حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید یکی از مسائلی که باعث شده ماجرای «الف ویژه» در تلویزیون (همپای ماجرای سینمای فاخر در سینما!) مورد نقد و گاه مورد حمله واقع شود، این نگاه باشد که سهم همه کارگردانها در الف ویژه یکسان نیست .در واقع به نظر میرسد ایجاد این شائبه، یکی از سادهترین راههای نقد سیاستهای تلویزیون باشد، زیرا در آن عنصر بزرگنمایی نقش عمدهای ایفا میکند و اغراق در مطرح کردن رقم تولید یک پروژه تلویزیونی (یا حتی سینمایی) فاخر ـ با توجه به وضع اقتصادی و تورم ـ میتواند افکار عمومی را خیلی ساده به بازی بگیرد غافل از اینکه اصولا تولید فیلم و سریال، یک فعل هزینهبر است و مهم این که چه کسانی، چه میزان از توانایی و نوآوری را صرف کیفیت آثار میکنند و کارنامه چه کسانی نشان میدهد از پتانسیل لازم برای خلق یک اثر ماندگار برخوردار نیستند .
از این منظر، البته اگر قرار باشد در نقد چنین دیدگاههایی جانب انصاف را گرفت، نه باید نوشت همه کسانی که علیه تولید طرحهای فاخر تلویزیونی موضع میگیرند، آرزو دارند در این چرخه اقتصادی به نان و نوایی برسند و چون نمیتوانند، به نقد روی میآورند و نه صد درصد میتوان کیفیت یک پروژه «الف ویژه» یا فاخر تلویزیونی را مورد تائید همهجانبه قرار داد و نقطه ضعف چنین اثری را ندید گرفت.
اما از دیدگاهی منطقیتر باید کیفیت نهایی مجموعههای ارزشمندی همچون «در چشم باد»، «مختارنامه»، «کلاه پهلوی» و نظایر آنها را با بسیاری دیگر از مجموعههای سیما مقایسه کرد و خیلی ساده به این نتیجه رسید که «الف ویژه» بودن را همواره میتوان شرط لازم موفقیت چشمگیر یک مجموعه تلویزیونی دانست، گرچه قطعا نمیتواند شرط کافی قلمداد شود. درواقع اینجا توجه مدیران سیما به خالقان آثار و موضوعات مهم است که حرف اول را میزند و هیچ منتقد بدبینی هم نمیتواند بر توانایی خالقان آثار فاخر تلویزیونی شک داشته باشد و امثال جعفریجوزانی، میرباقری و دری را ناتوان و ناکارآمد بخواند. از سوی دیگر قطعا اگر کارگردانهای مستعد دیگری در تلویزیون مورد شناسایی قرار گیرند، به فهرست این کارگردانان صاحب سبک اضافه خواهند شد و در این قضیه نیز تلویزیون بیشتر از سینما در معرفی چهرههای نو پیشگام بوده است. اما یک نکته میماند و آن بحثهایی است که در بعد محتوا و نگارش فیلمنامه به میان میآید. شاید اگر بودجههای خاص بیشتر در بخش تحقیق، پژوهش و البته نگارش متن یک مجموعه تلویزیونی که بعدها قرار است لقب فاخر به خود بگیرد صرف شود، کیفیت نهایی اثر کمنقصتر و قابلدفاعتر باشد؛ نکتهای که بسیاری از کارشناسان بر آن متفقالقول هستند.
در نهایت باید «الف ویژه» را نوعی بسترسازی بلندپروازانه از سوی مدیران سیما برای تولید مجموعههای ماندگار (از حیث مضمون و ساختار) دانست که به دلیل انتخاب درست خالقان آثار میتواند نوعی تبعیت از شیوه هندوانه به شرط چاقو باشد؛ شیوهای که مشتری (مخاطب تلویزیونی) را مجاب میکند آنچه را از جعبه جادویی تلویزیون دنبال میکند با بهترین کیفیت به او عرضه میشود.
ضمن اینکه به نظر میرسد برای ساخت سریال های فاخر یا الف ویژه ضرورت دارد نهاد ها و سازمان های دیگر هم که موضوعات مرتبط با این سریال ها در حوزه کاری آنهاست، به کمک صدا و سیما بشتابند.
علی افشار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....