در آستانه بازگشایی مدارس، بازار شخصیت‌های فانتزی در لوازم‌ التحریرفروشی‌ها داغ شده است

شخصیت‌‌هایی که در دفترهای مشق جان می‌گیرند

«مرچندایز» یکی از امکانات جانبی و راهکارهایی است که برخی از مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی موفق برای ماندگاری در عرصه تصـویری و ثبات کاراکترهایشان در اذهان عمومی به کار می گیرند. این شیوه به معنای ساخت و تولید کالاهای جانبی در بخش‌های مختلف نوشت افزار، بازی و سرگرمی و حتی آموزشی است.
کد خبر: ۵۹۸۸۳۸

غالب این محصولات، جنبه‌ای فانتزی دارد و کالاهای برگرفته از این آثار معمولا به عنوان کالاهای ثانویه و غیرضروری در سبد خانگی طرفداران قرار می‌گیرد. در این نوشتار به یکی از عرصه‌های بازنمایی شخصیت‌های نوستالژیک، خاطره‌انگیز و آشنای تلویزیونی و سینمایی یعنی نوشت‌افزارها مراجعه کرده‌ایم که با شروع ماه مهر و مدرسه مقارن شده است. روزهای پایانی تابستان است و نزدیک‌شدن به زمان بازگشایی مدارس بازار خرید و فروش نوشت‌افزارها را داغ‌تر کرده است. نمایشگاه‌های متعددی در سراسر شهر برپاست که محصولاتی با شکل و شمایل متعدد و متنوع را با قیمت‌هایی کمتر از بازار عرضه کرده‌اند. هنگام قدم‌زدن در محوطه نمایشگاه نظرم به تصاویر فانتزی و نوستالژیکی که بر جلد دفترهای مشق نقش بسته است، جلب می‌شود. اسکندر، ننه قمر و صمد همان کاراکترهای شیرین و دوست‌داشتنی مجموعه تلویزیونی شکرستان هستند که این بار نه در قاب تلویزیون، بلکه بر جلدهای دفتر نقش بسته‌اند. فامیل دور هم آن دورتر‌ها به چشم می‌خورد و تصویرش بر تراش‌های فانتزی نقش بسته است. انگار خانواده عروسک‌های ایرانی در این مجموعه جمع‌ هستند و ما به یک مهمانی عروسکی دعوت شده‌ایم؛ یک مهمانی از جنس درس و مدرسه.

در میان انبوه کالاها و کارکردهای فانتزی در این بازار، برخی کالاها هستند که وجوه ارزشی دارند و داستانی کاملا متفاوت، کالاهایی که البته حضور و بروز و برجستگی‌شان البته بی‌مناسبت با حال و هوای این روزها نیست. هفته دفاع مقدس و فداکاری‌های شهدا و مفاخر سرزمینمان سبب گشته بسیاری از مردم از غرفه‌های مربوط به فروش دفترها و لوازم نوشت‌افزار همراه با تصاویری از این افراد استقبال کنند. تصاویر شهیدانی چون مرتضی آوینی، چمران، همت و مصطفی احمدی روشن از جمله عکس‌هایی است که بر جلد برخی دفترهای عرضه شده در نمایشگاه نقش بسته است.

در این میان، کوله‌پشتی‌ها هم از عرصه رقابت جا نمانده‌اند و به تصاویری از شخصیت‌های کارتون‌ها و انیمیشن‌های ایرانی و بعضا عروسک‌های ملی مزین شده‌اند. به نظر می رسد مردم از این که می‌توانند نمادهای ایرانی را در کیف‌های فرزندانشان جای دهند و همراه با آموزش الفبای فارسی به آنان اهمیت حفظ و حراست از فرهنگ ایرانی را یادآور شوند، راضی و خشنود هستند. اما مساله به همین جا ختم نمی‌شود. در کنار غرفه‌های محدودی که تصاویری از چهره‌های ایرانی را در ساخت آثارشان به کار گرفته‌اند، محصولاتی برگرفته از شخصیت‌های خارجی هم دیده می‌شود و چشم بادامی‌ها باز هم یک پای ثابت نمایشگاه‌های لوازم‌التحریر هستند. متاسفانه این دست کالاها از شکل و شمایل پرزرق و برقی هم برخوردار هستند و نگاه کودکان و نوجوانان را می‌دزدند.

همچنین تعداد غرفه‌هایی که به فروش این گونه آثار اختصاص یافته زیاد است، بنابراین همه این شرایط عرصه رقابت را برای محصولات ایرانی تنگ‌تر می‌کند. البته برخی غرفه‌ها در مقیاسی کوچک‌تر در گوشه و کنار شهر برپا شده است و آنها هم به طور مستقل اقدام به فروش آثار ایرانی کرده‌اند. اما باز هم جا دارد به طرح یک سوال همیشه بی‌پاسخ بسنده کنیم که آیا وقت آن نرسیده توام با شکل‌گیری ایده‌های فانتزی موثر و کارا به قابلیت‌های اجرایی و بهترین شیوه برای پیاده‌سازی آنها بیندیشیم تا بتوانیم گام نخست را آنقدر محکم برداریم که ردی از ما بر جای بماند؟!

رکسانا قهقرایی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها