شتاب ناصری در دل تاریخ

هرچند امروزه نیز گاهی ممکن است با خواندن یک کتاب یا دیدن نمایش و فیلمی غافلگیر شویم، اما نمی‌توان نسبت به این واقعیت بی‌اعتنا بود که با وجود سپری‌شدن قرن‌ها و سال‌های طولانی تاریخ، دیگر هیچ نکته ناگفته‌ای باقی نمانده و هرآنچه قابل طرح بود در قالب داستان‌ها، نمایش‌ها، فیلم‌ها و سایر شاخه‌های هنری گفته‌اند.
کد خبر: ۵۹۶۲۴۰
شتاب ناصری در دل تاریخ

ژرژ پولتی، نویسنده قرن نوزدهم در کتاب «سی و شش وضعیت نمایشی» همه تم‌ها (درونمایه‌ها)، پیرنگ‌ها و موضوعات داستانی را محصور و محدود به سی و شش وضعیت نمایشی می‌داند و معتقد است: نهایت خلاقیت، کشف و ابداع ترکیب‌های جدید از دل همین وضع‌های مورد اشاره است و هرگونه تلاش برای یافتن موضوعی بکر و تازه و گسترش این شرایط به موارد بیشتر، سعی و کوششی بیهوده خواهد بود. از همین رو هرگونه نوآوری و خلاقیت در چگونه گفتن نمود می‌یابد، نه در چه گفتن. برای همین نویسندگان و کارگردانان عرصه‌های تئاتر و سینما نیز همواره تلاش می‌کنند نگاهی دگرگونه به نکته‌ها و مسائلی که بارها گفته شده، داشته باشند تا مخاطبان را با جلوه‌هایی تازه آشنا کرده و آنها را به رهیافتی جدید رهنمون کند.

ایوب آقاخانی، نویسنده، بازیگر و کارگردان توانای تئاتر که برنامه «دیالوگ» را در رادیو نمایش کارگردانی می‌کند و این شب‌ها در سریال «داوران» هم ایفاگر نقش یک وکیل است، با نوشتن نمایشنامه «نام همه مصلوبان عیسی است» حقیقتی بارها گفته شده را جلوه‌ای دیگر می‌پوشاند و داستان زندگی حضرت عیسی(ع) را با ماجراهای سال‌های دهه 20 ایران پیوند می‌زند. این نمایش درباره جوانی نجار و روزنامه‌نگاری یهودی به نام ع. ناصری است که از طرف همکاران روزنامه‌نگارش مامور می‌شود سرکرده یهودیان ساکن ایران را به قتل برساند. ناصری که مخالف کشت و کشتار است، در نهایت به جرم ناکرده به دار آویخته می‌شود. آقاخانی با مهارت فراوان و بدون این‌که بخواهد روایت کهن را بی‌هیچ ظرافتی به نمایشنامه‌اش سنجاق کند، دست به معادل‌سازی هوشمندانه‌ای می‌زند و شخصیت‌های پیرامون و تاثیرگذار زندگی مسیح را در دل تاریخ اجتماعی معاصر ایران بازآفرینی می‌کند. در واقع توجه ویژه و تکیه نویسنده و کارگردان به فرم، اثر را بر پایه مستند تاریخی به تجربه تکنیکی می‌رساند. نمایش از لحاظ بصری نیز دست به تجربه‌گرایی خلاقانه‌ای می‌زند و در راستای عشق شخصیت اصلی به سینما که به محملی برای دمی رهایی او از دنیای کثیف بیرون بدل می‌شود، در سمت چپ صحنه پرده بزرگی را قرار می‌دهدکه هراز گاهی یکی از فیلم‌های شاخص و کلاسیک تاریخ سینما را نمایش می‌دهد.

استفاده هوشمندانه و خلاقانه از مدیوم سینما در تئاتر فقط به نمایش ظاهری صحنه‌هایی از چند فیلم روی پرده محدود و منحصر نمی‌شود، بلکه بجز ارجاع به شیفتگی شخصیت اصلی به هنر هفتم از لحاظ تماتیک و مضمونی نیز قرابتی با فضای نمایش پیدا می‌کند. فصل مشترک همه این آثار به قهرمانانی در جایگاه متهم و در موقعیت‌هایی دشوار مربوط می‌شود که زنانی سرنوشت‌ساز هم سر راهشان قرار می‌گیرند. تکیه و اعتنای نمایش به سینما حتی از این هم فراتر می‌رود و آقاخانی شروع و پایان اثرش را به سینما می‌سپارد و اثر با عبارت آشنای «The End» به پایان می‌رسد که مربوط به فیلم گذرگاه تاریک ساخته دلمر دیوز است.

داستان این فیلم درباره مردی به نام وینست پری با بازی همفری بوگارت است که به ناحق متهم به قتل همسرش می‌شود و برای همین از زندان سن کوئینتین فرار می‌کند. او به کمک آیریس جانسن (لورن باکال) با جراحی پلاستیک، چهره‌اش را عوض می‌کند تا بتواند قاتل واقعی همسرش را پیدا کند، چیزی شبیه به موقعیت ع. ناصری در نمایش نام همه مصلوبان عیسی است. یکی دیگر از جلوه‌های بارز نمود سینما در این اثر صحنه‌ای به حضور بهروز افخمی به عنوان مشاور این پروژه و همسرش مرجان شیرمحمدی به عنوان بازیگر مربوط می‌شود که انصافا هم تاثیرات مثبتی در روند کار داشته‌اند.

در مجموع نمایش نام همه مصلوبان عیسی است موفق می‌شود با ترکیب هوشمندانه تاریخ کهن و ماجرایی حقیقی با فضای تاریخ معاصر و سیاسی ایران در دهه 20 و بهره‌گیری از المان تاثیرگذار سینما، اثری تماشایی و ماندگار خلق کند که سرنوشت تلخ و محتوم همه قهرمانان قدرندیده است.

علی رستگار‌‌ /‌‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها