را با آن وضع پیدا کردند به ما گفتند باید اعتراف کنید، چاره‌ای ندارید. شما با هم رابطه داشته‌اید و برای این‌که شوهرت را از سر راه بردارید این نقشه را کشیدید. آنها به خاطر دروغی که من به خاطر تلفن‌ها به پدرشوهرم گفته ‌بودم به من خیلی مشکوک بودند. وقتی دیدم وضع این‌طور است و مدت‌هاست بچه‌ام را ندیده‌ام تصمیم گرفتم اعتراف کنم تا از آن شرایط و پرسش‌های پی‌درپی بیرون بیایم.

می‌گویی دروغ گفته‌ای در حالی که گفته‌هایت با واقعیت منطبق است.

اگر گفته‌های من با واقعیت مطابقت دارد به این دلیل است که مدت‌ها در بازداشتگاه بودم و ماموران هربار چیزی از من می‌پرسیدند و من هم متوجه شدم دقیقا ماجرا از چه قرار است و او چطور کشته ‌شده ‌است. من و شوهرم چند سال است در زندان هستیم. مدت‌هاست بچه‌هایم را ندیده‌ام و جوی علیه من درست شده که بچه‌هایم هم دشمن من شده‌اند و دوست ندارند من را ببینند. من شوهر سابقم را نکشتم و اگر سال‌های سال هم در زندان بمانم همین حرف را خواهم زد.

با توجه به این‌که اولیای‌دم برایت درخواست قصاص کرده‌اند اگر حکم بر قصاص صادر شود چه خواهی کرد؟

به رای اعتراض می‌کنم. من و مهران این کار را نکردیم و تا زمانی که تبرئه شویم تلاش خودمان را می‌کنیم. خیلی دلم برای بچه‌هایم تنگ شده چندبار با خانه پدرشوهرم تماس گرفتم تا بتوانم با آنها صحبت کنم اما موافقت نکردند.

مریم عفتی

شما چه فکر می‌کنید

نظر شما درباره این پرونده و حرف‌های لاله چیست؟چرا کار او به اینجا کشید و چه اشتباه‌هایی را در زندگی‌اش مرتکب شده است؟ نظر خود را به شماره 300011224 برای ما پیامک بزنید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها