حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با هم پای درددل این بازیگر قدیمی تلویزیون و سینما مینشینیم.
آشنایی شما با جعبه جادویی تلویزیون به چه زمانی برمیگردد؟
در زمان کودکی ما، تلویزیون پدیده خاصی بود که مثل رادیو در خانهها پیدا نمیشد و فراگیر نبود. من از همان زمان شیفته این جعبه جادویی بودم. یادم میآید از هر 20 یا 30 خانوار یکی که به طور نسبی از وضع مالی بهتری برخوردار بود، تلویزیون داشت. قهوهخانهها به صورت اقساط (از قرار ماهی دو تومان!) این امکان را فراهم کرده بودند که علاقهمندان به دیدن برنامههای بنشینند. هنگام پخش سریالهای پرمخاطب، قهوهخانهها آنقدر شلوغ میشد که دیگر جا برای نشستن نبود و مردم بیرون مینشستند و سریال را از روی تصویر تلویزیون که بر آینه روبهرو میافتاد دنبال میکردند!
از چه زمانی علاوه بر تماشای تلویزیون به بازیگری علاقهمند شدید؟
من از همان کودکی ـ یعنی از هفت یا هشت سالگی ـ به هنر علاقه پیدا کردم و گرایش عجیبی به بازیگری داشتم. مثلا آخر هفتهها با همنسلانم نزدیک ریل راهآهن میرفتیم و صحنههایی را که در فیلمها دیده بودیم، بازسازی و در واقع بازی میکردیم و عکس میانداختیم و اوقاتمان را با فکر و خیال بازیگری میگذراندیم. کمی که بزرگتر شدم، وقتی به مناسبت اعیاد مذهبی مختلف در کنار خیابان چادر بر پا میشد و در نمایشهای خیابانی بازی میکردم، از این که مردم به تماشا میایستادند، لذت میبردم.
چقدر طول کشید تا به این سوی جعبه جادو بیایید؟
در سیزده سالگی در دفاتر فیلمسازی کار میکردم و بتدریج وارد دنیای بازیگری در نقشهای کوتاه شدم و پشت صحنه فیلمها و سریالها کمک میکردم. «کلاغ» و «شازده احتجاب» ازجمله کارهایم در آن سالها بود. البته چندسالی به دلیل مخالفت خانوادهام که بازیگری در آن فضا را مخالف باورهای مذهبی میدانستند، کار نکردم تا انقلاب پیروز شد و با «اعدامی»، هم پشت دوربین فعالیت داشتم و هم چند سکانس نقش مامور امنیتی را کنار داوود رشیدی و مرحوم فنیزاده بازی کردم.
کارهای سینمایی و تلویزیونی زیادی در کارنامه دارید. فکر میکنید کدام نقش میتواند در بازیگری شما را به آنچه میخواهید برساند؟
راستش هنوز نقشی را که میخواهم بازی نکردهام. البته دنبال نقش شاخص و برجستهای هم نیستم. من به تاثیر خنده در بهبود زندگی اعتقاد زیادی دارم و همیشه دوست دارم نقشهایی را بازی کنم که مردم را شاد کند. از این لحاظ همکاری با رضا عطاران را در دو سریال «متهم گریخت» و «ترش و شیرین» بسیار میپسندم. قبل از این دو کار نقش طنز به من نمیدادند و عطاران توان من را در این زمینه کشف کرد.
بجز عطاران از همکاری با کدام کارگردانها در تلویزیون لذت بردید؟
خودم را مدیون عبدالله باکیده میدانم. در سریال «مهمانی از بهشت» که برای ماه رمضان ساخته شد، من در کنار علیرضا اوسیوند نقشهای اصلی را ایفا میکردیم و تحول قابل توجهی در کار من به وجود آورد. با او در «حباب» و «شرکت» هم کار کردم. همین طور با همایون اسعدیان در «بچههای خیابان» و «راه بی پایان» کار کردم که خیلی از وقار و متانت این کارگردان آموختم.
در سینما هم فعالیت زیادی داشتهاید، اما کارهای تلویزیونی بیشتر موجب به چشم آمدن کارهای شما شده است. علت جادوی این رسانه چیست؟
این یک واقعیت است که تلویزیون فراگیرتر بوده و تاثیر زیادی در مردمی شدن یک بازیگر دارد. راستش این روزها مردم خیلی سراغم را میگیرند. در همین ماه رمضان اخیر بارها من را شرمنده کردند. این به واسطه بازی من در سریالهایی چون «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»، «پیامک از دیار باقی»، «اگه بابام زنده بود»، «شرکت» و... است.
دوست دارید با کدام کارگردان در تلویزیون کار کنید؟
باردیگر با رضا عطاران. او آدمی است که به خاکخوردههای بازیگری میدان میدهد و قدر آنها را میداند.
حرف آخر...
عملکرد تلویزیون با گذشته اصلا قابل مقایسه نیست و صددرصد پیشرفت داشته، ولی درباره بعضی سریالسازیها باید تجدید نظر شود و از بزرگانی که خانهنشین شدهاند دعوت شود در کنار جوانان مشغول به کار شوند.
مریم اکبرلو
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....