همیشه پدر و مادرش با او بودند و تنهایش نمیگذاشتند تا خوبی و بدی کارها را به او بیاموزند. با وجود این، حالا که حدود 38 سال از سنش میگذشت، احساس میکرد هنوز هم نمیداند خوبی چیست و چه تفاوتی با بدی دارد. برای او خوبی و بدی خلاصه شده بود در دستورات پدر و مادر و فکر میکرد هر وقت مادر چشمهایش ترسناک میشود و اخم میکند یعنی کار بدی انجام داده و زمانی که پدر آماده کتک زدنش میشود، یعنی کارش بدترین کار دنیا بوده است.
تا وقتی که سن و سالی نداشت و هنوز خیلی با مردم در ارتباط نبود، این بهترین شیوه تربیتیای بود که میشناخت. کمی که بزرگتر شد احساس کرد، تشخیص خوب و بد برایش کمی سخت است و وقتی پدر و مادر کنارش نیستند نمیتواند برای انتخاب بهترین کارها تصمیمگیری کند. با وجود این باز هم راضی بود و شکایتی نداشت تا زمانی که پدرش را از دست داد. پس از مرگ او احساس میکرد وظیفه مادرش سختتر شده و حالا او به تنهایی باید مراقب کارهای پسرش باشد. با اینکه 27 سالش بود؛ اما بدون مادر حتی به خودش اجازه آب خوردن هم نمیداد. باز هم با هر سختیای که بود زندگیاش را گذراند و با دختری ازدواج کرد که از نظر مادرش، زن خوبی برای زندگی او بود. چند سال بعد هم با اینکه ازدواج کرده و منتظر تولد اولین فرزندش بود باز هم به مادرش نیاز داشت و بدون او مثل انسانی ناتوان بود.
پس از تولد بچهها شرایط کمی بهتر شد. انگار هر وقت احساس میکرد پدر شده است، قدرتش هم بیشتر میشد و راحتتر تصمیم میگرفت اما باز هم ته دلش نگران بود و میترسید اشتباه انتخاب کند. نگران بود و فکر میکرد خودش به تنهایی نمیتواند بچهها را تربیت کند. روزی که مادرش هم از این دنیا رفت، احساس کرد دیگر هیچ پناهی ندارد و شرایطش وقتی بدتر شد که فهمید خودش باید پناه چند فرد دیگر باشد. زنش به او نیاز داشت، بچهها او را میخواستند و مسئولیت زندگی بهعهده خودش بود؛ به تنهایی باید زندگی میکرد و تصمیم میگرفت.
هفتهها و ماههای اول، نگران و دستپاچه بود؛ اما کمکم متوجه شد چطور باید زندگی را گذراند. کمکم شیوههای زندگی کردن را آموخت و خوب و بد را تجربه کرد و تازه آن زمان بود که فهمید زندگی چقدر لذتبخش است وقتی حق انتخاب داریم و میتوانیم زندگی را لحظه به لحظه تجربه کنیم. همانجا هم با خودش تصمیم گرفت هیچ وقت و در هیچ شرایطی بچههایش را به شیوه پدر و مادرش تربیت نکند. آنها باید آزاد زندگی کنند، راههای اشتباه را بروند و معنای شکست را درک کنند تا علاوه بر اشتباهات، برای درخشیدن هم فرصت داشته باشند.
زهره شعاع
motivateus.com