مصدومیت، بی‌انگیزگی و تصمیم اشتباه در انتخاب تیم، بزرگ‌ترین پدیده‌های فوتبالی را از بین برده است

خزان زودهنگام پدیده‌ها

پدیده‌های فوتبال آینده درخشانی دارند، آنها قرار است ستاره‌های بعدی مستطیل سبز باشند و به بازیکنان بزرگ‌تری تبدیل شوند. استعداد شگرف برخی از این پدیده‌های فوتبالی آنچنان زبانزد است که همه تیم‌ها برای جذب چنین بازیکنانی سر و دست می‌شکنند.
کد خبر: ۶۰۱۲۳۵

مثال‌های زیادی برای پدیده‌های فوتبال وجود دارد که با گذشت زمان به ستاره‌های بزرگ تبدیل شدند، همانند کریستیانو رونالدو که ابتدا خود را به‌عنوان یک پدیده در فوتبال پرتغال معرفی کرد و پس از آن به سرعت به منچستر و سپس رئال رسید.

او تنها پدیده شگفت‌انگیز فوتبال دنیا نیست ؛ مسی، آیسکو، رونی و تعدادی دیگر از ستاره‌های روز دنیا ابتدا یک پدیده مستعد و البته کاملا ناشناخته بودند که بتدریج به بزرگ‌ترین بازیکنان دنیا و اروپا تبدیل شدند. در فوتبال کشورمان نیز هر چند تعداد پدیده‌ها در سال‌های اخیر کم بود اما با وجود این باز هم می‌توان نمونه‌هایی را مثال زد که پس از پشت سر گذاشتن دوران پدیده بودن گام به مرحله بعدی یعنی ستاره بودن گذاشتند. اما پدیده‌ها همیشه خوش‌شانس نیستند.

سرنوشت عالی و شگفت‌انگیز ستاره‌هایی نظیر مسی یا رونالدو در انتظار هر پدیده دیگری نیست. شاید پدیده‌هایی وجود داشتند که از آنها مستعدتر و شگفت‌انگیزتر بودند اما بنا بر هر دلیلی از دور خارج شدند. سرنوشت آنها خیلی غم‌انگیز بود، پدیده‌هایی که می‌خواستند بزرگ‌ترین ستاره‌های تیم خود یا حتی لیگ و تیم ملی کشورشان بشوند به محض رسیدن به مرز شهرت محو شدند. این دست پدیده‌ها با سرنوشت تلخ‌شان در ایران هم زیاد دیده می‌شوند. تعداد این پدیده‌های خارجی و داخلی به هدر رفته و نابود شده کم نیست. در ادامه به برخی از بزرگ‌ترین پدیده‌هایی که نابود شدند و دلایل به هدر رفتن استعدادهای نابشان می‌پردازیم.

 

توقعات بیجا

«کاز پاتافتا» یکی از پدیده‌های نادر فوتبال دنیا بود. این بازیکن استرالیایی به گواه کارشناسان و مربیان می‌توانست در زمره برترین و تکنیکی‌ترین بازیکنان جهان قرار بگیرد اما از این پدیده شگفت‌انگیز اکنون هیچ خبری نیست. او در شانزده سالگی نام خود را به‌عنوان یک پدیده تمام عیار در باشگاه بنفیکای پرتغال مطرح کرد و در هفده سالگی سرمربی وقت تیم ملی استرالیا او را به تیم ملی آورد تا او با همان سن و سال کم در جام جهانی 2006 به میدان برود. امروز هیچ نامی از پاتافتا نیست. فکر می‌کنید چه اتفاقی برای او افتاد؟ پاسخ ساده است؛ به او مشاوره‌های غلط دادند و در هفده سالگی توقع زیادی از او داشتند.

همین توقعات پاتافتای نوجوان را خسته و خسته‌تر کرد تا جایی که او را از نفس انداخت. پاتافتا که قرار بود بهترین بازیکن اروپا شود بتدریج محو شد. او فقط یک نمونه بود.

پدیده‌های زیادی به‌دلیل اهمال و توقعات بالای مربیانشان از بین رفتند، حالا چه در داخل ایران و چه در خارج. بسیاری از مربیان نمی‌دانند که نباید از یک پدیده نوجوان توقعی را داشت که از یک ستاره سن بالاتر می‌رود. ‌مربیان با این ناآگاهی مخرب پدیده‌های زیادی را از بین بردند. کاز پاتافتا در صدر پدیده‌های شگفت‌انگیزی قرار دارد که به هدر رفت.

 

پدیده‌های بی‌ظرفیت

همیشه قرار نیست دیگران مسبب از بین رفتن یک پدیده فوتبالی باشند. در بسیاری اوقات این خود پدیده‌ها بودند که به‌دست خود آینده درخشان خود را نابود کردند. چه بسا پدیده‌های ناب فوتبالی که به محض ورود به دنیای ستاره بودن و شهرت، اختیار خود را از دست دادند و وارد حاشیه‌های مختلفی شدند که آنها را از فوتبال محو کرد. «دانی» انگلیسی در صدر چنین بازیکنانی قرار دارد.او دومین پدیده به هدر رفته تاریخ فوتبال دنیا به‌شمار می‌رود. دانی بازیکنی بسیار خوش چهره به شمار می‌رفت و در حالی که هنوز بیست ساله هم نشده بود طرفداران زیادی داشت و مورد توجه بسیاری از شرکت‌های تبلیغاتی قرار گرفته بود. او بتدریج آنچنان درگیر تبعات خوش قیافه بودنش شد که به جای چمن سبز از استیج‌های تبلیغاتی سردر آورد. در ادامه حاشیه‌های دیگری او را از فوتبال محو کرد که در این میان فقط خود او مقصر است. او واقعا پدیده بی‌ظرفیتی بود که در بیست و هفت سالگی خود را بازنشسته کرد. به غیر از او هارالد نیلسون هم ‌ پدیده بزرگ دیگری است که به بدترین شکل به هدر رفت. او در بیست و شش سالگی یعنی سال 1967 با پیوستن به اینتر به گران‌ترین بازیکن زمان خود تبدیل شد، اما او هم ابتدا در دام حاشیه و سپس مصدومیت گرفتار شد، تا دو سال بعد بازنشسته شود. نمونه این پدیده‌هایی که به حاشیه رفتند در ایران زیاد است، همانند بازیکن سابق یکی از تیم‌های پایتخت یا یک بازیکن جوان و آینده‌دار دیگر از تیم ریشه‌دار شهرستانی که قرار بود در بارسلونا و تیم‌های بوندسلیگایی بازی کنند، اما بنا به دلایلی از دادگاه‌های کیفری سر درآوردند!

زمانی که یک بازیکن جوان به شهرت می‌رسد باشگاه‌ها باید احساس مسئولیت بیشتری کنند و پدیده تازه ستاره شده خود را با مشاوره‌های صحیح و البته معیارهای روان‌شناسانه به‌درستی هدایت کنند. فقدان چنین برنامه‌هایی در فوتبال ایران هم احساس می‌شود.

 

انگیزه‌های تمام شده

بی‌ظرفیت بودن برخی از پدیده‌ها را از منظر دیگری هم می‌توان نگاه کرد. برخی از پدیده‌ها به هیچ عنوان تمایلی برای وارد شدن به حاشیه‌ها ندارند، اما بنا به دلایلی دیگر از روزهای خوب خود فاصله می‌گیرند و این دلیل چیزی نیست جز بی‌انگیزگی و اشباع شدن. برخی از پدیده‌های ناب فوتبال در حال تبدیل شدن به ستاره‌های بزرگی بودند اما از شهرت و فوتبال به‌طور ناگهانی دلزده شدند تا با این دلزدگی مثل گذشته حوصله فوتبال و خوب بازی کردن نداشته باشند. کارلوس آلبرتوی برزیلی در صدر این پدیده‌های بی‌انگیزه قرار دارد. او در دوران اوج فوتبالی خود در پورتو بازی می‌کرد یعنی همان زمانی که مورینیوی مشهور سرمربی آن تیم بود. این بازیکن در فینال 2004 لیگ قهرمانان اروپا برای پورتو به میدان رفت و گل زد تا زمینه‌ساز قهرمانی تیمش در لیگ قهرمانان اروپا باشد.

اما این بازیکن در ادامه راهش بسیار بی‌انگیزه ظاهر شد. همین بی‌انگیزگی سال 2011 به فوتبال او پایان داد. خاویر ساویولای آرژانتینی هم پدیده‌ای بود که در هر دو تیم بارسلونا و رئال مادرید بازی کرد اما بتدریج بی‌انگیزه شد. بی‌انگیزه‌های فوتبال ایران هم کم نیستند که در این مورد باز هم فقدان نقش باشگاه‌ها و مشاوره‌های آنها به چشم می‌خورد.

 

مصدومیت‌های بی‌پایان

پدیده‌های بدشانس فوتبال با یک مشکل بسیار بزرگ دیگر هم روبه‌رو هستند، آنها مدام مصدوم می‌شوند و همین مصدومیت، این پدیده‌ها را با تمام نبوغ و استعدادهایشان خانه‌نشین می‌کند. در میان فهرست بزرگ‌ترین پدیده‌هایی که به هدر رفتند نام سباستین دایسلر آلمانی در رده پنجم قرار دارد. این پدیده نادر فوتبال آلمان که مدتی هم در هرتابرلین با علی دایی همبازی بود در طول دوران بازی خود بارها از ناحیه لیگامنت پا مصدوم و این مصدومیت مثل یک سریال بارها تکرار شد. همین مصدومیت‌ها باعث شده پدیده فوتبال آلمان حتی در دام افسردگی هم بیفتد و مدتی در بیمارستان روانی بستری شود.

دایسلر، این پدیده بزرگ فوتبال آلمان در بیست و هفت سالگی و در حالی که هنوز بازیکن تیم بایرن مونیخ بود برای همیشه بازنشسته شد. البته مصدومیت یک طرف ماجرا قرار دارد، در طرف دیگر بیماری است.

دارکو پانچف بازیکن مقدونیه‌ای که اوایل دهه 90 میلادی در تیم ستاره سرخ بلگراد خوش درخشید و گل‌های زیادی به ثمر رساند به‌دلیل بیماری در حالی که می‌توانست به بازیکن بزرگ‌تری تبدیل شود و در اروپا به موقعیت عالی‌تری برسد بتدریج محو شد. لی شارپ نیز گرچه از سال 88 تا 96 میلادی در منچستر بازی کرد اما با بدشانسی بزرگ مصدومیت روبه‌رو شد. او می‌توانست به‌عنوان یک بازیکن جوان و البته یک پدیده موقعیت بالاتری داشته باشد اما اینچنین نشد تا او اکنون در فهرست بزرگ‌ترین پدیده‌های به هدر رفته فوتبال دنیا قرار داشته باشد. به غیر از شارپ و دیگر بازیکنان نامبرده بازیکن دیگری به نام کرلون قرار دارد.

او برزیلی است و سال گذشته یعنی در بیست و چهار سالگی مجبور به خداحافظی شد. کرلون بسیار تکنیکی و تند و تیز بود اما مصدومیت‌های پی‌درپی او را به یکی از به هدر رفته‌ترین استعدادهای فوتبالی تبدیل کرد. فوتبال ایران نیز پر از پدیده‌های مصدوم است. محرم نویدکیا و مجتبی جباری هنوز هم فوتبال بازی می‌کنند و هنوز هم به تیم ملی دعوت می‌شوند اما مصدومیت‌های پی‌در پی هر دو را با آن استعداد نابشان از راهیابی
به جام جهانی و لیگ‌های معتبر اروپایی دور کرد.

 

به هدر رفتن پدیده از نوع دیگر

توماس برولین سوئدی دیگر استعداد ناب و به هدر رفته فوتبال جهان است که خیلی وقت پیش از فوتبال خداحافظی کرد. نام او هم در فهرست بزرگ‌ترین پدیده‌های به هدر رفته تاریخ فوتبال جهان قرار دارد. اما این پدیده به هدر رفته مشکل هیچ‌کدام از مشکلات پدیده‌های سوخته قبلی را نداشت. او نه مصدوم بود، نه بی‌انگیزه، نه مربیان از او توقع زیاد داشتند، نه مشاوره‌های غلط به او دادند، نه به حاشیه رفت و نه مشکل دیگر. مشکل او که به خداحافظی از فوتبال منجر شد خیلی خنده‌دار است، او پرخور بود! این سوئدی پرخور به‌دلیل علاقه بیش از حد به فست‌فود چاق شد و از فوتبال فاصله گرفت. درخشان‌ترین دوران حضور او به بازی‌اش در تیم پارما مربوط می‌شود.

 

زوال پدیده در فوتبال ایران

پدیده‌های به هدر رفته فوتبال ایران کم نیستند. شاید دلایلی که پیش از این برای به هدر رفتن پدیده‌های خارجی عنوان شد در رابطه با پدیده‌های ایرانی هم صدق می‌کند. در چند سال اخیر پدیده قابل توجهی به فوتبال ایران معرفی نشده است. شاید خیلی از بازیکنان جوانی که قرار بود پدیده بشوند با مصدومیت، بی‌انگیزگی یا هر دلیل دیگری خیلی زودتر از حد تصور برای همیشه محو شدند. زوال پدیده در فوتبال ایران همچنان ادامه دارد و به نظر نمی‌آید مدیران و مربیان فکری به حال این مشکل اساسی داشته باشند.

هیلدا حسینی‌خواه/ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها