یکی از تبهکاران که بتازگی مرتکب این جرم شده و پلیس استان فارس او را دستگیر کرده، مردی به نام احمد است. او بعد از برقراری رابطه با دختر جوانی به نام میمنت از او فیلمی تهیه کرد و نقشههای مجرمانه خودش را پیش برد.
میمنت مدتی قبل از طریق یکی از آشنایانش متوجه شد فیلمی خصوصی از او وجود دارد. دختر جوان که ابتدا این موضوع را باور نمیکرد، فیلم را دید و فهمید همه چیز حقیقت دارد. بعد از آن بود که تماسهای مشکوک شروع شد. مردی ناشناس به میمنت زنگ میزد و میگفت اگر میخواهد فیلم تکثیر نشود باید به او باج بدهد.
میمنت میگوید: «من اول نمیدانستم این فیلم چطور تهیه شده و به دست مرد باجگیر افتاده است. از طرفی میترسیدم آبرویم برود برای همین چارهای نداشتم جز اینکه به آن مرد باج بدهم، اما بعد از مدتی وقتی دیدم تهدیدهای او تمام نمیشود تصمیم گرفتم شکایت کنم.»
ماموران پلیس وقتی جزئیات را بررسی کردند، فهمیدند فیلم در منزلی مسکونی تهیه شده است. بازجویی از میمنت بخشی از اسرار زندگی او را فاش کرد.
این دختر گفت: «مدتی قبل در یک پیتزافروشی با پسر جوانی آشنا شدم و باهم دوست شدیم و بعد از مدتی برای اینکه مشکلی پیش نیاید صیغه عقد موقت خواندیم و از آن به بعد من به خانه آن پسر رفت و آمد داشتم تا اینکه بعد از مدتی تصمیم گرفتم رابطهام را با او قطع کنم.»
ماموران بعد از شنیدن این ماجرا احتمال دادند باجگیری کار همین مرد باشد به همین دلیل به خانه وی رفتند و او را بازداشت کردند. احمد که کاملا شوکه شده بود، ابتدا حرفی به زبان نیاورد و ماموران وقتی خانه وی را جستجو کردند، دیدند در آنجا دوربین مداربسته کار گذاشته شده است. همین مساله تردیدها را درباره مجرم بودن احمد برطرف کرد.
احمد گرچه در تحقیقات اولیه سعی کرد خودش را بیگناه معرفی کند، اما در ادامه به تهیه فیلم و اخاذی از میمنت اقرار کرد. این مرد میگوید: «بعد از آشنایی با میمنت به وی علاقهمند شدم، اما ازدواج ما موقت بود و میمنت هر لحظه ممکن بود مرا ترک کند و بگوید دیگر نمیخواهد رابطهای با من داشته باشد. برای اینکه چنین اتفاقی نیفتد از او فیلمی تهیه کردم تا همیشه مجبور باشد به رابطهاش با من ادامه بدهد.»
احمد حرفهایش را اینطور ادامه میدهد: «بعد از مدتی میمنت طبق پیشبینی قبلیام گفت دیگر نمیخواهد مرا ببیند. این حرف او برایم خیلی سنگین بود. ضربه روحی سنگینی خوردم برای همین تصمیم گرفتم از وی انتقام بگیرم و برای این کار نسخهای از فیلم را برای یکی از آشنایان میمنت فرستادم و بعد با خودش تماس گرفتم و گفتم اگر به خواستههایم تن ندهد و به من باج نپردازد فیلم را تکثیر و در تمام شهر پخش میکنم.»
متهم توضیح میدهد: «برای اینکه شناسایی نشوم از تلفن ناشناس به میمنت زنگ میزدم و صدایم را هم تغییر میدادم. او خیلی ترسیده بود و آبرویش را در خطر میدید به همین دلیل تسلیم شد و پذیرفت باج بدهد. من هرگز فکر نمیکردم او به پلیس شکایت کند چون این کار باعث میشد آبروی خودش هم به خطر بیفتد.»
این پرونده فعلا در مرحله دادسرا است و بعد از تکمیل تحقیقات مقدماتی به دادگاه ارسال میشود تا میزان مجازات متهم تعیین شود. احمد نیز اکنون با قرار قانونی در بازداشت به سر میبرد. نیروی انتظامی به شهروندان توصیه میکند اگر در برابر باجخواهی دیگران قرار گرفتند بدون ترس و واهمه از آبرو و حیثیت خود به پلیس مراجعه و اعلام شکایت کنند و مطمئن باشند اسرار و مشخصات آنها محفوظ خواهد ماند.
داوود ابوالحسنی