بسیاری معتقدند از دوران باستان تاکنون در جهان استعمار وجود داشته است، لیکن به طور خاص میتوان گفت از سده شانزدهم تا بیستم میلادی در جهان به دوران استعمارگری معروف است. در این دوران است که کشورهای غربی بخصوص بریتانیا، اسپانیا، پرتغال، هلند و فرانسه با تکیه بر توان صنعتی و نظامی خود به کشورهای کوچک جهان حمله بردند و این مناطق را جزئی از خاک خود دانستند. استعمارگران این کار را برای استفاده از منابع طبیعی و نیروی انسانی این کشورها انجام دادند و البته نظری هم بر فروش کالاهای خود در این مناطق داشتند.
در پایان قرن بیستم، با راه افتادن نهضت جهانی حقوق بشر و تاسیس سازمان ملل متحد، استعمار به مفهومی کاملا منفی و مغایر با حقوق بینالملل و بشر تبدیل شد. به این ترتیب حق تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته شد و نهضتهای رهاییبخش ملی در مناطقی چون الجزایر توانستند به موفقیت برسند. در کشورهایی چون هند هم نهضت آرام مردم به رهبری گاندی توانست آفتاب استعمارگری انگلستان را به غروب نزدیکتر کند. جالب است بدانید به عقیده برخی با وجود حضور استعمارگران در سراسر ایران و با وجود اشغال چندباره ایران از سوی مهاجمان خارجی، کشور ما هیچ گاه به عنوان یک مستعمره در جهان شناخته نشده است.
البته برخی در جهان بر این عقیده اند که دوران استعمار به پایان نرسیده است و اکنون مفهوم جدیدی به نام استعمار نو در جهان وجود دارد؛ به این معنا که باز هم کشورهای بزرگ که در ظاهر، استقلال و تمامیت ارضی کشورهای ضعیفتر را به رسمیت شناختند؛ با مفاهیمی چون جهانیسازی یا با قراردادهای یکطرفه یا با فشار فرهنگ و تکنولوژی قصد دارند دیگر کشورها را به زیر یوغ خود درآورند.