حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر آلبرت الیس، سرشناسترین روانشناس قرن اخیر و پایهگذار رویکرد درمان عقلانی، هیجانی، رفتاری است و مکتب خود را براساس سخنی از اپیکتتوس، فیلسوف قرن اول بنا نهاد که میگوید «این وقایع و انسانها نیستند که ما را آشفته و پریشان میکنند، بلکه باورها و تفسیرهای ما درباره آن وقایع ما را آشفته میسازند» یعنی شما با طرز فکر، احساس و رفتارتان در یک وضع خاص میتوانید آن را بهتر یا بدتر کنید. در این روش ما میتوانیم با تغییر دادن طرز پاسخدهی به احساس و رفتارمان با مشکلات زندگی کنار بیاییم.
رفتار درمانی عقلانی ـ هیجانی در اصل درمانشناختی رفتاری و اولین درمانی است که معتقد است مردم در طرز پاسخدهی به وقایع زندگیشان حق انتخاب دارند و همه چیز را در گذشته رقم نمیزند. مردم واقعا تحت تاثیر دوران کودکیشان و اتفاقاتی که بعد از آن برای آنها رخ میدهد آزرده نمیشوند، بلکه عمدتا خودشان، خود را آشفته میکنند. آنها میتوانند خود را بابت اتفاقات و امور زندگی ناراحت کنند و میتوانند نکنند. البته اشتباه نباید کرد که منظور آلبرت الیس بیتفاوتی نسبت به اتفاقات زندگی نیست، بلکه وی معتقد است آنچه را که میتوانید تغییر بدهید، تغییر بدهید ولی به در و دیوار زدن برای تغییر آنچه نمیتوانید آن را تغییر بدهید نامعقول است، یعنی ناکارآمد است و با این کار بیدلیل خودتان را آشفته میکنید؛ مثلا اگر انسانها معقولانه به خود بگویند «دوست نداشتم این اتفاق ناگوار برای من پیش بیاید و آرزویم این بود که پیش نیاید» آنها احساس سالم، اما منفی خواهند داشت احساساتی مانند دلسردی و تاسف، اما اگر به طور نامعقول به خودشان بگویند این گرفتاری نباید پیش میآمد، نباید اجازه میدادم چنین و چنان شود و خود و دیگران و دنیا را سرزنش میکنند و دچار نشخوار ذهنی میشوند. در اینجا ما گرفتار احساس منفی، اما ناسالم خواهیم شد احساسات منفی ناسالم ما را دچار وسواس فکری، عملی و هراس و گریز از حل مشکلات میکند. رفتار عقلانی ـ هیجانی اولین درمان مطرحی است که برای زیرسوال بردن و به حداقل رساندن باورهای نامعقول و تبدیل آنها به ترجیحات معقول که پیامدهای سالمتری دارند از روشهای فکری، هیجانی و رفتاری استفاده میکنند.
این درمان بین انسان و رفتار انسان فرق میگذارد و میگوید اگرچه آدمها رفتار میکنند ولی آنها همان رفتارشان نیستند. اگر شما بگویید من آدم خوبی هستم، چون خوب رفتار میکنم یا بگویید من آدم بدی هستم، چون بدرفتار میکنم دو تعمیم افراطی نادرست دادهاید چون اگر آدم خوبی بودهاید باید بدون استثنا خوب عمل میکردید و اگر انسان بدی بودید باید همیشه و بدون استثنا بد عمل میکردید پس شما انسان متغیری هستید که هم رفتارهای خوب و هم رفتارهای بد دارید و هرگز نمیتوانید بدون نقص باشید.
پیام درمان عقلانی ـ هیجانی این است که با گرفتاریهای اجتنابناپذیر زندگی، برخورد معقولانه داشته باشیم.
رابعه موحد
روانشناس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....