به گزارش مهر، نهم آذر سال 90، از طریق مرکز فوریتهای پلیسی،110 وقوع یک درگیری در نزدیکی پایانه مسافربری جنوب به ماموران کلانتری جوادیه گزارش شد و ماموران با حضور در محل متوجه شدند جوان هجده سالهای به نام علی به قتل رسیده و دو نفر از دوستان نیز بالای سر جسد ایستادهاند.
پس از گزارش قتل به بازپرس کشیک جنایی، به دستور او تیمی از کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی تحقیق در این رابطه را آغاز و جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند.
با شروع تحقیقات از دوستان علی، یکی از آنها که پسری بیست ساله به نام «یاشار» بود، گفت: من و دوست دیگرم حسن ساکن تهران هستیم و در دانشگاه سمنان درس میخوانیم و آخر هفتهها با هم به تهران برمیگردیم. این هفته هم به ترمینال سمنان رفتیم تا سوار اتوبوس شویم که در آنجا با پسر جوانی که هم دانشگاهی ما و ساکن تهران است، درگیر شدم و پس از جر و بحث با دخالت دیگران درگیری تمام شد. این جوان ادامه داد: در طول راه نیز چندبار بین ما درگیری به وجود آمد و حتی تا مرحله کتککاری هم پیش رفتیم، اما با میانجیگری مسافران، خاتمه یافت. به نزدیکی تهران که رسیدیم، من با علی که از دوستان صمیمیمان بود تماس گرفتم و موضوع را به او اطلاع دادم و خواستم برای دعوا به ترمینال بیایید. علی به ترمینال جنوب آمد و وقتی از اتوبوس پیاده شدیم، سه نفری او را تعقیب کردیم و در بیرون از ترمینال در نزدیکی مجتمع قضایی بعثت با هم درگیر شدیم که با شدت گرفتن درگیری، پسر دانشجو از جیبش چاقویی درآورد و با آن ضربهای به علی زد و بعد فرار کرد.
در بررسیهای بعدی مشخص شد دانشجوی ناشناس به نام سعید بیست و سه ساله و دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه ایوانکی است. کارآگاهان در اقدام بعدی خود به منزل پدر متهم رفتند که متهم پس از اطلاع از قتل علی، خودش را به بازپرسی شعبه یکم دادسرای جنایی معرفی کرد.
با تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و در شعبه۷۴ دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغرعبداللهی و با حضور چهار قاضی مستشار به آن رسیدگی شد. در ابتدای جلسه نماینده دادستان با خواندن کیفرخواست، مجازات متهم را از دادگاه خواستار شد. اولیای دم مقتول نیز درخواست قصاص کردند.
قاضی عبداللهی با تفهیم اتهام به سعید، از او خواست از خود دفاع کند که متهم با قبول اتهامات گفت: روز حادثه از ایوانکی به سمت تهران برمیگشتم. در اتوبوس خوابآلود و خسته روی صندلی نشسته بودم که چند جوان دانشجوی دیگر سوار اتوبوس شدند. سر و صدایشان خیلی آزاردهنده بود. چند بار به آنها تذکر دادم آرام شوند، اما توجهی نمیکردند تا این که با یکی از آنها به نام یاشار درگیر شدم. او در تماسهای مکرر با دوستانش از آنها خواست برای دفاع از وی به ترمینال جنوب که مقصد این اتوبوس بود، بیایند. من هم با دوستم مرتضی تماس گرفتم و قضیه را برایش تعریف کردم و گفتم چاقو با خودش بیاورد. وقتی در ترمینال جنوب از اتوبوس پیاده شدیم، همراه یاشار که باعث درگیری شده بود به خیابان پشتی ترمینال رفتیم که در آنجا سه نفر با شیشه شکسته به من حمله کردند. همزمان مرتضی هم برای کمک به من رسید و چاقویی را به من داد. هنگامی که خواستم با دست مانع ورود شیشه شکسته به چشم خود شوم، ناگهان دیدم تیغه چاقو خونی شده است و یاشار و گروهی که برای کمک به او آمده بودند، فرار کردند. من هم به خانه رفتم و چون نگران بودم، از یکی از بچههای محل خواستم به ترمینال برود و ببیند چه اتفاقی افتاده است. دوستم به ترمینال رفت و پس از پرس و جو از رانندگان و افراد رهگذر معلوم شد مورد خاصی پیش نیامده است، اما روز بعد در روزنامه نوشته شده بود این درگیری منجر به مرگ جوانی هجده ساله به نام علی شده است که خودم را معرفی کردم.
پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات حاضر در دادگاه برای صدور حکم برای سعید به جرم مباشرت در قتل عمد و شرکت در نزاع وارد شور شده و سعید را به قصاص محکوم کردند. افراد حاضر در این نزاع مرگبار نیز به مجازات زندان محکوم شدند.