چند روز پیش با دعوت نازنینی به دیدن نمایش «مرز» رفتم. ناگفته نماند نویسنده و کارگردان نمایش ـ آقای سیروس همتی ـ را از قبل میشناختم. همتی در بازیگری و نمایشنامهنویسی توانمند است و همانطور که حدس میزدم در کارگردانیاش هم بهاندازه نمایشنامههایش خلاقیت و تازگی نهفته است.
بیمبالغه بگویم که بعد از دیدن نمایش مرز آنقدر حس خوبی داشتم که از یک سفر چند روزه پرنشاط به شمال کشور بیشتر باشد و بعد آرزو کردم کاش آدمهای بیشتری میآمدند و این قصه را به تماشا مینشستند.
مرز روایتی است از انسانهایی ارجمند که بهخاطر حفظ شرافتشان در برابر چکمهپوشی خائن و ستمگر مجبورند از سرمایه زندگیشان چشمپوشی کنند و همین دو سطر را همتی در نمایشی یک ساعته به زیبایی هرچه تمامتر نگاشته و با گروهی توانمند به روایت آن پرداخته است تا آنجا که نمیتوان در آن مرزی برای حقیقت، واقعیت و رویا متصور شد.
همتی توانمندی خود را در نگارش نمایشنامهای با دستمایه قرار دادن یک داستان معمولی هنرمندانه به رخ کشیدهاست تا آنجا که بهواسطه کلمه، واسطه رهایی خیال از بندهای تنهایی انسان در بنبست صنعتزده شهری را فراهم آورده و آرزوها را کلمهکلمه کنار هم صف کرده و سطرهای داستان زندگی را آغاز؛ تا خیال، آسمانی باشد برای پرواز رویاهای آدمی، آنجا که هیچ مرزی برای رسیدن به افقهایش دیوار نمیشود و گذرنامهها مجال پرواز نمی یابند. آنجا که جانمایه غم را در لفافه طنزی خواسته میپیچد و جنگ را در دو جبهه زیادهخواهی، طمع و شهوت آدمی و ایستادگی آدمی برای شرف و انسانیت را با روایتی پنهان به واسطه پنج شخصیت بیان میکند و نام مرز را برای مناقشهای که هماره در جان آدمی بین خیر و شر است رندانه برمیگزیند.
بدیهی است با این تعاریف باید گفت ساختار روایت، گویش مورد استفاده در اجرا، انتخاب بازیگران، طراحی صحنه و... همه و همه ـ و مهمتر از همه ایرانی بودن و وامدار نبودن نمایشنامه ـ دست به دست هم داده بود تا کار منسجم و یکدست باشد، اما با اینهمه همیشه نواقصی در کار هست و آن، اینکه فضای کوچک اجرا، قدری از پویایی بازیگران کاسته بود و حتی سبب شد تا نورپردازی کار هم دچار اندک خللی شود، با اینهمه میتوان معایب این کار را تحمیل شده از بیرون دید و اینجاست که میفهمی چرا همیشه اهالی نمایش از مسئولان گلهمندند. کاش توجه بیشتر مدیران فرهنگی به هنر نمایش باعث میشد سالن شایستهتری برای اجراهایی از این دست در اختیار گروهها قرار گیرد. هرچند همین سالن چند در چند هم باعث نشده بود ارزشها و توانمندی در اجرای کاربلدانه گروه خدشهدار شود.
امید دارم که هنر توانمند و جوان نمایش که تکیه بر ذات ایرانی خویش دارد و دنبالهرو گرتهبرداری و روایتهای دستچندم نمونههای خارجیاش نیست آیینهای تماشایی باشد از تلاش هنرمندانه نمایشنامهنویسان توانمند و جوان امروز برای مردمی که هنوز ساعات فراغتشان را با این هنر هماهنگ نکردهاند. نمایش مرز و نمایشهایی از این دست نوید اتفاقی خجسته در آینده ادبیات نمایشنامهنویسی ایران زمین را میدهند. امید که این نویسندگان جوان بتوانند اتفاقی شگرف را در عرصه ادبیات نمایشی این سرزمین رقم بزنند، جوانانی که روح تعهد از قلمهای هنرمندشان میبارد و جانهای مشتاق آگاهی را، نفسی تازه خواهد بخشید.
عباس محمدی / نویسنده و پژوهشگر