حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این دیدگاه در سیر تطور بشری تا جایی پیشرفت داشته که حتی بعضیعناصر طبیعت را توتم خویش قرار داده و در حد پرستش پیش رفتهاند یا آن عناصر را نشانهای از نشانههای آفریدگار تلقی کرده و بهآن نماز بردهاند.
اما با پیشرفت بشر و ارسال رسل و تکامل اندیشه بشری در شناخت عوالم غیبی فهم انسان از طبیعت اطراف خویش عمیقتر گشته و طبیعت مخلوق را آیتی از بیکران آیات آفریدگار دانسته است که با تدبر در آن فهم معانی غیبی میسر میشود.
انسان پس از درک توحید باری تعالی دیگر هیچ نیرویی را همپایه خالق خویش متصور نشده بلکه تمام عوالم هستی را مخلوق پروردگار و تحت امر و اراده او دانسته و آن را ابزاری برای فهم و درک روحانی بیشتر از ذات حق تعالی مفروض کرده است که بیآلایشی و صداقت و عشق و جذبه باطنی در آن موجب قرین و قریبتر شدن با جان و بواطن معنوی و روحانی مستفیض از عالم بالا گشته است.
جناب میر فندرسکی در قصیده معروف خویش در این باره میفرمایند:
چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی/ صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی/ صورت زیرین اگر با نردبان معرفت/ بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی
عارف از صورت ظاهری موجودات وطن حقیقی و ملکوتیاش را دریافته و به آن توجه مینماید و آن را اصل قرار میدهد.
این امر در دین مبین اسلام و آموزههای عرفانی بکرات مشاهده میشود که پروردگار عالم در قرآن عظیم به تفکر در خلقت آسمانها و زمین دعوت کرده و آنها را آیتی از آیات خویش معرفی میفرماید و متفکران در آنهارا صاحبان ذوق و خرد میداند، مانند دقت در شب و روز و اختلاف آنها که نشانهای است برای صاحبان خرد.
قرآن اولیالالباب را فرامیخواند برای درک معانی باطنی و ژرف الهی گون از باطن عالم و مخلوقات و نیز امیرالمومنین(ع) در فرمایشات خویش چه زیبا طاووس و شب پره را وصف میفرمایند که نهایتا به تدبر در خلقت خداوند میانجامد.
در دیدگاه عرفا و حکمای الهی نیز این امر ساری و جاری بوده و همواره طبیعت و موجودات عالم هستی را مظهری از مظاهر خالق خویش دانسته و این امر با تدبر در باطن آن موضوع منکشف میشود. باباطاهر میفرماید:
به دریا بنگرم دریا ته بینم / به صحرا بنگرم صحرا ته بینم / به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / نشان از قامت رعنای ته بینم
که اشارتی است به آیه قرآنی (فاینما تولوا فثم وجهالله) که به هر جا بنگری پس آنجا وجه و صورت حق تعالی است.
در ادبیات عرفانی عناصر طبیعت به مدد انسان آمده و صاحبان ذوق و عرفان با بهرهگیری از آن اشراقات و الهامات خویش را به زبان قلم جاری میسازند، برای مثال بلبل نماد عاشق زار یا گل، نماد معشوق و باد را پیک پیغامبر از معشوق به عاشق مفروض داشتهاند و در زی این تماثیل بیان معنی کردهاند.
هوشنگ شکری / جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....