در یک نگاه کلی، هدف و نیت این اعمال بسیار ستودنی و قابل تقدیر است، اما پیاده و اجرایی کردن یک هدف، موضوع دیگری است که باید آن را در نظر داشت.
همواره باید دو نکته را در نظر داشته باشیم که یکی از آنها اجرای شیوه و روش بهطور کامل و دقیق است که اگر غیر از این باشد نهتنها نتیجه مثبتی حاصل نمیشود که کارکردی معکوس هم به دنبال دارد. نکته دوم، رشد کیفیت در کنار کمیت است که میتوان درباره این دو نکته به شکلی مبسوط صحبت کرد.
توجه داشته باشیم تخصصی کردن شبکهها اقدامی جسورانه و لازم بود، شبکه یک بهعنوان شبکه ملی، شبکه دو بهعنوان شبکه کودک، شبکه سه با کاربرد مسائل و نیازهای جوانان و شبکه چهار و پنج نیز به ترتیب شبکههای فرهنگی و استانی نامگذاری شد و قرار بر این بود که هریک در محور نام خود حرکت کنند، اما در عمل هنوز پس از گذشت مدت زیادی از این نامگذاری و هدفگذاری شاهد پخش سریالی اکشن در شبکه کودک، سریالی غیر مرتبط به جوانان در شبکه سه و موارد دیگری هستیم و در نتیجه یک نیت فوقالعاده خوب هنوز درست اجرایی نشده است. براستی کدامیک از مجموعههای شبکه تهران به معضلات شهری و استانی میپردازد یا کدام سریال شبکه سه مختص جوانان و قابلیتها و مشکلات این گروه سنی است؟
عقیده من، مدیران باید شجاعت داشته باشند که خیلی زود و هماهنگ به این اقدام دست بزنند و ابتدا هم ممکن است کمی مخاطب سردرگم شود، اما خیلی زود مشمول عادت میشود و بخوبی همراه خواهد شد.
اما درباره بحث دوم که به تاسیس شبکههای دیجیتال مربوط میشود باید اذعان کرد این اقدام نیز در همان راستای تخصصی شدن شبکهها و تفکیک آنها از یکدیگر بوده که البته در این شبکهها این موضوع خیلی بهتر صورت گرفته و پیاده شده است، اما یک نکته اینجا به فراموشی سپرده شده و آن بالابردن کیفیت در کنار کمیت است.
مدیران به این موضوع توجه داشته باشند که تاسیس و راهاندازی یک شبکه باید در کنار تولید اختصاصی صورت بگیرد تا صاحب هویتی مستقل شوند؛ چیزی که در تعدادی از این شبکهها در حال رخ دادن است و شبکهای مانند ورزش و چند شبکه دیگر خود به تولیدات مستقل اقدام کردهاند، اما در کنار آنها تعدادی دیگر فقط برنامهها و سریالهای تکراری کانالهای سراسری پخش میکنند که به برانگیخته شدن حس نوستالژی در مخاطب منجر میشود و برای خود آن مجموعه اتفاقی محسوب نمیشود.
این کار به هیچ وجه عمل بدی نیست و پیشنهاد میشود با تاسیس شبکهای به نام شبکه خاطره، این موضوع به شکلی حرفهایتر و توجیهپذیرتر صورت بگیرد که قطعا به جذب تعداد بالایی از مخاطبان منجر میشود. در صورتی که پخش برنامههای تکراری و دست چندم در این شیوه و شکل، حاصلی جز بیاعتمادی برای مخاطب ندارد و باید پذیرفت هویت مستقل یک شبکه زمانی حاصل میشود که صاحب تولیدات مستقل شود. حال اگر مشکل کمبود بودجه است میتوان با تدبیری درست به تولید برنامههایی اصطلاحا پلاتویی اما جذاب اقدام کرد.
براستی چه اشکالی دارد برنامههای مناظره یا تاکشوهایی جذاب و دیدنی به این شبکهها در قالب یک تولید مستقل منتقل شود؟
بهتر است به این نقشه راه و هدف نگاهی دوباره داشت و شبکههای اختصاصی یا تخصصی را بازتعریف کرد.
محمدرضا لطفی