گفت‌و‌گو با مجید واشقانی، بازیگر مجموعه تلویزیونی ماتادور:

درام «ماتادور» را غنیمت دانستم

بازی او در مجموعه تلویزیونی «مسیر انحرافی» که بهار سال گذشته به پخش رسید، باعث شد به‌عنوان بازیگری بااستعداد شناخته شود و مورد توجه قرار بگیرد. او در ادامه مسیر بازیگریش به گونه پلیسی روی آورد و پس از تجربه حضور در سریال «هوش سیاه2» حالا در قامت یک پلیس ظاهر شده است؛ پلیسی که به اعتقاد او همیشه موفق نیست و همانند سایر انسان‌ها دچار خطا می‌شود و چهره و ظاهر او را دلیل واضحی بر تفاوت آن با دیگر بازنمایی‌هایی می‌داند که تاکنون از این صنف صورت گرفته است.
کد خبر: ۶۰۵۷۶۱

با مجید واشقانی، بازیگر سریال «ماتادور» درباره نقشش و ویژگی‌های آثار پلیسی صحبت کرده‌ایم:

با توجه به بازی‌تان در مجموعه هوش سیاه2 و به تبع آن ماتادور به نظر می‌رسد بتدریج در ژانر پلیسی جا افتاده‌اید.

نه، این‌طور نیست. ژانر یک کار برایم اهمیتی ندارد و فرقی نمی‌کند کار کمدی باشد، اکشن یا درام. به نظرم نقش اهمیت بیشتری دارد؛ نقش خوبی که بتوانی به واسطه بازی در آن، خودت را نجات دهی.

منظورتان چیست؟

هر سریال جدیدی که ساخته می‌شود، به دلیل داشتن شخصیت‌های زیاد خواسته یا ناخواسته قصه‌اش به طور موازی تلاش دارد این کاراکترها را به یک سرانجام برساند. در این شرایط کاراکتری دیده، پذیرفته و میان مردم محبوب و شناخته می‌شود که بازیگر از همان ابتدای حضورش در پروژه نسبت به آن حس خوبی داشته باشد. یعنی وقتی هنوز هیچ بیننده‌ای از ساخته شدن اثر خبر ندارد، بازیگر خودش با قرار گرفتن جلوی دوربین می‌تواند بفهمد این نقش مورد رضایت عموم قرار می‌گیرد یا نه. وقتی او به این فکر کند که یکسری کارشناس که من اسم آنها را مردم می‌گذارم، قرار است کارش را قضاوت کنند، تصمیم بهتری می‌گیرد.

همچنین تجربه نشان داده طول و کمیت نقش در سینمای امروز به اندازه خوب بازی کردن اهمیتی ندارد؛ همینطور که بسیاری از نقش‌های دوم و مکمل تا به حال بسیار مورد توجه قرار گرفته و بازیگرانش دیده شده‌اند.

به نظر من موضوعی که مطرح کردید در ارتباط با سریال ماتادور بسیار صادق است؛ چون داستان چهار پلیس روایت می‌شود که پرداختن به هریک از آنها در کنار روایت قصه‌های اصلی می‌تواند از سهم هر نقش بکاهد.

این اتفاقی است که اساسا در ژانر اکشن می‌افتد و یک قاعده کلی است. در این‌گونه، مجال چندانی برای این که بتوانی قابلیت‌های فردی‌ات را در بازیگری نشان‌دهی پیدا نخواهی کرد. در حالی که در سایر گونه‌ها بویژه در کمدی، بازیگر فرصت مناسبی برای نمایش خود و توانمندی‌هایش دارد، اما در اکشن انگار همه چیز از پیش تعریف شده و دارای چارچوب است. در ماتادور هم همین قاعده وجود داشت. چهار پلیس در سریال حضور دارند. ضمن این‌که صحنه‌های تعقیب و گریز و قصه‌های پرحادثه باعث می‌شود خیلی نتوانی خودت را نشان بدهی. بازی‌ها در این‌گونه آثار چندان بارز و برجسته نمی‌شود. دیالوگ از قبل مشخص شده و امکان تغییر ندارد.

اما ماتادور یک ویژگی مهم دارد. این‌که اگرچه طول نقش و کمیت کاراکتر‌های پلیس در این سریال با هم تفاوت دارد، اما میزان تاثیرگذاری این چهار شخصیت و پیش‌برندگی‌ آنها در قصه تقریبا یکسان است. من هم خیلی سعی نکردم از قاعده‌های گونه اکشن دور باشم، اما به دنبال فرصت‌هایی بودم که بتوانم بازی‌ام را هم نشان دهم. مثل یکی از قسمت‌هایی که هفته گذشته پخش شد و طی آن یکی از شخصیت‌های اصلی داستان با بازی (سام درخشانی) کشته شد.

البته آن هم یک صحنه درام بود، نه حادثه‌ای.

درست است. من همیشه اعتقاد دارم در سریال‌های اکشن باید قصه یا قصه‌هایی درام هم وجود داشته باشد. به نظرم بهتر بود در هوش سیاه 2 هم این اتفاق می‌افتاد، اما در ماتادور شاهد آن بودیم و به نظرم این نقطه قوت مجموعه است. وقتی بازیگر فرصت و بستری پیدا می‌کند که نوع بازی خود را نشان بدهد و توانایی‌های فردی‌اش را در بازی دخالت دهد، آن‌گاه تماشاگر هم ارتباط بهتری با نقش برقرار و با آن همذات‌پنداری می‌کند.

همچنین پلیس‌ها در این سریال همانند بقیه آدم‌ها با احساس، دارای گذشت و فداکاری به تصویر کشیده می‌شوند. به نظرم این همان اتفاق مثبت ماتادور است. حال من نمی‌دانم توانسته‌ام خوب عمل کنم یا نه، اما همین موقعیت درام از نظرم غنیمتی بود که سعی کردم از آن به نفع بازی بهره ببرم.

به نظرتان این درام باز هم در قصه تکرار شد تا شدت صحنه‌های اکشن را تعدیل کند؟

نه، گمان می‌کنم همان صحنه کشته شدن یکی از پلیس‌ها نقطه عطف این وضع بود.

به نظرتان توزیع نقش بخوبی صورت گرفته است؟ به این معنی که آیا می‌توانیم اطلاعات کافی درباره همه کاراکترها و هویت‌شان به دست آوریم؟

به نظرم این اتفاق نه در این سریال، بلکه در هیچ اثر اکشن 12 قسمتی دیگر هم نمی‌افتد. دلیل آن هم واضح است. وقتی در یک داستان چهار شخصیت اصلی پلیس حضور دارد و سه کاراکتر دیگر هم به عنوان نیروهای پشتیبانی آنها را همراهی می‌کنند، پرداختن به همه‌شان در 12 قسمت منطقی نیست. بنابراین اگر حتی بخواهیم یک قسمت را به معرفی هر یک از این هفت نفر اختصاص دهیم باید هفت قسمت جداگانه، قصه زندگی این شخصیت‌ها را داشته باشیم؛ در حالی که اساسا قرار بوده سریال ماتادور در هفت قسمت ساخته شود و بعدها تصمیم بر 12 قسمتی کردن آن گرفته شد. بنابراین ایراداتی که گاهی به این نوع قصه‌ها درباره شخصیت‌پردازی گرفته می‌شود تا حد زیادی قابل قبول است، اما باید این را در نظر داشت که زمان کم مانع معرفی کامل کاراکتر‌های آن می‌شود. در این شرایط طبیعی است که نویسنده ترجیح ‌دهد به گره داستان و رویداد کلی آن فکر کند تا چگونگی بازنمایی هریک از شخصیت‌ها.

فکر می‌کنید پلیس نمایش داده شده در این سریال چقدر از کلیشه‌های رایج این حوزه فاصله دارد؟

دوباره باید اشاره کنم پلیس در فیلم‌ها و آثار سراسر دنیا نیرویی است که همیشه یک گام از خلافکار عقب‌تر است. این هم یک قاعده طبیعی است، زیرا پلیس اندیشه‌ای خلافکارانه ندارد. به نظر من در این سریال تلاش شد پلیس‌ها حداقل در ظاهر و فیزیک خود، نوع پوشش و گریم‌شان متفاوت ظاهر شوند. اما این که چنین تصویری تا چه میزان توانسته تاثیرگذار باشد، نمی‌دانم و نمی‌توانم قضاوت کنم.

پلیس در ماتادور دائم در چالش و رویارویی با زمان است و با این عنصر مبارزه می‌کند. برای مثال در دو صحنه‌ای که بمبگذاری صورت می‌گیرد، یک‌بار موفق به خنثی کردن آن می‌شود و بار دیگر در این زمینه ناموفق است و حتی جان خود را از دست می‌دهد، اما اگر او موفق می‌شد هر دو بمب را خنثی کند و همیشه از جنگ با زمان موفق بیرون آید قصه، باورپذیری خود را از دست می‌داد. پلیس در این سریال برطرف کننده همه مشکلات نیست و الزاما از پس مسائل برنمی‌آید. اما همه توان خود را برای حل مساله به کار می‌گیرد و این مهم است.

بدون شک در برخی صحنه‌ها از بدلکار هم به جای نقش کمک گرفته‌اید؟

بله، بدلکاری در این مجموعه یک عامل مهم بود. تیم بدلکاری این پروژه هم بسیار خوب ظاهر شد و باید بگویم کارهای بسیار خطرناکی انجام داد. برای مثال در صحنه‌ای دو ماشین در حال حرکت بود و آنها از یکی به دیگری پرش کردند. خوشبختانه به دلیل تجربه‌ای که در برخورد با بدلکاران در سه مجموعه مسیر انحرافی، هوش سیاه2 و ماتادور داشتم، متوجه شدم بدلکاران در سال‌های اخیر عملکرد بسیار خوبی داشته و بسیار حرفه‌ای و به روز شده‌اند و آخرین تغییرات و اقدامات مربوط به بدلکاری را با دیدن فیلم‌های سینمایی خارجی دنبال می‌کنند.

از آخرین فعالیت‌هایتان در حوزه تصویر بگویید.

در فیلمی با نام «زاپاس» به کارگردانی بهرنگ توفیقی بازی کرده‌ام که قرار است در رسانه‌های تصویری توزیع شود. این فیلم فضای خوبی دارد و به نظرم با استقبال روبه‌رو می‌شود. همیشه هم از کار کردن با بهرنگ توفیقی لذت می‌برم. همچنین در فیلم دیگری با نام «سربازان سرزمین من» به کارگردانی حامد خیری بازی کرده‌ام که در حوزه دفاع مقدس است و نحوه نمایش آن معلوم نشده است.

و اما حرف ناگفته.

این دومین کاری است که من در آن بازی دارم و آرش قادری متن کار را نوشته است. به نظرم قادری نویسنده بسیار خلاق و کاربلدی است و ژانر پلیسی را از نظر علمی بخوبی می‌شناسد. نویسنده توانمندی است که من شاهد آن بوده‌ام بسیاری از کارگردانان حرفه‌ای از او درخواست متن می‌کنند. به هر حال از همکاری با او بسیار خوشحالم و امیدوارم این همکاری باز هم ادامه پیدا کند. همچنین ماتادور اولین سریال فرهاد نجفی در مقام کارگردان سریال است و به نظرم او توانسته خوب ظاهر شود. من در نقدها می‌خواندم این سریال را با «کبری 11» مقایسه کرده‌اند و ضعف‌هایی به آن نسبت داده‌اند، اما اساسا مقایسه این دو سریال با این همه اختلاف بودجه و تعداد اعضای تیم تولید، کار نادرستی است. به هر حال فرهاد نجفی بر این اثر مهر خود را زده است.

قصیده سالک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها