حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....

بازگشایی خانه سینما و برخی دیگر از تحولات سبب شده است کارگردانان و تهیهکنندههایی که فیلمهایشان به دلایل مختلف در سالهای گذشته رنگ پرده را ندیدند، امیدوار شوند تا گشایشی در کارشان ایجاد و آثارشان با تجدیدنظر مسئولان جدید روانه اکران شود.
دستور علی جنتی، وزیر ارشاد و تاکید حجتالله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی هم بر این که کل فیلمهایی که موفق به دریافت پروانه نمایش نشدهاند، بازبینی خواهند شد بر این امیدواری افزود بویژه که با حکم ایوبی شورایی تشکیل شد تا این موضوع را به طور جدی پیگیری کند.
اما با گذشت دو ماه از شروع کار تشکیلات جدید هنوز تصمیم جدی و عملیاتی برای بازبینی و رفع مشکل فیلمهای توقیفی گرفته نشده است و این فیلمها در بلاتکلیفی به سر میبرند.
متاسفانه آمار و ارقام دقیقی از فیلمهای پشت اکران مانده و به نمایش در نیامده در دست نیست و در رسانهها و خبرگزاریها نیز فقط نام چند فیلم شاخص و فیلمساز شناختهشده مدام تکرار میشود.
درد مشترک
البته مساله نظارت بر نگارش فیلمنامه و تولید یک فیلم و بحث بازبینی و اصلاحات، ممیزی و حتی توقیف احتمالی وجه مشترک همه کشورهای جهان است، ولی هرکدام از دولتها به شیوه و سبک و سیاق خود و با در نظرگرفتن استانداردها و معیارهای ارزشی و اعتقادی جغرافیای خودشان به آثار سینمایی نگاه میکنند و درباره آن تصمیم میگیرند.
مقوله اکران فیلمها همیشه از موارد بحث برانگیز وزارت ارشاد بوده و مختص این دولت و آن دولت هم نیست و به همین دلیل گاهی پیش میآید یک فرد و مقام مسئول به عنوان نماینده وزارت ارشاد و دولت از فیلم یا فیلمهایی حمایت ویژه کرده و در مقابل از نمایش گروهی دیگر از فیلمها جلوگیری میکند و نفر بعدی که عهدهدار همین مسئولیت میشود، نظری کاملا عکس مدیر پیشین دارد و مجوز اکران فیلم را صادر میکند و از حمایت یک طرح دست میکشد.
آن چیزی هم که برخی فیلمسازان و هنرمندان از آن گلایه میکنند همین نظرات شخصی و گاه فراقانونی است. در این گزارش مروری بر آثاری میکنیم که در سالهای گذشته سرنوشتشان پشت خط اکران ماندن بوده است و اکنون در انتظار نشستهاند تا ببینند شورای بازبینی که وعده آن را وزیر ارشاد داده به آنها مجوز حضور و نمایش عمومی میدهد یا خیر.
بزرگان ، پشت پرده
ازگزارش یک جشن تا چ (ابراهیم حاتمیکیا): حاتمیکیا که زمانی فیلمساز معتبر و معتمدی بوده و با ساخت فیلمهایی در زمینه دفاع مقدس مورد تائید مردم و نگاه رسمی بود، حالا چند وقتی است بیشتر علاقهمند طرح مسائلی شده که از نگاه عدهای ملتهب به نظر میرسد. «گزارش یک جشن» با بازی رضا کیانیان، مریلا زارعی، رویا تیموریان، طناز طباطبایی و داریوش ارجمند بعد از بازخوردهای نمایش در جشنواره فیلم فجر سال 89 امکان اکران را پیدا نکرد و از سوی شمقدری و سازمان سینمایی وقت خریداری و بایکوت شد.
همین امر باعث شد حاتمیکیا به فضای جبهه و جنگ برگردد و «چ» را بسازد. حاتمیکیا با «به رنگ ارغوان» تجربه توقیف و رفع توقیف را با جابهجایی دولت از سرگذرانده است، برای همین هم امیدوار است این بار هم این جابهجایی به کام او باشد. از جنبهای دیگر و با نگاهی مطایبهآمیز حاتمیکیا از دوران احمدینژاد طلبکار نیست، چون قبل از این که فیلم آخر او را توقیف کنند، یک فیلم دیگرش را از توقیف رهانده بودند!
خیابانهای آرام و پاداش (کمال تبریزی): تبریزی هم جزو آن دسته از کارگردانان معتمد است که پیشتر در آثارش حسن نیت خود را ثابت کرده بود، هرچند با ساخت «لیلی با من است» و «مارمولک» چشمههایی از بازیگوشی را نشان داده است.« خیابانهای آرام» با بازی نیکی کریمی، محمدحسن معجونی، لعیا زنگنه، محمدرضا فروتن و رضا داوودنژاد داستان خبرنگاری است که در یک روز کاری خود با حوادثی در سطح شهر روبهرو میشود؛ حوادثی که به مذاق برخی خوش نیامد و فیلم را روانه بایگانی کردند. «پاداش»، فیلم قبلی تبریزی هم دچار سوءتفاهمی مشابهشده و چشم انتظار تجدیدنظر مدیران جدید سینمایی است. در این وضع جسارت تبریزی قابل تحسین است که با وجود آن که دو فیلم قبلی او هنوز به نمایش عمومی در نیامدهاند، فیلم جدیدی به نام «طبقه حساس» ساخته است که ظرفیت فراوانی برای پیوستن به آن دو فیلم و تبدیلشدن به سه گانه توقیفی تبریزی را دارد!
خانه پدری (کیانوش عیاری): کیانوش عیاری فیلمساز توانا و دغدغهمند سینمای ایران پس از اکران «بودن یا نبودن» چندان روزگار بر مراد او نچرخیده است. البته یکی از دلایل این امر تلخی طلبی خود عیاری است که همیشه علاقهمند طرح موضوعات متاثرکننده اجتماعی است. بعد از فیلم اکران نشده «سفره ایرانی» او به سراغ زلزله بم رفت و «بیدارشو آرزو» را ساخت که حتی خودش به دلیل تلخی بیپایانش علاقهمند به اکران آن نیست.
او البته چند سالی تلویزیون را به سینما ترجیح داد که حاصلش دو مجموعه تماشایی و ماندگار «هزاران چشم» و «روزگار قریب» شد، اما بازگشت او به سینما با ساخت اثر تلخ دیگری به نام «خانه پدری» بود که البته به دلیل برداشتهای متفاوت و بیشتر مخالف مسئولان تا امروز راهی به سینماها پیدا نکرده است. اتفاقی که موجب دلسردی و بیانگیزگی عیاری شد.
قصهها (رخشان بنیاعتماد): بنیاعتماد سال 90 در اقدامی جالب سراغ شخصیتها و قهرمانان فیلمهای سابق خود رفته و همگی آنها را در یک فیلم گردهم آورده است. اتفاقی نو و تقریبا تجربه نشده در سینمای ایران که البته فعلا راهی به اکران پیدا نکرده است.
زادبوم (ابوالحسن داوودی): این فیلم که سال 87 تولید شده و در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر نیز جوایزی چون سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را دریافت کرده است مسائلی مانند زادگاه، خانواده و هویت را مطرح میکند. داوودی از جمله کارگردانهای مسلط سینمای حرفهای ایران است که همواره بدون حاشیه و جنجال فیلم ساخته و پیش از این هیچ کدام از فیلمهایش دچار مشکل توقیف نشده است. هر چند او در آثار اخیرش مثل فیلم کمدی « نان و عشق و موتور 1000» و بخصوص «تقاطع» گریزهای آشکاری به بحرانهای اجتماعی زد و حساسیتهاییبه وجود آورد. عزتالله انتظامی، بهرام رادان، پگاه آهنگرانی، مسعود رایگان و رویا تیموریان بازیگران «زادبوم» هستند.
خرس (خسرو معصومی): خط اصلی این قصه را پیشتر در سینمای جهان و حتی ایران دیدهایم، اما روایت آن در بستر جنگ تحمیلی حساسیتهاییبه وجود آورد و موجبات تعویق در اکران آن را فراهم کرد. «خرس» داستان مرد رزمندهای است که پس از سالها اسارت هنگام بازگشت به منزل با ازدواج همسرش روبهرو میشود. پرویز پرستویی، فرهاد اصلانی و مریلا زارعی بازیگران این فیلم هستند.
سفر به هیدالو (مجتبی راعی): راعی نیز همواره فیلمساز شریف و بی حاشیهای بوده است و این روزها فیلم جدیدش «ترنج» روانه اکران خواهد شد. «سفر به هیدالو» هم نه مشکل مضمونی دارد و نه ساختاری، بلکه تمام مشکل آن به یکی از بازیگرانش برمیگردد که به دلایلی امکان فعالیت ندارد و همین مساله هم فیلم و گروه سازنده را با بداقبالی محض روبهرو کرده و باعثشده این فیلم از سال 84 بایگانی شود و شاید هم هیچگاه رنگ پرده سینما را نبیند.
در انتظار بازبینی
زمهریر (علی رویین تن)، هفت و پنج دقیقه (محمدمهدی عسگرپور)، فرزند صبح (بهروز افخمی)، پریناز و آینه و شمعدون (بهرام بهرامیان)، صد سال به این سالها (سامان مقدم)، آسمان محبوب (داریوش مهرجویی)، پرویز و فصل بارانهای موسمی ساخته مجید برزگر، نیلوفر (سبینه الجمایل) و یک خانواده محترم ساخته مسعود بخشی از فیلمهای شاخصی هستند که همچنان در انتظار پاداش اکران از سوی مسئولان جدید سازمان سینمایی به سر میبرند که البته احتمال رفع توقیف این فیلم آخری به دلایل واضح و آشکار حتی در دولت جدید هم منتفی است و به نظر باید پرونده اکران این فیلم را بسته شده دانست.
باید منتظر ماند و دید که باوجود دستور اکید علی جنتیو تاکیدات حجتالله ایوبی چه زمانی شورای بازبینی فیلمهای سینمایی دولت یازدهم متشکل از محمدحسین لطیفی، مجیدرضا بالا، ضیاءالدین دری، سیداحمدرضا دستغیب، محمدباقر قهرمانی، حسین کرمی، سیدطه مرقاتی، سیدحسن خامنهای و رضا میرکریمی آستین بالا خواهد زد و تکلیف فیلمهای توقیفی و در کمد مانده دولت دهم را روشن خواهد کرد؟
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....