
صحن جمهوری حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع) اینبار میزبان ناشنوایان موسسه آوای دل بود. به سمت رواق دارلکرامه به حرکت در آمدند و من هم با آن ها همراه شدم.
اگر حرم نیایم، دلم میلرزد
آرامش نگاهش من را هم آرام میکرد، اما امواج تنهایی چشمانش، طوفانی بود که هرکجا میرفت آن را با خود یدک میکشید. تنهایی نگاهش را حس میکردم. باید باور کرد با دیگران متفاوت است: از هنگام تولد همه جور دیگری به او نگاه می کردند و این موضوع برای خانوادهاش بسیار عذاب آور بوده است. با زبان اشاره سخن میگوید و یکی از مسوولان گروه حرفهایش را برایم ترجمه میکند.
این ناشنوای 23 ساله، کسب سه مقام قهرمانی در رشته دو و میدانی را در کارنامه ورزشی خود ثبت کرده است و در این باره میگوید: ورزش به تحمل ناشنواییام بسیار کمک کرده است. در حال حاضر از اینکه ناشنوا هستم، خیلی ناراحت نیستم چراکه با انجام فعالیتهایی از جمله ورزش این نقص را تا حدودی جبران کردهام.
او که از همان بدو تولد به طور مادرزادی ناشنوا بوده است، عنوان کرد: در خانوادهام تنها من ناشنوا هستم. با وجود اینکه در خانواده مشکلی ندارم و برخورد خوبی با من دارند، در جامعه کسی حرف من را نمیفهمد و این امر نه تنها موجبات تنهایی من را فراهم میکند، بلکه نارحتیام را افزایش میدهد.
از مترجم خواستم به او بگوید احساسش را برای من بیان کند و او با تمام وجود سعی میکرد با اشاره دستهایش منظورش را به مترجم برساند: اگر حرم نیایم قلبم میلرزد. حضور در حرم خوشحالی عجیبی به من هدیه میکند.
در خیالش همه سکوت بود
آنجا و در خیالش همه سکوت بود. تنها دستانی بود برای رساندن پیامش. واژه صدا برایش مفهومی نداشت. سر و صدای حاکم بر حرم، کاملا برایش بی معنی بود. سکوتش راز بود؛ راز انسانهایی که زندگیشان را با سکوت آغاز کردهاند و با آن هم به پایان میبرند.
میگفت: از اینکه در حرم هستم در وجودم نمیگنجم. حضور در حرم خارج از هیاهوی درونم به فکر و ذهنم آرامش خاصی میبخشد. از امام رضا (ع) فقط ظهور آقا امام زمان(عج) و سلامتی خانوادهام را میخواهم. دیگر مشکلات خودم برایم مهم نیست هرچه از آقا میخواهم برای خانوادهام است.
پایگاه اطلاعرسانی آستان قدس رضوی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)