نقاشیهای هومن بیات تلاش میکند زاویه نگاه و تحلیل نقاش درباره مسائل روز را بازتاب دهد. هومن بیات در این نمایشگاه که به طور رسمی اولین نمایشگاه نقاشی انفرادی او در یک گالری حرفهای به شمار میآید 19 اثر شامل چهار موضوع را عرضه کرده است. دو موضوع «بچهها» و «کیفقاپها»که هر دو از مسائل بسیار مورد توجه جامعه امروزی ایران است اکثریت آثار را تشکیل میدهند و درباره دو موضوع «آتش و انسان» و «سیل پاکستان» سه اثر ارائه شده است. البته نمیتوان کتمان کرد کنش نقاشانه بسیار جذاب این هنرمند، ارائه هرکدام از این آثار با استعارهها و رویکردهای هنری، جزو موفقیتهای او به شمار میرود، اما ارائه چهار موضوع مختلف در یک نمایشگاه نقاشی در مجموع انتخاب درستی به حساب نمیآید و به نظر میرسد هومن بیات میتوانست هرکدام از این موضوعات را در قالب یک نمایشگاه جداگانه با موفقیت بیشتری پیش ببرد. روی هم رفته این نمایشگاه به عنوان نخستین تجربه بیات ثابت میکند این نقاش جوان ملایری قابلیتهای فراوانی در قدرت تکنیکی نقاشی دارد. ضرب قلمهایش بسیار هوشمندانه است و اتفاقا زاویه نگاهش به سوژههای اجتماعی بسیار تیزبینانه است که این میتواند نوید حضور یک نقاش جوان موفق را بدهد که راجع به مسائل روزمره زندگی ایرانی نظر و دیدگاه دارد و به لحاظ جامعهشناختی آنها را تحلیل میکند.
بیات در دستهای از آثارش که در مورد بچههاست سعی میکند در عین حال که نگاه شاداب و پرطراوتی از زندگی بچهها ارائه و مخاطب را متوجه معصومیت و لطافت زندگی کودکی کند، این کارکرد را هم داشته باشد که هرکدام از ما را که سالیان سال است از دوران کودکی فاصله گرفتهایم متوجه کودک درون و روزهای نوستالژیکی کند که همه ما احتمالا کم و زیاد با این صحنهها زندگیمان را گذراندهایم و شاید با بازآفرینی آن لحظات زیبا در ذهنمان، مقداری از زندگی ماشینی امروز فاصله بگیریم. کودکان در تمام نقاشیهای هومن بیات خیلی معصوم و بیدفاع به نظر میرسند و مشخص است هرگونه تنش و اتفاق ناهنجار پیرامونی میتواند آسایش و آرامشی را که در رنگها پیداست، به مخاطره بیندازد و مسئولیتهای ما و جامعه امروز را متوجه این کودکان میکند. اتفاقا هومن بیات آگاهانه سراغ این لوازم و لباسهای بچگانه میرود و آنها را روی رختآویزهای لباس نشان میدهد که به شکلی بازسازی علاقههایی است که هرکدام از آدمها در برخورد با کودکان پیدا میکنند، همانطور که افراد به بازار میروند و لوازم کودکان را میبینند و شاداب میشوند، هنرمند نیز با این کار میخواهد به نقطه حساس ذهن مخاطبان دست بگذارد. ظاهرا این دوره نقاشی بعد از تولد دختر بیات، روژان شکل گرفته و از علاقه عاطفی او نشأت میگیرد و نشان میدهد نقاش از زندگی پیرامون خود متأثر است و آنچه اطرافش رخ میدهد در بومهای نقاشیاش انعکاس پیدا میکند.
بیات در مورد چگونگی پدید آمدن مجموعه کودکان میگوید: حدود سه سال پیش هنگامی که استارت اولیه مجموعه کیفقاپها را زدم مصادف با به دنیا آمدن دخترم شد. همین موضوع فضای آثارم را تغییر داد و وارد فضای کودکان شدم. پس از آن هر دو مجموعه را همزمان با هم کار کردم. در مجموعه کودکان، فضای فانتزی آثار را با رنگهای شاد و زنده همراه کردهام. آثار مربوط به کودکان در این نمایشگاه شامل 11 اثر میشود که پس از این نمایشگاه هم ادامه خواهد داشت، زیرا من به واسطه تولد دخترم گویی به سالهای کودکی بازگشتهام و فکر میکنم آثار زیادی را میتوانم در این ارتباط کار کنم.
دسته دیگر نقاشیهای بیات که بسیار پرشمار است راجع به کیفقاپی است که مورد توجه زیاد رسانهها هم قرار گرفته، اما نگاه هومن بیات به این پدیده منزجرکننده اجتماعی یک نگاه یکطرفه و سیاه و سفید نیست که بخواهد بگوید کیفقاپها حتما آدمهای بسیار بدی هستند و یکطرفه به قاضی برود. او تلاش میکند در یک فرآیند تعاملی بین کیفقاپ و کسی که مورد دزدی قرار میگیرد، باشد و با ارائه کیفقاپها بدون لباس و ظواهر بیرونی سعی میکند نشان دهد آنها موجودات عجیب و غریبی نیستند، از جنس ما هستند، آسیبپذیرند و احتمالا در گرفتاریهای روزمره دچار مشکلاتی هستند که به این موقعیت دست میزنند. او بار دیگر هوشمندانه سعی میکند کیفقاپی را در لفافهای از حرکت و کنشهای نقاشانه قرار دهد. حرکات ریتمیک بعضی از این نقاشیها جذابیتهای بصری ایجاد کرده و از فضای کیفقاپی بسیار خشن، فضای رمانتیکتری به وجود آورده، اما پیداست زمینه تمام تابلوهای کیفقاپی سیاه و تیره هستند و به نوعی دنیای گنگ و بستهای را نشان میدهند که ترسناک است و در عین حال که آدمهایش هیچکدام چندان ترسناک نیستند، پس میتوان به بهبود شرایط و رفتار این آدمها امیدوار بود.
او در مورد آثاری که با موضوع کیفقاپی در این نمایشگاه ارائه کرده است، میگوید: داستان کیفقاپی پیامدهای زندگی امروزی است. در این آثار فضای کیفقاپی را با حرکتهای کششی بعضی کاراکترهای نقاشیهایم ترکیب کردم. با این کار اشاره به پوچ و بیمعنی بودن روابط بین بعضی افراد داشتهام که منطق درستی ندارد.
او ادامه میدهد: من در آثار موتورسواران کیفقاپ قصد داشتم نشان دهم شرایط به گونهای رقم خورده که آنها اسیر آن شده و به این کار رو آوردهاند. گاهی خود آدمها نمیتوانند سهم زیادی در اتفاقات و شرایط زندگیشان داشته باشند و این شرایط است که باعث میشود هرکس در یک نقش حضور یابد.
در مورد دو اثری که بیات با موضوع آتش و انسان در این نمایشگاه ارائه کرده است، اشاره به انسانی دارد که در موقعیت اجتماعی آسیبپذیر است؛ انسانی که وقتی پیرامونش به مخاطره میافتد و با تهدید روبهرو میشود از درون آب میشود، از بین میرود و از درون تحلیل مییابد. در واقع او سعی میکند در این آثار نشان دهد اگرچه ممکن است همه ما نسبت به اتفاقاتی که در اقصی نقاط دنیا رخ میدهد دور باشیم، اما آتش آن بدون آنکه خودمان هم متوجه باشیم از درون ما را آب میکند و به ما آسیب میرساند.
در تک اثر دسته چهارم موضوع آثار بیات، کاری در مورد سیل پاکستان در سال 2010 است. در این تصویر مرد و کودکانی نشستهاند. گویا آنها از این بلای طبیعی رنجور هستند و زندگیشان به ورطه نابودی افتاده است. آنچه در این تابلو پیداست اندوه فراوانی است که بر آدمها رفته است. فضای پیرامون این بوم بسیار مخدوش شده و هنرمند سعی کرده با ضرب قلمهای تند و صورتهایی که دفرمه شده و کاملا اندوهگین هستند، ابراز همدردی کند. این اثر ثابت میکند نقاشی به عنوان یک هنر تصویری میتواند در همذاتپنداریکردن مخاطب با رویدادهای روزمره بشر بسیار موثر باشد و نقش اجتماعی پررنگی در دنیای امروز بازی کند.
علاقهمندان میتوانند تا نوزدهم شهریور همه روزه از ساعت 17تا 20عصر از این آثار در گالری شکوه واقع در بلوار اندرزگو، خیابان شهید سلیمی، کوچه امیر نوری، پلاک 19 دیدن کنند.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)