برای داشتن یک مناظره استاندارد باید هر یک از این دو گروه وارد میدان شوند، در غیر این صورت این مناظرهها شبیه بحثهای حوزوی و کلاسهای درس دانشگاه خواهند شد و برای مخاطب هم جذابیتی نخواهد داشت. افرادی که در مناظره شرکت میکنند باید نماینده جامعه سیاسی ایران باشند، جامعهای که در عرصه قدرت حضور دارد نه جامعهای سیاسی که حتی یک نفر نماینده هم درمجلس ندارد.
بهعنوان مثال در یکی از مناظرههایی که بتازگی جمعه شبها روی آنتن شبکه یک سیما میرود با موضوع «مطبوعات در ایران» تفکیک سیاسی رعایت نشده بود. روزنامهای که میتواند ادعا داشته باشد دارای قدرت سیاسی یا دارای میزان بالای خوانندگان در جامعه است. به نظرم اینگونه مناظرهها به اصطلاح یخی را آب نخواهد کرد. ما در حوزه ورزش مناظرههای بهتری میتوانیم برگزار کنیم. حداقل دو تیم تعیینکننده در عرصه ورزش وجود دارد که درصد بالایی از بینندگان تلویزیون هوادار تیم ورزشی «الف» یا «ب» هستند. در مناظرههای سیاسی نیز باید چنین تفکیکی صورت گیرد، چراکه در غیر این صورت مناظرههای تلویزیونی به معنای واقعی و درست خودشان نزدیک نمیشوند.
اگر مناظرههای انتخاباتی برخلاف دیگر مناظرهها هیجان و جذابیت داشت، به این دلیل است که چنین مناظرههایی در ذات خود هیجانآور است و بقیه مناظرهها نیز میتواند جذاب باشد مشروط بر اینکه نمایندگان واقعی اقشار جامعه که در جامعه پایگاهی دارند، روبهروی هم به گفتوگو بنشینند.
واژههایی مثل جدل، مجادله، مباحثه و مصاحبه داریم، اما جای مباحثه و مجادله در تلویزیون نیست. آنچه در تلویزیونهای دنیا مرسوم است، عنوانی چون مناظرههای تلویزیونی است. این مناظرهها پیش از آنکه به تلویزیون راه یابد، در مجلس همه کشورها وجود داشته، اما ما در ایران اسم آن را مذاکرات مجلس گذاشتهایم و حالا در تلویزیون میگویند مناظره تلویزیونی دنباله همان بحثهاست، با این تفاوت که مخاطب مناظرهکنندگان همه مردم هستند. معمولا مباحثی که در مناظره مطرح میشود مباحث روز جامعه است.
یعنی بیننده باید نسبت به موضوعات دغدغه داشته باشد تا حرفها ارزش پخش تلویزیونی پیدا کنند. مناظرهها همچنین فقط به مناظرههای انتخاباتی محدود نمیشود، بلکه ما میتوانیم مناظرههای سیاسی را در طول سال ادامه دهیم اما افراد شرکتکننده باید وزن سیاسی داشته باشند.
ما سیاست را بد تعریف میکنیم. سیاست یعنی تدبیر و مدیریت صحیح که برخاسته از نظرات مردم است. مردم برای دستیابی به خواستههایشان نمایندگانی را انتخاب میکنند که راه آنها را هموار کنند. بنابراین منافع مردم به رای آنها گره میخورد و این رای با سیاستها و تصمیمگیریهایی که انجام میشود در ارتباط است. همه این سیاستها و تصمیمگیریها بُعد حزبی دارند، به این مفهوم که عدهای دور هم جمع میشوند و میگویند اگر ما به قدرت برسیم این کار را خواهیم کرد و مردم هم به کسی که برآیند خواستههایشان است، رای میدهند. به این میگویند خرد جمعی و به طور جمعی هم از آن دفاع میکنند. شاید ارتباط موضوعی مباحثی که به آن اشاره کردم برای برخی افراد دشوار باشد، اما ما نباید منکر مفاهیمی مانند حزب شویم و بگوییم عضو هیچ حزبی نیستیم، چون در غیر این صورت نمیتوان از معادلات نتیجه درستی دریافت کرد. اگر ما این مفاهیم را از رسانه ملی بگیریم تلویزیون به سرگرمی صرف تبدیل خواهد شد و باید فقط فوتبال و سریال تماشا کنیم. دنیای خبر و گزارش را نمیتوان بدون سیاست جلو برد و سیاست هم با توجه به خرد جمعی به دست خواهد آمد.
مناظره سیاسی و انتخاباتی توامان در کشورهای اروپایی و آمریکایی برگزار میشود و اگر ما بگوییم میخواهیم در دیگر حوزهها مانند فرهنگی و هنری مناظره برقرار کنیم باز هم اگر نگاه سیاسی وجود نداشته باشد مناظره قابل قبولی نخواهد شد و کاربردی نیست. افراد هر مناظرهای یا باید نماینده دولت حاکم یا نماینده یک گروه حزبی و سیاسی قدرتمند باشند و صاحب نماینده در مجلس یا فردی باشد که حرفش در جامعه قابل پذیرش است که این مورد سوم به اندازه دو مورد دیگر نتیجه نخواهد داشت. بنابراین مناظره زمانی بین دو یا چند نفر میتواند انجام گیرد که این افراد دارای وزن سیاسی در ساختار سیاسی کشور باشند.
دکتر حسین افخمی / استاد دانشگاه
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)