
از این رو مسجد، یکی از اساسیترین عناصر شهرهای اسلامی است. دکتر جبار رحمانی، عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم است. وی دکتری انسانشناسی خود را از دانشگاه دهلی هند اخذ کرده و در زمینه انسانشناسی دین مطالعات زیادی انجام داده است. گفتوگوی زیر با دکتر رحمانی درباره جایگاه مسجد در زندگی مسلمانان و جهان مدرن صورت گرفته است.
تحلیل اولیه شما از مفهوم و کارکرد «مسجد» چیست؟
اولین و کانونیترین کارکرد مسجد، داشتن جایگاهی مرکزی و آیینی برای اجرای مناسک دینی است. اما بهواسطه نقش کلیدی این فعالیتهای آیینی در حیات اجتماعی جامعه اسلامی، مسجد نیز نقشی کلیدی پیدا کرده است. مسجد بهواسطه پیوندی که با زندگی و دینداری مردم داشته، رابطه عمیقی با جریانات و تحولات فرهنگی دارد. در جهان سنتی، مسجد را میتوان محلی کانونی برای تجلی قدرتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و دینی دانست. در نتیجه این پیوند مسجد با زندگی مردم و قدرتهای سیاسی، تحولات جامعه تا حدی بر فضای مسجد نیز موثر بوده است.
مسجد در جهان امروز چه تغییراتی کرده و کدام کارکردهای سنتی خود را حفظ کرده است. از سوی دیگر مساجد چه نقشی در ساختار شهری ایران مدرن دارند؟
در دوره مدرن، مسجد پایگاه بسیار کلیدی برای جنبشهای اجتماعی و سیاسی مسلمانان بوده است. به همین دلیل در نظر گرفتن مسجد به عنوان یک فضای مناسکی، تقلیل کارکردهای آن است. مدرنشدن قدرتهای دینی در دنیای مدرن، به همراه مدرنشدن کارکردهای غیر مناسکی مسجد همراه بوده است. کارکرد مناسکی مسجد، همچنان و همیشه تداوم داشته و خواهد داشت، اما باید دقت کرد کارکردهای تاریخی و سیاسی این نهاد دینی نیز بر مبنای مشروعیت و قدرت دینی کارکردهای مذهبی آن است. به همین دلیل نمیتوان گفت کارکردهای سنتی مسجد (که عمدتا کارکردهای دینی است)، در دنیای مدرن، همان کارکردها در دنیای سنتی است. لذا باید کارکردهای (دینی و غیر دینی) مسجد را بسته به فضای فرهنگی کل جامعه فهمید. حتی نماز جماعت یا برگزاری مراسم و اعیاد دینی در مسجد نیز لزوما در همه دورهها یک کارکرد نداشته و ندارد. گاه امام جماعت یک مسجد یا منبری که در مسجدی برگزار میشود، محتوا و کارکردی کاملا خنثی و عادی دارد و گاه نیز محتوایی کاملا انقلابی دارد. این مساله در فضای انقلاب اسلامی و بعد از آن بخوبی مشهود بود که سنگر اصلی انقلاب و اسلام، مسجد بود.
درباره جایگاه مسجد در ایران به طور خاص چه میتوان گفت؟
در ساختار شهری ایران نیز باید دقت کرد مسجد در اصل فضایی شهری است. آنچه به عنوان معماری سنتی- اسلامی مسجد نیز میشناسیم، در فضای شهری شکل گرفته و بسط یافته است. به همین دلیل مسجد یک رکن کلیدی از فضاهای شهر اسلامی است. معماری مسجد میتواند بیانگر روح زیباییشناسی قدسی اسلامی باشد. البته این الگوی فضای قدسی شهری بعدها به روستاها هم گسترش یافت و در آنجا نیز به شیوه خاصی بازتولید شد. اما منشأ اصلی مسجد، شهر است.
جایگاه مسجد ایرانی در جدال سنت و تجدد چیست؟ آیا مسجد پایگاه سنت است یا اینکه تاثیرهایی در روند مدرنیزاسیون اجتماعی هم داشته است؟
هرچند مسجد پایگاه سنت محسوب میشده، اما این تلقی متعلق به زمانی است که جریان متجددکننده جامعه، نیروها و کنشگرانی بیرون از مسجد باشند، بنابراین وقتی کنشگران اهل مسجد خودشان به کنشگرانی متجدد تبدیل میشوند، مسجد نیز به فضایی برای گسترش تجدد تبدیل میشود. در نتیجه نمیتوان جایگاه ثابتی برای مسجد در جدال سنت و تجدد قائل شد. در دوره پیش از انقلاب، بهواسطه تجدد آمرانه پهلوی، مسجد مهمترین کانون قدرت سنتی بود، اما در فرآیند انقلاب، در حالی که خود پدیده انقلاب، فرآیندی مدرن و متجددانه بود، این فرآیند در دل مساجد و به واسطه کنشگران آیینی آن (مومنان اهل مسجد) هدایت شده و به سرانجام رسید. مثال خیلی ساده این امر این است که امروزه بهواسطه حضور برخی پایگاههای بسیج در مساجد روستایی، شاهدیم همین دینداران، اینترنت و برخی محصولات تجدد را به فضای زندگی روستاییان وارد کردهاند. اولین روستای دارای اینترنت در ایران که در آذربایجان بود، از طریق اهل مسجد، دارای این امکانات مدرن شد. به همین دلیل باید دقت کرد مسجد ذاتا نه سنتی است و نه متجدد، بلکه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه دینداران بستگی دارد. گاه دینداران سنتگرا میتوانند مسجد را به پایگاه سنت تبدیل کنند، گاه متجددان میتوانند جریان تجدد را از مسجد شروع کنند. اما مساله اصلی این است که هم گرایش تجدد و هم سنتی، وقتی در مسجد عمل کنند، به دلیل نقش کانونیای که مسجد در حیات اجتماعی و فرهنگی مومنان دارند، تاثیرگذاری زیادی خواهند داشت. البته باید دقت کرد دعوای سیاسی گروههای مختلف جامعه اسلامی به مسجد کشیده نشود، چون در این صورت مسجد را به ابزار اهداف سیاسی تبدیل میکند.
رمز ادامه حیات مسجد در جوامع اسلامی در دنیای امروز و حتی گسترش آن به کشورهای غربی چیست؟
تا زمانی که دین اسلام حیات داشته باشد، مسجد هم خواهد بود. کانون مناسکی دین اسلام، همیشه مسجد بوده و خواهد بود. در دنیای غرب نیز هرجا مسلمانان رشد جمعیتی کافی داشتهاند، توانستهاند مسجد خاص خودشان را تاسیس کنند. به همین دلیل بقای مسجد، نیازمند شرط خاصی نیست، تا وقتی که مسلمانان باشند، مسجد هم خواهد بود. آنچه مهم است تامل انتقادی پیرامون کارکردهای دینی و فرهنگی مسجد است. همانطور که پیشتر گفتم، مسجد کانون زندگی مسلمانان است، به همین دلیل همیشه قدرتها تلاش میکنند کنترل مسجد را در دست بگیرند. به دلیل ساختار دینی مسجد، هیچ وقت این نهاد نمیتواند توسط غیر مسلمانان اداره شود، لذا باید مراقب فعالیتها و کارهای مسلمانانی بود که در راستای منافع فردی و گروهی خودشان، مسجد را به کار گرفتهاند.
پس به نظر میرسد مهمتر از بقای مسجد، چگونگی فعالیت این نهاد است.
بله، مساله اصلی بقای مسجد نیست، بلکه نظارت و ارزیابی انتقادی کارکردهای دینی و فرهنگی آن است. آنچه رخ میدهد این است که در جوامع اسلامی، مانند اجتماعات شیعه، ما نهادهای موازی و در راستای مسجد هم داریم که مرکزی برای فعالیتهای دینی هستند، مثل هیات، حسینیه، ابوالفضلیه، زینبیه، و...، رواج گسترده این نهادها و فضاها، در جامعه شیعی، بیانگر نقش کلیدی آنها در دینداری مردم است. اما نکته اصلی این است که وقتی این فضاها در رقابت با مسجد یا با گرایش هرچه بیشتر به گسترش در فضایی بیرون از مسجد توسعه پیدا کنند، یا نشانه نوعی تصلب در متولیان مسجد است یا اینکه نشانه نوعی تغییر دینی گسترده در نسل جدید دینداران و متولیان فضاهای غیر مسجدی است. لذا باید به موازنه میان مسجد و فضاهای قدسی دیگر در جامعه اسلامی بیشتر توجه کرد. تصلب فرهنگی مسجد میتواند مانع جذب نیروهای جدید شود. باید همیشه مسجد را به مثابه نهاد مذهبی پویایی حفظ کرد. ساختارهای مسجد الگوهای فعالیت خاصی را در بطن خود دارند که اجازه هرگونه فعالیتی را به دینداران نخواهند داد. به همین دلیل حضور نسلهای جدید در مسجد از یکسو آنها را ذیل چتر مسجد قرار میدهد، لذا نوعی تداوم با سنت مذهبی شکل خواهد گرفت و از سوی دیگر در صورت پویایی مسجد، نسل جدید دینداران میتوانند پویاییها و نوخواهیهای دینیشان را در چارچوب مسجد دنبال کنند. باید دقت کرد مسجد، هسته مرکزی فرهنگ دینی مسلمانان است و باید این جایگاه را دقیقا حفظ کرد.
چه خطراتی جایگاه مسجد را تهدید میکند؟
دو خطر این جایگاه را تهدید میکند؛ یکی انتقال هسته مرکزی فرهنگ دینی از مسجد به فضای دیگر است، خطر دوم که مهمتر هم به نظر میرسد، تحمیل همه فعالیتهای غیردینی در عرصه فرهنگ به فضای مسجد است. مسجد متعلق به فعالیتهای مذهبی و امور وابسته به آن است، نباید مسجد به یک کانون فرهنگی همه کاره تبدیل شود. قرار نیست مسجد فضایی برای مسابقات ورزشی، تفریحی و... باشد. این امور متفاوت از شأن مسجد هستند. مسجد جایی برای رشد فکر و معنویت و شخصیت آدمهایی است که باید در سایر عرصههای جامعه فعالیت کنند، قرار نیست مسجد همه کار را در خودش انجام دهد. همانطور که مسجد کانون مناسک فرهنگ اسلامی است، در حیات اجتماعی دینداران هم باید در همین نقطه کانونی باقی بماند. نباید به همه عرصههای فرهنگی و حاشیهای هم منتقل شود.
معماری مساجد مبتنی بر نیازها و خصوصیات روزگار گذشته بود، آیا حالا با تغییر آن مقتضیات باید مساجد شکل دیگری داشته باشند؟
معماری مساجد در سنت اسلامی، امری دینی نیست، بلکه امری است برخاسته از فرهنگ مسلمانان. به همین دلیل مسجد در ایران، هند، عربستان و سرزمینهای غربی و... به اشکال مختلفی ساخته شده است. لذا آنچه زیباییشناسی قدسی معماری مسجد را میساخته، ناشی از فرهنگ و زندگی مومنان و معماران بوده است. این مساله در دوره مدرن و متناسب با مقتضیات این زندگی جدید نیز قابل انجام است تا حدی هم لازم است این تلاش صورت بگیرد که تداومی در هویت معماری مساجد وجود داشته باشد، اما همچنین نمیتوان مانع تحول معماری مساجد شد. معماری مساجد سنتی متناسب با مسلمانان و دینداری سنتی است و معماری مساجد مدرن نیز باید متناسب با مسلمان و دینداری مدرن باشد.
میثم قهوهچیان / جام جم
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)