آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
نویسندگان کمیک بخوبی میدانند با زبان پند نمیتوان مردم را نسبت به برخی خصوصیات منفی اخلاقی آگاه کرد یا آنان را از حقیقتهایی که پیرامونشان میگذرد باخبر ساخت اما به سخره گرفتن و بیاهمیت جلوه دادن صفات بد، راهکار مناسبتری برای ایجاد تعادل در نظر آنان است.
کمدی همچنین فرمی ساده دارد. اگر تماشاگر بخندد، و به فکر فرو رود؛ کمدین موفق عمل کرده است و اگر نه، باید او را در این راه شکست خورده دانست. بنابراین شاید اینجا نقد بیمعنی به نظر برسد، زیرا موفقیت و شکست در این حیطه با یک معیار ساده و از جانب عموم مردم، قابل درک و دریافت است.
نویسنده کمدی غالبا نهاد اجتماعی خاصی را که احساس میکند دچار زنگار بیتدبیری شده است، نشانه میرود و نهاد هدف نقد قرار گرفته نیز معمولا از عنوان فیلم برمیآید. اگر جامعهای نتواند نهادها و آداب و رسوم خود را مورد نقد قرار دهد، قادر به خندیدن نیست. کمدی در ذات خود هنری خشمگین و ضداجتماعی است. به همین دلیل است که نویسنده کمدی در گام نخست از خود میپرسد من از چه چیزی خشمگین هستم و قرار است کدام ویژگی منفور اجتماعی یا اخلاقی و کدام نهاد و سازمان را نشانه بگیرم، بنابراین تعیین هدف در کمدی حرف اول را میزند. داشتن ذهن دغدغهمند نسبت به محیط پیرامونی و انگیزه قوی اولیه برای دست به قلم بردن، از مهمترین ویژگیهای یک کمدین است. او همچنین باید بتواند از موقعیتهایی بظاهر عادی، تعریف نامتعادل و غیرعادی ارائه کند. درواقع یک کمدین با برعکس کردن موقعیتها سعی در برانگیختن خنده و تفکر مخاطب دارد. از اینروست که میتوان کمدی را یک خنده تلخ دانست. هرچند باید کمدی و طنز را هم تفکیک کرد و دومی را دارای رویکرد و هدفی نقادانهتر و بر پایه دغدغههای انسانی و اجتماعی گستردهتری دانست.
درامنویسی اما در ستایش انسانیت است و این پیام را در خود دارد که روح بشر در هر شرایطی شکوهمند و ستودنی است. در درام، بیننده به آینده چنگ میاندازد و دائم میخواهد بداند عاقبت ماجرا چیست، اما کمدی به نویسنده امکان میدهد حرکت پیشرونده داستان یا ذهن پیشگویانه بیننده را متوقف و صحنهای را وارد قصه کند که هیچ نوع هدف یا منظور داستانی ندارد و صرفا برای خنده طراحی شده است.
رکسانا قهقرایی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....