داستان پلیسی؛ قتل مرموز بورس‌باز حرفه‌ای - قسمت پایانی

قاتلان اجیر شده

در شماره‌های قبل خواندید بورس‌بازی به نام حمید به قتل رسیده است. مقتول روز قتل مبلغ 14 میلیون تومان را با کمک یکی از دوستانش به نام بابک به صورت اینترنتی به حساب همسرش منیر واریز کرده بود در حالی‌که صبح همان روز کیف منیر را که کارت عابربانک، تلفن همراه و دیگر مدارکش در آن بود، دزدیده بودند. بابک از اختلافات حمید با شوهرخواهرش به نام سیاوش خبر داده و قرار است این مرد بازداشت شود. ادامه ماجرا را بخوانید:
کد خبر: ۶۰۹۰۹۸
قاتلان اجیر شده
یک هفته از قتل حمید گذشته بود که بالاخره اولین مظنون جدی این پرونده بازداشت شد. سیاوش به دستگیری​اش اعتراض داشت اما گوش کارآگاه از این حرف‌ها پر بود. سیاوش مدعی شد در قتل برادرزنش هیچ نقشی نداشته و گرچه با حمید به دلیل مسائل مالی اختلاف داشته اما هرگز راضی به مرگ او نبوده است. متهم وقتی دید دو مامور قصد ندارند آزادش کنند بالاخره برگ برنده‌اش را رو کرد و گفت: من روز قتل اصلا تهران نبودم.

ستوان پرسید: کجا بودی؟

ـ آبادان.

دو همکار به هم نگاه کردند.14 میلیون تومان پول مرموز در آبادان نقد شده بود و همین سوء‌ظن را نسبت به سیاوش بیشتر می‌کرد. کارآگاه گفت: پس 14 میلیون تومان را هم همانجا نقد کردی؟

ـ کدام 14 میلیون تومان؟

سیاوش خیال همکاری نداشت و به دستور سرگرد روانه بازداشتگاه شد.یک ساعت بعد منیر از راه رسید و گفت درباره 14 میلیون تومان موضوعی یادش آمده است: سیاوش 14 میلیون تومان به حمید داده بود تا برایش سهم بخرد اما سهام افت کرده بود و...

شهاب اجازه نداد زن بقیه حرفش را بزند: تا آخر خط را خواندم.

متهم بالاخره بعد از سه روز مقاومت به کشتن برادرهمسرش اعتراف کرد و گفت که به دلیل اختلافات مالی دست به این جنایت زده است.

ـ من به حمید اعتماد کردم و گفتم سهام من را هم به نام خودش بخرد اما او سوءاستفاده کرد و مدعی شد ضرر کرده‌ام و می‌خواست پنج میلیون تومان از پولم را پس ندهد. برای همین با هم دعوا داشتیم تا این‌که بالاخره تصمیم گرفتم درس ادبی به او بدهم البته قصدم کشتن او نبود. به دو نفر پول دادم تا نقشه‌ام را اجرا کنند.

سیاوش نقشه پیچیده‌ای را طراحی کرده بود. همدستان او صبح روز حادثه ابتدا کیف منیر را دزدیدند و سپس با تلفن این زن با شوهرش تماس گرفتند و مدعی شدند منیر را ربوده‌اند. سیاوش در اعترافاتش توضیح داد: ما به حمید گفتیم زنت را گروگان گرفته‌ایم و همین الان باید 14 میلیون تومان به حساب او واریز کنی. گفتیم حتی یک ساعت هم وقت نمی‌دهیم. بعد برای این‌که او را بترسانیم گفتیم یکی از همدستان‌مان همین حالا در شرکت کارگزاری است و او را زیرنظر دارد. بعد از واریز پول آن را به حساب دیگری که خودم با مشخصات جعلی افتتاح کرده بودم ریختم و از بانکی در آبادان برداشت کردم.

همزمان با این اتفاقات همدستان سیاوش با حمید تماس گرفته و او را به بهانه تحویل دادن همسرش به خانه‌ای در غرب تهران کشانده بودند. سیاوش گفت: فقط قرار بود او را کتک بزنند اما دعوا بالا گرفت و بناچار او را کشتند و جسدش را در ساختمانی نیمه‌کاره انداختند. من تا دو روز بعد از قتل هم در آبادان ماندم و بعد به تهران برگشتم و وانمود کردم از هیچ چیز خبر ندارم.

کارآگاه اسم و مشخصات دو همدست سیاوش را گرفت و به تیم عملیات دستور داد آن دو نفر را بازداشت کنند. یکی از آنها همان روز و نفر دوم که فراری بود یک هفته بعد دستگیر شد و هر دو نفر وقتی تحت بازجویی قرار گرفتند اعتراف کردند با وعده پول توسط سیاوش اجیر شدند و دست به این جنایت زدند.

وقتی پرونده به نتیجه رسید کارآگاه شهاب سه روز مرخصی گرفت تا کمی استراحت کند. او بشدت احساس خستگی می‌کرد و حتی به این فکر افتاده بود وقت آن رسیده است که خودش را بازنشسته کند. / ضمیمه تپش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها