پیش از هفت در هیچ کدام از شبکههای تلویزیونی کشورمان برنامهای مختص سینمای ایران ساخته نشده بود. در شبکه یک برنامه «شما و سیما» با سابقهای نزدیک به دو دهه فقط به تولیدات صدا و سیما میپرداخت. برنامههای دیگری مانند «سینمای حرفهای» و «سینما پشت صحنه» را هم دیدهایم که درباره پروسه تولید و جلوههای ویژه در سینمای هالیوود بحث میکردند. از یکی دو برنامه موفق در رادیو که بگذریم، همه برنامههای تلویزیون درباره سینمای ایران محدود میشد به گزارشهای شبانهای که در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر در ساعات پایانی شب پخش میشد و دیگر هیچ.
اینکه مسئولان سیما تصمیم به ساخت و پخش برنامهای با محوریت سینمای ایران گرفتهاند، بسیار پسندیده و قابل ستایش است، اما اینکه عدهای در بوق و کرنا کنند که این برنامه یک نود سینمایی است جای بحث و تامل زیادی دارد.
اگر امروز «نود»، پرطرفدارترین برنامه ورزشی ایران است، این محبوبیت یکشبه به دست نیامده و نتیجه 15 سال تلاش عادل فردوسیپور و همکارانش است. از طرف دیگر باید اذعان کرد محبوبیت نود به خاطر ماهیت جذاب فوتبال است که همیشه و همه جا طرفدار دارد و همه طیفهای سنی از بچه پنج ساله گرفته تا پیرمرد هفتاد ساله علاقهمند به دنبالکردن حواشی آن هستند، اما در خوشبینانهترین حالت ممکن، تعداد علاقهمندان به سینما شاید نصف علاقهمندان به فوتبال هم نباشد. یکی دیگر از عواملی که نود را پرطرفدار کرده، پرداختن به حواشی و صراحت مجری در بیان مسائل پشت پرده این ورزش است، اما شاید پرداختن به حواشی یا مسائل پشت پرده در سینمای ایران جزو خط قرمزها باشد و به دلیل برخی مصلحتها نتوان به بعضی جزئیات ورود کرد.
ساختار هفت بر پایه یک مجله خبری بنا شده و برنامه دارای بخشهای مختلفی مانند رویدادها، پلان صنوف، گزارش پشت صحنه، نقلقولها، گزارش اکران و نقد فیلمهای روی پرده همراه گفتوگو با دستاندرکاران آن فیلمهاست. با وجود این، گفتوگو به اصلیترین بخش این برنامه تبدیل شده است. این که دو سه نفر کنار هم بنشینند و حداقل یک ساعت حرف بزنند برای مخاطب خستهکننده است و خستهکنندهتر این که آنها حرفهای تکراری و خنثی بزنند؛ آسیبی که دستاندرکاران هفت باید از آن بترسند و جلویش را بگیرند.
و اما این که هفت چطور میتواند با پوشاندن ضعفهایش به یک برنامه موفق تبدیل شود:
دستاندرکاران آن باید طیف مخاطبان خود را شناسایی کنند. باید مشخص کنند مخاطبانشان خاص هستند یا عام. طبعا برنامهسازی برای مخاطبان عام (با سلیقهها، افکار و برخاستن از فرهنگهایی متفاوت) با برنامهسازی برای مخاطبان خاص یعنی اهالی سینما، هنرمندان و علاقهمندان جدی سینما فرق دارد و آنها بخوبی این نکته را درک میکنند.
تا وقتی مسعود فراستی به عنوان کارشناس برنامه حضور داشت، این انتقاد مطرح بود که چرا فقط از یک منتقد در برنامه استفاده میشود، اما از وقتی وی با این برنامه همکاری نمیکند و سه چهار منتقد دیگر، جایش را گرفتهاند بوضوح مشخص است فراستی هرچند عقاید مخالفی داشت، اما یکی از پایههای اصلی جذابیت برنامه بود. به نظر میرسد برای بازگشت این جذابیت به فحوای تحلیلها و تفاسیر، کارشناسان برنامه باید به دور از هر گونه مصلحتاندیشی به نقد فیلمها بپردازند.
عدهای اعتقاد دارند مجری کنونی برنامه هفت برای مصاحبه با مهمانان خود صراحت لازم را به کار نمیبندد. او با رویکردی محتاطانه و محافظهکارانه سعی میکند کنترل برنامه را به دست گیرد؛ در حالی که پرداختن به موضوعات حساس و طرح حرفهای جنجالی و انتقادی لازمه یک گفتوگوی چالشی است.
جمشید خاوری