تمایل به دیده شدن بویژه در کودکی و نوجوانی یکی از نیازهای هر فرد است. به رخ کشیدن امتیازات و برتریها و استعدادهای هر فرد نسبت به دیگری و نمایش آنها در رسانهای مثل تلویزیون شاید آرزوی بسیاری از انسانها باشد. همانطور که شیرین دختر قصه ما مدتها این آرزو را در ذهنش میپروراند و به تحقق آن فکر میکرد. شیرین در دبیرستانی واقع در منطقه چهار تهران درس میخواند و 18 سال دارد. البته مثل همه همسن و سالهای خودش 17 سال و اندی را 18 سال میداند و معتقد است دیگر بزرگ شده و در تصمیمگیریهای مهم خانواده شرکت میکند و همه به نظراتش احترام میگذارند. شیرین، دختر بسیار باهوشی است و همیشه یکی از بالاترین معدلها را در رشته انسانی کسب میکند. او برخلاف بیشتر دانشآموزان این رشته به درس ریاضی علاقه زیادی دارد و از حل کردن مسالههای پیچیده و سخت لذت میبرد. درست مثل وقتی میخواهد پایان فلان سریال تلویزیونی را حدس بزند و در واقع چند شب از داستان جلو بیفتد.
بگذریم. مدرسهای که شیرین در آن درس میخواند هرساله جشنوارهای از کارها و صنایع دستی دانشآموزان بر پا میکند و عده زیادی هم به بازدید از این نمایشگاه دعوت میشوند. نمایشگاهی که محصولات شهرها و استانهای مختلف در آن به نمایش گذاشته شده و در کنار آن آثار خلاقانه و کاردستیهای بچهها عرضه میشود. شیرین همچنین یکی از طرفداران پر و پا قرص اخبار جوانههاست و همیشه دنبال فرصتی میگردد تا بتواند برای این بخش خبری سوژهسازی کند و ایدههایش را در سایت آن قرار دهد. بنابراین از فرصت استفاده میکند و حالا که دیگر مخاطبی آشنا برای دستاندرکاران تهیه خبر این بخش است و به عنوان خبرنگار افتخاری آن شناخته میشود، به نمایندگی از برنامه، گزارشی از نمایشگاه تهیه کرده و با همکلاسیها و مسئولان برگزاری نمایشگاه گفتوگو میکند. تصاویر خام را برای برنامه میفرستد و روز بعد منتظر پخش آن از شبکه یک مینشیند. شیرین به تکتک دوستان و نزدیکان خود، زمان پخش اخبار جوانهها و آیتم مربوط به نمایشگاه را خبر داده است و همه سراپا چشم و گوش شدهاند تا نمایشگاه را در مقیاس کوچک قاب جادویی تلویزیون ببینند. اخبار و مصاحبهها و حرفهای دانشآموزان شرکتکننده در نمایشگاه پخش میشود. همین اتفاق آمار بازدیدکنندگان نمایشگاه صنایع دستی را که دو روزی از برپایی آن میگذرد، چند برابر میکند و همه دانشآموزان سرخوش و شادمان از اینکه نمایشگاهشان رونق گرفته، تلویزیون را به عنوان دوستی صمیمی و همراهی همیشگی، مهمان خاطرات خوب نوجوانیشان میکنند.
قصیده سالک
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)