آنها تلویزیون را نه به عنوان یک رسانه و خارج از متن زندگیشان بلکه یاور خود میدانند. وسیلهای یا بهتر بگوییم موجودی که در بسیاری از موارد میتواند در گرفتن تصمیمات مهم کمک شان کند و آنها با مشاورههای این جعبه، گویا راه درستی را در مراحل مختلف زندگی شان انتخاب میکنند. خوب که نگاه میکنیم تلویزیون بسته کاملی است از توصیههای اخلاقی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی و مطرحکننده اساسیترین مسائل اقتصادی و سیاسی که آنها را در قالبها و فرمهای مختلف و با در نظر گرفتن سلایق متنوع بینندگان پرشمارش عرضه میکند. بعضی اتفاقات هم باعث میشود به این رسانه و ظرفیتهای آن نگاه جدیتری داشته باشیم. نگاهی که حتی میتواند مسبب بازگشت عضوی از خانوادهمان باشد.
چه هدیهای برای یک مادر میتواند بزرگ تر از این باشد که فرزندی را که چند ماهی از او دور مانده است، دوباره در آغوش بگیرد و چه واسطهای بهتر از یک برنامه پرمخاطب تلویزیونی که بر افکار و ذهنیت مردم تاثیر میگذارد. روز بیست و نهم خردادماه امسال مادر محمدطاها که آن زمان 9 ماه بیشتر نداشت، او را داخل کالسکه گذاشته و به قصد خرید به خیابان میرود.
مادر کالسکه را در حالی که محمدطاها غرق در رویای شیرین کودکانه خود بوده، جلوی در سوپرمارکت میگذارد و وقتی از خرید بر میگردد با کالسکه خالی فرزندش مواجه میشود. او اطراف را میگردد ولی کسی نشانی از دزد یا دزدان فرزندش ندارد. محمد طاها در چشم برهمزدنی ربوده شده است.
از این ماجرا مدتی میگذرد. تلاش برای پیداکردن این کودک خردسال همچنان ادامه دارد. ماه رمضان شروع میشود و باز هم برنامه ماه عسل روی آنتن میرود. برنامهای که فرصت درد دل با آدمهای دردمند است. آدمهایی که قصههایی خاص دارند. داستانهایی که گاهی باورشان هم سخت میشود چه برسد به این که بخواهیم در متن زندگیمان این قصهها را تعریف کنیم. پدر و مادر محمد طاها نگران از این که فرزندشان در چه شرایطی روزگار میگذراند و اکنون چه وضعی دارد، این برنامه را فرصت مناسبی برای مدد گرفتن از مردم میدانند. یک بسیج همگانی برای در آغوش کشیدن دوباره فرزندشان که در غیاب آنها حالا یازده ماهه شده است. پیگیریها ادامه دارد تا اینکه در شب آخر ماه مبارک رمضان، احسان علیخانی مجری برنامه ماه عسل از ربایندگان محمدطاها میخواهد او را به خانوادهاش برگردانند. او با نشان دادن عکسهای محمدطاها اشاره میکند حال مادر این کودک خوب نیست و البته لازم نیست دزدان نشانی از خود برجای بگذارند، همین که این کودک دوباره به دست مادرش سپرده شود، کافی است.
تا اینکــــه در نهایت خبر میرسد محمدطاها بیست و ششم مردادماه به آغوش خانوادهاش برگشته و این اتفاق به تیتر بسیاری از خبرگزاریها و مطبوعات تبدیل میشود و تلویزیون باز هم معبری میشود برای گذر از حوادث دشوار و میانبری که مسیرهای دشوار را خلاصه میکند در دقیقهای رو به رو شدن با حقیقت!
در واقع تلویزیون وسیلهای میشود تا مادری بزرگترین هدیه زندگی خود را به دست آورد. پس میتوان گفت تلویزیون فقط سرگرمکننده نیست.
رکسانا قهقرایی